.
#امام_زمان
#واگویه_خوانی و توسل به امام زمان روحی له الفدا _ حاج مهدی #سماواتی
∞═┄༻↷↭↶༺┄═∞
«السّلام عليك يابقية الله في أرضه السّلام عليك أيّها الإمام المنتظر»
کویر تشنه شده قلبم ای سحاب بیا
تمام زندگیم بی تو شد سراب، بیا
هزار جمعه گذشت و نقاب نگشودی
به جانِ فاطمه این جمعه بی نقاب بیا
مباد آنکه بیایی و مرده باشم من
شتاب کن که اجل می کند شتاب بیا
به کوچه کوچۀ شهرم ز خون دل همه شب
برای آمدنت ریختم گلاب بیا
به دردهایِ به حیدر نگفتۀ زهرا
*«ذابَ لَحمُها ، حَتّی صارت کَالخیال و صارت عظماً لیس علیه إلّا جلده ..» گوشتِ بدنم آب شده اسماء .. پوستم به استخوان چسبیده ..*
به دردهایِ به حیدر نگفتۀ زهرا
به ناله هایِ سحرگاه بوتراب بیا
یا صاحب الزمان .. یا صاحب الزمان ..
*گوش جان رو باز کنیم هنوز صدایِ امیرالمومنین به گوش میرسه که می فرمود : نَفسِی عَلَى زَفَرَاتِهَا مَحبُوسَةٌ .. یا لَیتَــهَا خَرَجَـت مَـعَ الزَّفَـرَاتِ .. لَا خَیرَ بَعـدَكَ فِی الحَیـاةِ وَ إِنَّمَا .. أَبكِی مَخَـافَةَ أَن تَطُولَ حَیاتِی ..*
به سینه ای که شکست از سُم ستور، قسم
*سینۀ مادر مدینه بینِ در و دیوار سینۀ میوۀ دلش کربلا زیرِ سم اسب ها ..*
به سینه ای که شکست از سُم ستور، قسم
به صورتی که شد از خون سر خضاب بیا
ــــــــــــــــــ
#حاج_مهدی_سماواتی
#روضه_حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#مناجات_امام_زمان_عجل_الله_تعالی
#فاطمیه
#مناجات_دعا
بیاد #پدر_موشکی_ایران #شهید_طهرانی_مقدم صلوات
👇
.
دانشجویانی که مخالف بازگشت جنازه شهدا بودند.
#تلنگر
#برگه_امتحان📑
+سرکلاس استاد از دانشجویان پرسید:🤔
+این روزها شهدای زیادی رو پیدا میکنن و میارن ایران...😐
+به نظرنتون کارخوبیه⁉️🤔
+کیا موافقن؟؟؟ ✅
+کیامخالف؟؟؟؟
_اکثر دانشجویان مخالف بود😡
_بعضی ها میگفتن: کارناپسندیه....نباید بیارن...😏
_بعضی ها میگفتن: ولمون نمیکنن ...گیر دادن به چهار تا استخوووون... ملت دیوونن❕"😤
_بعضی ها میگفتن: آدم یاد بدبختیاش میفته❕😰
تا اینکه استاد درس رو شروع کرد ولی خبری از برگه های امتحان جلسه ی قبل نبود...📄
_همه ی سراغ برگه ها رو می گرفتند.🤔
ولی استاد جواب نمیداد...😐
_یکی از دانشجویان با عصبانیت گفت:استاد برگه هامون رو چیکار کردی❓
_ شما مسئول برگه های ما بودی❓😡😤
استاد روی تخته ی کلاس نوشت: من مسئول برگه های شما هستم...🤔📝
استاد گفت: من برگه هاتون رو گم کردم و نمیدونم کجا گذاشتم؟🤔⁉️
_همه ی دانشجویان شاکی شدن.
استاد گفت: چرا برگه هاتون رو میخوای
_گفتند: چون واسشون زحمت کشیدیم😓
_درس خوندیم📚📖🖊
_هزینه دادیم💵💶💷
_زمان صرف کردیم...🕒
هر چی که دانشجویان میگفتند استاد روی تخته مینوشت...📝
استاد گفت: برگه های شما رو توی کلاس بغلی گم کردم هرکی میتونه بره پیداشون کنه❓
_یکی از دانشجویان رفت و بعداز چند دقیقه با برگه ها برگشت ...📄📄📄
+استاد برگه ها رو گرفت و تیکه تیکه کرد.
_صدای دانشجویان بلند شد.😱😱😱
استاد گفت: الان دیگه برگه هاتون رو نمیخواین! چون تیکه تیکه شدن!😌
_دانشجویان گفتن: استاد برگه ها رو میچسبونیم.
برگه ها رو به دانشجویان داد و گفت:شما از یک برگه کاغذ نتونستید بگذرید و چقدر تلاش کردید تا پیداشون کردید،پس چطور توقع دارید مادری که بچه اش رو با دستای خودش بزرگ کرد و فرستاد جنگ؛ الان منتظره همین چهارتا استخونش نباشه⁉️🤔
بچه اش رو میخواد، حتی اگه خاکستر شده باشه.😔
_چند دقیقه همه جا سکوت حاکم شد!
و همه ازحرفی که زده بودن پشیمون شدن!!😔😔😔
💔تنها کسی که موافق بود ....
💔فرزند شهیدی بود که سالها منتظر باباش بود... 😔😔😔😔😔
یادشہداباذڪرصلوات 🌷
بیاد سردار سلیمانی و بیاد #پدر_موشکی_ایران #شهید_طهرانی_مقدم و حاج احمد متوسلیان
.