eitaa logo
مجمع الذاکرین مداحان کشوری و بخش پیربکران شهرستان فلاورجان اصفهان
3.3هزار دنبال‌کننده
8.3هزار عکس
10.8هزار ویدیو
1.1هزار فایل
مجمع ذاکرین مداحان بخش پیربکران بسیج مداحان آموزش مداحی امام حسین(ع)محل کلاس پایگاه بسیج کرافشان حوزه شهید بهشتی چهارشنبه شبه ساعت ساعت ۱۹/۳۰ مداح اهل بیت مهدی عباسی شماره تماس مجتبی موسوی ونهری: 09130857625 لینک کانال: @madahanpirbakran
مشاهده در ایتا
دانلود
ای لشکر حق را سر و سردار اباالفضل وی دست علی در صف پیکار اباالفضل هم خون حسین بن علی در تن پاکت هم روح تو در پیکر ایثار اباالفضل ریحانة دو فاطمه، ماه سه خورشید آرام دل حیدر کرار اباالفضل مانند تو در ارتش اسلام که دیده فرمانده و سقا و علمدار اباالفضل تو ماه بنی هاشمی و ما شب تاریک تو لالة عباسی و ما خار اباالفضل هم کاشف کرب پسر فاطمه هستی هم خیل بنی فاطمه را یار اباالفضل بر حاجت خود کرده صد و سی و سه نوبت هر خسته دلی نام تو تکرار اباالفضل در مصر ولایت شده بر یوسف زهرا تو مشتری و علقمه بازار اباالفضل عشق و ادب و غیرت و ایثار و شهادت کردند به آقایی ات اقرار اباالفضل تو رسته ای از خویش و گرفتار حسینی خلقند به عشق تو گرفتار اباالفضل ما بهر تو گریان و زند زخم تو خنده پیوسته به شمشیر شرربار اباالفضل برخیز سکینه به حرم منتظر توست جامش به کف و اشک به رخسار اباالفضل از سوز عطش آب شده طفل سه ساله مگذار بگرید به حرم زار اباالفضل تا آن که ببینند به تن دست نداری یک لحظه سر از علقمه بردار اباالفضل مگذار رود زینب کبری به اسیری ای دست علی ، دست برون آر اباالفضل تو چشم حسینی که زده تیر به چشمت ای دور حرم چشم تو بیدار اباالفضل کی گفته تن پاک تو در علقمه تنهاست گردیده تو را فاطمه زوار اباالفضل خون دل ما را که شده اشک عزایت زهرا و حسین اند خریدار اباالفضل مگذار شود خشک دمی دیدة "میثم" چشمی که بگریم به تو بسیار اباالفضل
ای لشکر حق را سر و سردار اباالفضل وی دست علی در صف پیکار اباالفضل هم خون حسین بن علی در تن پاکت هم روح تو در پیکر ایثار اباالفضل ریحانة دو فاطمه، ماه سه خورشید آرام دل حیدر کرار اباالفضل مانند تو در ارتش اسلام که دیده فرمانده و سقا و علمدار اباالفضل تو ماه بنی هاشمی و ما شب تاریک تو لالة عباسی و ما خار اباالفضل هم کاشف کرب پسر فاطمه هستی هم خیل بنی فاطمه را یار اباالفضل بر حاجت خود کرده صد و سی و سه نوبت هر خسته دلی نام تو تکرار اباالفضل در مصر ولایت شده بر یوسف زهرا تو مشتری و علقمه بازار اباالفضل عشق و ادب و غیرت و ایثار و شهادت کردند به آقایی ات اقرار اباالفضل تو رسته ای از خویش و گرفتار حسینی خلقند به عشق تو گرفتار اباالفضل ما بهر تو گریان و زند زخم تو خنده پیوسته به شمشیر شرربار اباالفضل برخیز سکینه به حرم منتظر توست جامش به کف و اشک به رخسار اباالفضل از سوز عطش آب شده طفل سه ساله مگذار بگرید به حرم زار اباالفضل تا آن که ببینند به تن دست نداری یک لحظه سر از علقمه بردار اباالفضل مگذار رود زینب کبری به اسیری ای دست علی ، دست برون آر اباالفضل تو چشم حسینی که زده تیر به چشمت ای دور حرم چشم تو بیدار اباالفضل کی گفته تن پاک تو در علقمه تنهاست گردیده تو را فاطمه زوار اباالفضل خون دل ما را که شده اشک عزایت زهرا و حسین اند خریدار اباالفضل مگذار شود خشک دمی دیدة "میثم" چشمی که بگریم به تو بسیار اباالفضل
. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم غزل - مدح و مرثیه حضرت رقیه سلام الله علیها دُردانه که آهی بکشد آه بگیرد آهَش یَقِه یِ دشمنِ درگاه بگیرد بر هم بزند خوابِ سپهدارِ سیاهی چون ذکرِ علیاً ولیُّ الله بگیرد پیشِ پدرش خاطرِ دردانه عزیز است او که بکِشد آه دلِ ماه بگیرد آنقدر شبیه است به مادر که حرامی... راهِ گلِ ما را وسطِ راه بگیرد مصداقِ تولّا و تبرّایِ امام است وقتی که دَمِ نصرُ منَ الله بگیرد اصلاً همه یِ روضه همین است که طفلی... بر دامنِ خاکی سرِ یک شاه بگیرد شانه به مویِ خاکی و آشفته یِ سر زد دستی که ندارد... بغلش... آه بگیرد از شعله و شلّاق و شب و روزِ حرم گفت از زجرِ حرامی که اگر راه بگیرد... با ضربه یِ سیلی ببرد سویِ دو دیده تا دست به دیوار گُلی گاه بگیرد پایِ سرِ بابا به لبش لطمه زد و گفت کی می رسد آقا که تقاص... آه... بگیرد .
. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم غزل - مدح و مرثیه حضرت علیه السلام همین که راه نبستی به رویِ من ممنون همین که ذکرِ لبم شد حسن حسن ممنون همین که پایِ عَلم با نوایِ یاحیدر اجازه دادی و وا شد لب و دَهن ممنون اگرچه نوکرِ تو در عمل نبودم من همیشه دم زده ام از تو در سخن ممنون منم گدایِ حرم... سیّدالکریم تویی تو نان رِسان شده ای قبلِ در زدن ممنون حریمِ تو حرمِ یارِ ماست... کرب و بلاست شمیمِ سیب رساندی به هموطن ممنون اگرچه یارِ حسینی ولی کفن شده ای بخوان برایِ من از شاهِ بی کفن ممنون غروب آمد و بخشید جان و مالش را عبا و خوُود و نگین داد و پیرهن!!! ممنون نرفت هیچ کسی دستِ خالی از گودال نخواه روضه یِ سمهایِ اسب و تن... ممنون سری به نیزه نشست و شکست پهلویی ببار و ندبه بخوان پا به پایِ من ممنون .
. غزل مدح امامزاده صالح ابن موسی الکاظم علیه السلام گریز روضه کربلا از نسل بارانی و بارانی شدم در خانه ات تو شمع سلطانی غلامان رضا پروانه ات مثل کبوترهای تجریش شما تشویش را... هرگز نخواهم دید من از یُمنِ آب و دانه ات سینه به سینه منتقل شد قصّه های عشقتان ناز نگاه شاه مشهد برْکتِ افسانه ات اهل بصیرت بودی و پای ولایت مانده ای آواره یِ صحرا شدی آقا ولی دُردانه ات... پای برهنه در بیابان مضطر و حیران نشد هرگز نخورده تازیانه خواهر فرزانه ات صالح فدای روضه های عبدِ صالح... یاحسین... خنجر کشیدند از قفا افتاد سر بر شانه ات مادر تماشا کرد وقتی مَرد افتاد از نفس شد ندبه خوان با معجری که سوخته پروانه ات ۹۹/۴/۵📃 زیارتنامه حضرت صالح بن موسی الکاظم علیه السلام( السَّلامُ عَلَیکَ اَیُّهَا السَّیِّدُ الزَّکِیُّ، اَلطّاهِرُ الوَلِیُّ، وَالدّاعِی الحَفِیُّ؛ اَشهَدُ اَنَّکَ قُلتَ حَقّاً، حَقّاً، وَنَطَقتَ حَقّاً وَصِدقاً، وَدَعوتَ اِلی مَولایَ وَمَولاکَ، عَلانِیَةً وَسِرًّا، فازَ مُتَّبِعُکَ، وَنَجا مُصَدِّقُکَ، وَخابَ وَخَسِرَ مُکَذِّبُکَ، وَالمُتَخَلِّفُ عَنکَ، اَشهَد لی بِهذهِ الشَّهادَةِ، لِاَکونَ مَنَ الفائِزینَ بِمَعرِفَتِکَ وَطاعَتِکَ، وَتَصدیقِکَ وَاتِّباعَکَ، وَالسَّلامُ عَلَیکَ یا سَیِّدی وَابنَ سَیِّدی. اَنتَ بابُ اللهِ المُؤتی مَنهُ، وَالمَأخوذُ عَنهُ، اَتَیتُکَ زائِراً، وَحاجاتی لَکَ مُستَودِعةً، وَها اَنَا ذا اَستَودِعُکَ دینی وَاَمانَتی، وَخَواتیمَ عَمَلی، وَجَوامِعَ اَمَلی اِلی مُنتَهی اَجَلی، وَالسَّلامُ عَلَیکَ وَ رَحمَةُ اللهِ وَبَرَکاتُه.)) ⏫⏫مخصوص شب ولادت حضرت امامزاده صالح بن موسی الکاظم علیه السلام .
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم غزل مصیبت شهادت حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم مدینه می‌زند از غصّه‌یِ حرم بر سر به سینه فاطمه زد در عزایِ پیغمبر هوا هوایِ غم و ناله و غریبی شد علی و فاطمه نوحه‌سرای پیغمبر چقدر کرد خدا دستْ دستْ عزرائیل حیایِ اوست جواب وفایِ پیغمبر " بلا کِشیم و ملامت کشیم و خوش باشیم" خوش است لطمه زدن از برای پیغمبر فدای آن لب و دندانِ زخم خورده‌یِ تو دوباره روضه شده آشنای پیغمبر حسین مِنِّی وُ .... این روضه‌های تکراری گمان کنم شده گودال جای پیغمبر به روی سینه‌یِ پیغمبرِ حرم چکمه زِ هوش رفتنِ یاس و صدای پیغمبر میانِ طُرِّه‌یِ گیسوی شاه پنجه که رفت شکست حُرمتِ ناموس‌های پیغمبر دعای شهر مدینه دعای کرب‌وبلا بیا امید دلم دلربای پیغمبر .
. امام حسن مجتبی علیه‌السلام سالروز تخریب بقیع حسرتِ جنّت شده عطرِ همین گرد و غبار این حسن یعنی علیِ دیگری با ذوالفقار گرد و خاکِ صحنِ او داده به عالم آبرو آسمان با بردنِ نامش گرفته اعتبار هر چه باشد او ولیعهدِ علی شیرِخداست برقِ چشمش حیدری و چاره‌یِ خَصمش فرار ریشه‌هایِ فتنه‌یِ سرخِ جمل را او زده بی‌قراریِ علی را مثلِ مادر شد قرار آسمان با دیدنِ فرزندِ حیدر نعره زد لا فتی الّا علی لا سیفِ اِلّا ذوالفقار او که در کوچه عصایِ دستِ زهرا بوده است او که از مَحرم ندیده خیر در این روزگار بر دل و جانش اگر آتش هلائِل می‌زند می‌شود با روضه‌یِ گودالِ خون ابرِ بهار از غمِ سلطانِ بی‌غسل و کفن چشمِ حسن... می‌شود گریان میانِ ندبه‌یِ دوریِ یار .
. مدح و مرثیه امام حسین علیه‌السلام حیِّ علیٰ حسینیه نوحوُا‌علیَ‌الحسین وابسته بوده عشق به تو از اَزل حسین روزی هزار مرتبه شکرِخدا کم است یکبار اگر قلم بزنم در غزل حسین بی‌تابِ روزِ مرگ شدم چون شنیده‌ام می‌گیری عاقبت تو گدا در بغل حسین پرونده‌ام ملائک اگر زیر و رو کنند یک نکته مثبت است بکاءٌ علیَ‌الحسین بیچاره‌ام اگر نرسی تو به داد من آواره‌ام اگر ندهی تو محل حسین اصلاً بهشتِ نوکرتان دیدنِ شماست شیرین‌تر است ذکرِ تو از هر عسل حسین دِیْر ُو تنورِ خولی و سرنیزه‌ها و تشت قلبِ حرم کجا که نرفته مَعَ‌الحسین جامِ شراب و حالِ رباب و خرابه شد برهانِ ندبه‌ها و دمِ العجل حسین .
مناجات و روضه شب احیا_ماهور.mp3
5.95M
علیه‌السلام(شب قدر) 🎼 به مناجات من امیدی نیست آنکه داده به من اُمید علیست ذکر من عالیُ بِ حقِّ علی مرتضی یک نظر کند کافیست دین مگر جز ولایت مولاست اصل توحید با علی باقیست بندگی نوکریِ این آقا معنیِ زندگی یَمُت یَرَنی‌ست بِ علیٍّ الهی العفو است ذکر اِحیای هر که زهرائیست در مناجات و در عباداتم شکرُلِلَّه علی علی جاریست بَدَم اما به خوب متّصلم هر نشد با علی علی شدنی‌ست ای مناجات هر شب زهرا هر که آه تو را شنید گریست سرِ خود را فرو بِبر در چاه بغض خود را فرو نَبر کافیست ناله کن...گریه کن...بزن فریاد روضه‌ات گفتنی نبوده وُ نیست پیش چشمت چه شد؟! زبانم لال که زمین خورده؟! آسمان ابریست پسرانت ستون دین هستند علّت لرز این ستونها چیست؟! گل یاس کبود یعنی چه؟! روی گلبرگ ردِّ پنجه‌ی کیست؟! دَرو دیوارها عذابت داد؟! این جواب سفارشات نبی‌ست؟! ای خدا حقِّ غربت حیدر بُگذر از هر که آشنای علیست بِ علیٍ علی که می گوییم می‌شود گفت یار تنها نیست... ✍ .
🏴 🏴 ✍شاعر:مجتبی دسترنج ملتمس ▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️ ندارد عشق در مدح کسی جز یار مفهومی فدایت ای‌که بر هفت آسمان عشق منظومی تویی کوه کرم چون حضرت شیر خدا آری، چرا که با شما دیگر، نماند عبد محرومی.. اگر زهراست خورشید جهان، تو ماه او هستی که اینگونه میان ظلمت شب‌ها تو معلومی تویی معصومه پرورده، تویی معصومه از این رو.. که هم دختر وَ هم خواهر وَ هم عمه به معصومی نباشد مدح تو کار کسی غیر از خدای تو که مداح تو اللّه و.. تو مدح حیّ قیومی تو اسرار خدایی چون اَب و اُم و اَخی‌هایت که در دنیای فانی فاش گویم، سرّ مکتومی فدای نام زیبایت، به قربان صفاتِ تو... تویی ام الحیا، ام الوقار و ام کلثومی به طفلی در میان کوچه ها غم‌ دیده چشمانت که از طفلی به رنج و غصه‌ی سیلی تو محکومی پس از روز دوشنبه، روز عاشورا میان آمد سری بر نیزه ها بود و.. تویی کز ناله مغمومی بمیرد «ملتمس» وقتی، نوشته مقتل این غم را که بی عباس در کوفه، تو مظلومی تو مظلومی