14000821-bazri-madh.mp3
1.8M
|⇦•کنج تنهاییِ سرماکده ...
#مدح_خوانی ویژه ولادت اباالمهدی امام حسن عسکری سلام الله علیه به نفس حاج محمد رضا بذری
.
|⇦•کنج تنهاییِ سرماکده ...
#مدح_خوانی ویژه ولادت اباالمهدی امام حسن عسکری سلام الله علیه به نفس حاج محمدرضا بذری
●━━━━━━───────
کنج تنهاییِ سرماکده میلرزیدیم
که دَمِ گرم تو با سوزِ زمستان آمد
دهنم شیرین شد؛ با دَمِ حلوا حلوا
بر لبم تا عسلِ ذکرِ «حسن جان» آمد
تا هَرَس شد دلم از خارِ هوسآلوده
گلِ عشق تو به مهمانیِ گلدان آمد
مردگی؛ زندگیام بود، که با آمدنت
با دَمی از نفست در تنِ من جان آمد
افتخار است، که در خانهی تو پادریام
همه جا جار زدم خاک درِ عسکریام
ای که با نام تو دل میشود آرام، سلام
با غزل میدهد این شاعرِ بینام، سلام
به شکار آمدی و صید نکرده دیدی
میدهد صید، به صیادِ خود از دام، سلام
مِیِ میخانهی ما بردنِ نامِ ساقیست
همنوا با لبمان داده به تو جام، سلام
جای آنان که تو را در قفس انداختهاند
میدهد محضرت آن شیر، که شد رام، سلام
حسرتت روی دلش ماند، ولی در شب و روز
داد کعبه به تو با جامهی احرام، سلام
زندگی پای قدومِ تو سر انداختن است
چارهام پیشِ نگاهت سپر انداختن است
حاضرم نذر نگاهت بدهم دنیا را
اگر از پنجرهی عرش ببینی دل ما را
برگهی نوکریام مثل خودم تا شده است
دارم امّید، که پایش بزنی امضا را
آرزوی لبم این است، به پایت بچشد
بوسهبارانیِ ششگوشهی سامرّا را
به غبارِ حرمت فرصتِ پرواز، بده
تا که جارو بزند جادهی زائرها را
کاشکی حاجتِ امروزِ مرا دریابی
شاید اصلا نکشیدم نفسِ فردا را
با نفسهای دعای تو و لطف پدرت
کاش یک روز، بیایم حرمت با پسرت
تو دعا کن که دعاها به ثریّا برسد
تا که امرِ فرج از عالمِ بالا برسد
داستانِ شبِ هجران چقدَر طول کشید
نورِ خورشیدِ تو ای کاش، به یلدا برسد
رحم کن حضرت یعقوب، به کنعانیها
تو دعا کن که مگر یوسفِ زهرا برسد
مُردهها چشم به راه قدمِ زندگیاند
کاش بر پیکر این قوم، مسیحا برسد
تو دعا کن که به تقویمِ شبآلود، شده
صبحِ موعودِ خدا؛ روزِ خوشِ ما برسد
بانی اصلی میلادِ گلِ لبخندت
سال آینده شود کاش، خودِ فرزندت
#شاعر :رضا قاسمی
ــــــــــــــــــ
#میلاد_امام_عسکری
#میلاد_امام_حسن_عسکری_علیه_السلام
#حاج_محمد_بذری
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
.👇
.
|⇦•به محضرت چو غبار..
#مدح_خوانی و توسل به حضرت معصومه _ حاج مهدی رسولی
●━━━━━━───────
به محضرت چو غبار اوفتاده می آیم
اراده نیست مرا بی اراده می آیم
بر آستان تو ای آستین معجزه ریز
به روی دست دلم را نهاده می آیم
چنان غبار به پیشت ز اشتیاق حضور
گهی سواره و گاهی پیاده می آیم
کسی چنان که تو دستم گرفته ای نگرفت
چو ذره دست به خورشید داده می آیم
اگرچه در به رویم میگشایی اما من
فقط به خاطر روی گشاده می آیم
السلام علیک دلتنگم
ای بمیرم که مایۀ ننگم ..
رسید محضر امام رضا(ع) حضرت فرمود ریان ابن شبیب میدونی امروز چه روزیه؟ گفت آقا نمیدونم میشه شما بفرمایید ! فرمود ریان ابن شبیب امروز اول محرمِ .. میخوام بگم یا امام رضا، از خواصِ شما نمیدونست اولِ ماهِ محرمِ .. میدونی این مردم از کی منتظرِ مُحرمند .. حسین ..
من که در پیچ و خم جادۀ دنیا ماندم
دردم این است چرا این همه تنها ماندم؟!
یک نفر نیست به داد منِ تنها برسد؟
در پی «راه بلد» در دل صحرا ماندم
حلّ این مشکل امروز به دست فرداست
چند سالی است که در حسرت فردا ماندم
در حقیقت شده آیا که بپرسم از خود
چه قدَر منتظر یوسف زهرا ماندم؟!
من به دنبال تو امّا تو کنارم هستی
آه ... من با لب تشنه، لب دریا ماندم
چه کسی گفته که تو غایبی آقا؟! غلط است
منِ آلوده در این غیبت کبری ماندم
نوکری روسیهم ... جای تعجّب دارد
با تمام بدی ام باز هم «آقا» ماندم
یا بگویید:«بیا» یا که بگویید: «برو»
خسته ام بس که در این «شاید و امّا» ماندم
پسر فاطمه! نگذار که ناکام شوم
جلوه کن منتظر جلوه ی طاها ماندم
کربلا، پای پیاده، چه قدَر می چسبد
من که امسال هم از کرب و بلا جا ماندم
شاعر : #محمد_فردوسی
این همه راه دویدم ز پی دلدارم
به امیدی که در این دشت برادر دارم
تو دعا کن به کنار بدنت جان بدهم
فکر همراهی با شمر دهد آزارم
اسب ها پای خود از سینۀ او بردارید
من هم از این تن بی سر شده سهمی دارم
خیز و نگذار که ما را به اسیری ببرند
من که از راهی بازار شدن بیزارم
ک عبا داشتی و خرج علی اکبر شد
با چه از روی زمین جسم تو را بردارم
به وداع من و تو خیره بُوَد چشم رباب
خواندم از طرز نگاهش که منم دل دارم
شاعر: #سعید_خرازی
نه از لباس کهنه ات نه از سرت شناختم
تو را به بوی آشنای مادرت شناختم
تو را نه از صدای دلنشین روز های قبل
که از سکوت غصه دار حنجرت شناختم
تو شعر عاشقانه بودی و من این قصیده را
میان پاره پاره های دفترت شناختم
قیام در قعود را، رکوع در سجود را
من از نماز لحظه های آخرت شناختم
غروب بود و تازه من طلوع آفتاب را
به روی نیزه، از سر منورت شناختم
شکست عهد کوفه .. این گناه بی شمار را
به زخم های بی شمار پیکرت شناختم
تو را به حس بی بدیل خواهر و برادری
به چشم های بی قرار خواهرت شناختم
اگرچه روی نیزه ای ولی نگاه کن مرا
نگاه کن .. منم .. سکینه .. دخترت .. شناختی؟
شاعر: #رضا_حاج_حسینی
نه تو جسارت دیده ای نه من جسارت
نه تو اسارت دیده ای نه من اسارت
نه تو به غارت رفته ای نه من به غارت
پس ما دو تا قربانِ آن خواهر-برادر
با نیزه ای تا شاه را از حال بردند
یك یك تماماً رو سوی اموال بردند
هر آن چه را كه بود در گودال بردند
تسبیح، عبا، عمامه، انگشتر، برادر!
شاعر : #علی_اكبر_لطیفیان✍
#کربلایی_مهدی_رسولی🎤
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
👇
.👆👆
#مدح_خوانی
#نوحه
#حضرت_معصومه
مظهرحجب و حیا فاطمه ی معصومه
گوهر کشور ما فاطمه ی معصومه
مریم آل عبا فاطمه ی معصومه
جان به قربان تو یافاطمه ی معصومه
فاطمه نام تو و زِینِ اَبی بی بی جان
معدن عفت و کوه اَدبی بی بی جان
فَلَهُ الجَنهَ” هرآنکس که تورازارَبِقُم” حرمت خانه ی امید تمام مردم شده حج فقرا مثل امام هشتم ای که احسان وسخا،جود و کرم عادَتَکُم زمزم از حوض حیاط حرمت میجوشد خضر پیراهن خدام تو را می پوشد گرد شمع تو زدن حلقه تمام علما خاک بوسی شما فیض مدام علما بردن نام تو شد ذکر قیام علما زیر پاهای تو خاکند عِظام علما شاَن تو چیست
فَداها” به توگفته معصوم شاَن تو مثل خود فاطمه شد نامعلوم بهترین عبد خدایی و سراپا توحید به مقامت نرسد درک بشر بی تردید ای به دل های پراز غم شده نور امید خشتی از گنبد زرد حرم تو خورشید کردی آباد دل خشک کویرم را تو شهر قم مثل بهشت است برایم باتو هرکه بر روی لبش نام تو دائم دارد نظر لطف به او حضرت کاظم دارد دین ما هست در آن هرچه که لازم دارد تا احادیث صحیحی چوفَواطِم” دارد هرکسی درحرمت ذکر رضاجان برده روی درد و غمش انگار که سوهان خورده کربلا برده مرا شاه خراسان هربار شده ام عازم مشهد به دعایت بسیار کار من نیست به لطف و کرم تو دشوار باید این را بکنم تا به قیامت اقرار `حوض سلطان”شدم ازبسکه نمک گیر توام گفتم از فاطمه تا در پی تفسیر توام بازهم فاطمه و حال خراب و بستر گرچه از دردشب و روزشده چشمش تر زخم بر بازو و برسینه ندارد آخر با نفس هاش نیامد به لبش جان دیگر یاد زهراست اگر گریه ی او جانکاه است عمر هر فاطمه از آل نبی کوتاه است #محمد_داوری .
.
|⇦•سرشار از ترانه ی یك رود...
#مدح_خوانی ویژۀ ولادت عقیلۀ بنی هاشم حضرت زینب سلام الله علیها اجرا شده در سال۱۴۰۰ به نفس سید مجید بنی فاطمه
●━━━━━━───────
سرشار از ترانه ی یك رودِ جاری ام
امروز در نهایتِ امّیدواری ام
احساس میكنم كه به دریا بدل شدم
احساس میكنم كه بر این خاك جاری ام
یك لحظه شادمانم و یك لحظه غرق اشك
لبخند ناگهانیِ اَبرِ بهاری ام
با دست خالی آمده ام محضر شما
رحمی كنید بر من و بر این نداری ام
دستِ دلم دخیلِ پر چادرِ شماست
بانو چه دیدنی است من و بی قراری ام
یك عُمر دوستدار حسین تو بوده ام
حتماً به این دلیل تو هم دوست داری ام
فانی ولی به لطف شما جاودانه ایم
خدمتگزار بانویِ این آستانه ایم
از روشنای عرش طلوعی دگر رسید
حوریه ای دوباره به شكل بشر رسید
این بار چندم است كه در باغِ اهل بیت
طوبای فاطمیِّ علی را ثمر رسید
بانو تو آمدی و به شامِ سیاه ما
از فیض گام های تو نورِ سحر رسید
امشب خود خدا به علی هدیه میدهد
تو آمدی و زینتِ قلب پدر رسید
تو آمدی كه دور برادر بگردی و
اینگونه شد مدار فَلَك را قمر رسید
تو آمدی به خاطر تنهایی حسین
یعنی برای كرب و بلا همسفر رسید
ما با حسین شورِ تماشا گرفته ایم
امشب میان زینبیون جا گرفته ایم
خورشید صبح گاهی بامت حسین بود
بعد از دو هفته ماهِ تمامت حسین بود
هر دفعه كه برادرت از راه میرسید
از فرط شور و شوق، سلامت حسین بود
یک راستای نور وجودِ تو زینب است
نوری كه در مسیر امامت حسین بود
ساده ترش شد اینكه نوشتیم زینب و
دیدیم در حقیقتِ نامت حسین بود
در ذیل خطبه های فصیحت مورخان
آورده اند تِکه کلامت حسین بود
در خانواده ای كه واژه ی برخاستن علی است
از كودكی، ذكرِ قیامت حسین بود
خواهر اگر توئی و برادر اگر حسین
نادیده ام برادر و خواهر در عالمین
حتی اگر كه مدح تو را صد كتاب كرد
كی میشود فضائل تان را حساب كرد
چشم من آن گلی كه به حسرت شكفته است
باید به لطف گام تو گُل را گلاب كرد
حتی بیان نام تو اعجاز میكند
این اسم، سیئات مرا هم ثواب كرد
هر حاجتی كه پیش خداوند برده ام
گفتم به حق زینب و او مستجاب كرد
آیینه ی تمام قَدِ حُجب فاطمه
خورشید را طلوع رخت در نقاب كرد
ای خواهرِ كریمِ مدینه فقیر را
یك گوشه از كرامتت عالی جناب كرد
تو آسمان ترینی و بالا تر از تو نیست
ای خانمی كه هیچكس آقاتر از تو نیست
ای لحن خطبه های تو شیواتر از همه
مضمون جمله های تو گویاتر از همه
تعریف داغ در نظرت جور دیگری ست
ای كربلا به چشم تو زیباتر از همه
حتماً تمام واقعه را خوب دیده ای
ظهری كه بود جای تو بالاتر از همه
اما كسی ندید كه نفرین كنی چرا
ای آن كه ربنای تو گیراتر از همه
ظهری كه سی هزار نفر بود و یك نفر
افتاده بود زخمی و تنهاتر از همه
ظهری كه در هجوم به گودال تیر و تیغ
پیچیده می شدند و معماتر از همه
این بود كه تنش به چه جرمی كفن نداشت
بر روی خاك بود و سری در بدن نداشت
#شاعر سعید پاشا زاده
ــــــــــــــــــ
#سید_مجید_بنی_فاطمه
#میلاد_حضرت_زینب_سلام_الله_علیها
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
👇
14000918-banifatemeh-sherkhani.mp3
3.01M
|⇦•سرشار از ترانه ی یك رود...
#مدح_خوانی ویژۀ ولادت عقیلۀ بنی هاشم حضرت زینب سلام الله علیها اجرا شده در سال۱۴۰۰ به نفس سید مجید بنی فاطمه
.
#مدح_خوانی
#میلاد_حضرت_زهرا
داریم به دل گرمیِ طوفانِ نجف را
داریم به لب مِدحت سلطانِ نجف را
داریم به سر سجده به ایوانِ نجف را
خوردیم فقط شکرِ خدا نانِ نجف را
ما نانِ علی خورده ، نمک گیرِ غدیریم
سوگند به زهرا همه درگیرِ غدیریم
دل اول این شعر به ایوان نجف رفت
گفتیم همه فاطمه و جان به نجف رفت
باید به در خانۀ زهرا بنشینیم
تا لطفِ خدا را به تماشا بنشینیم
تا در خنک سایۀ طوبی بنشینیم
تا ظِلّ قیامت همه بالا بنشینیم
بوسیدن دستان شما واجب عینی است
تعظیم تو بر شیرِ خدا واجب عینی است
دستی که زده بوسه پیمبر فقط این است
آن دخترکی که شده مادر فقط این است
کفوی که شده معنی حیدر فقط این است
یاسی که شده قبلۀ قمصر فقط این است
خانم ، حرمی از تو در این سینه خدا ساخت
از نورِ رُخت یازده آئینه خدا ساخت
بالاتر از آن خط که نوشتند تو هستی
مدحی که نخواندند و نگفتند تو هستی
با نقطۀ با ، نقطۀ پیوند تو هستی
آئینۀ قدیِ خداوند تو هستی
چیزی به جز از نور خداوند نداری
سوگند به توحید که مانند نداری
بانو چه شگفت است هبوطی که تو داری
قدر است چه قدری ملکوتی که تو داری
یا جمع جلال و جبروتی که تو داری
صد رشته قنات است قنوتی که داری
ای آنکه به تو تکیه کند شیرِ خداوند
ای خطبۀ تو غیرتِ شمشیر خداوند
از روز ازل هر تپشت یاد علی بود
نبضت ، ضربانت ، نفست ناد علی بود
این هشت فلک فاطمه آباد علی بود
خانم همۀ حرفِ تو فریاد علی بود
از ریشۀ آن چادر اگر ریشۀ شیعه است
از خطبۀ برّنده ات اندیشۀ شیعه است
در سینه اگر آتشی از شور تو داریم
در دست اگر رایتِ منصور تو داریم
ما چشم فقط جانب منشور تو داریم
دردیم چه غم ، نور علی نور تو داریم
از بارشت ای باد ، پر از لاله شد این باغ
از لطفِ نگاه تو چهل ساله شد این باغ
هر جا که بلند است به زیرِ قدمِ ماست
بر هرچه سه تیغ است شکوهِ علم است
هر بیش که دارند در این پهنه کم ماست
موجیم که که آسودگیِ ما عدم ماست
ما درس جز از محضرِ اسلام نگیریم
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم
هر باد مخالف شده جوشن به تن ما
هر لاله توان داد به برخاستنِ ما
با ماست همیشه نفس بت شکن ما
در سایۀ زهراست تمام وطن ما
صائب چه خوش آورد ز شرح جگر ما
«آسایشِ منزل نبود در سفر ما»
یک روز از این ظلم گران هیچ نماند
از دشمن اسلام نشان هیچ نماند
از آل فلان آل فلان هیچ نماند
از حسرت این پیر و جوان هیچ نماند
یک روز از این دل پر پرواز بسازیم
در خاک بقیع چهار حرم باز بسازیم
گفتید که : سرگرم پریشانی خویشم
سرخوش ز سبویِ غم پنهانی خویشم
شرمندۀ جانان ز گران جانی خویشم
دل بستۀ یارانِ خراسانی خویشم
یاران خراسانی ات امروز به گوشند
لب تر بکنی پایِ شما مرگ بنوشند
شاعر : حسن لطفی✍
#حاج_محمود_کریمی🎤
#مدح_حضرت_زهرا_سلام_الله
مجمع ذاکرین مداحان بخش پیربکران بسیج مداحان
آموزش مداحی امام حسین(ع) تماس 09130857625 محل کلاس سالن حوزه شهید بهشتی پیربکران جمعه ها ساعت 8/30صبح
لینک کانال:
@madahanpirbakran
.
|⇦•من بتولم دختر پیغمبرم...
#مدح_خوانی #ترکی ویژۀ ولادت حضرت زهرا سلام الله علیها در دیدار مداحان اهلبیت علیهمالسلام با #رهبر_انقلاب در سال۱۴۰۱ به نفس کربلایی عبدالله داداشی
●━━━━━━───────
من بتولم دختر پیغمبرم
معنی آیات نور و کوثرم
من به نِسوان درسِ عصمت داده ام
گنجِ عصمت را یگانه گوهرم
مرتضی قرآن ناطق دور اونون معناسیم
افتخاریم وار علی تک رهبره همسنگرم
بلسین عالم بوسوزی تاج سریمدور مرتضا
گرچه زهرایم تمام خلقته تاج سرم
عالم عاشقدور منه من مرتضایه عاشقم
من علینون بیر تکون کل بهشته ویرمرم
بو قدر شان و جلال و منصبیله بر ملا
بو منه بسدور جهاندا که فدای حیدرم
ـــــــــــــــ
ایستور عدو بو کشورین امنیتین پوزا
ضربه ورا صالبتینه عزتین پوزا
بیلمور شهادت عشقی بیزیم قانیمیزده دی
امضای خون رسالت پیمانیمیزده دی
دوز دور که تیغ فیتنه الیندن یالیوق
اما بو میهنه بیز اور کدن وفالبوق
رمز دفاعی بدر و حنین اورگدوب بیزه
آزادگی مرامین حسین ئورگدوب بیزه
اما جهان بیلور بو نظامین مرامینی
هر قطره قانین آلمالیوق انتقامینی
داعش صفت لره یتورون سیز بو مطلبی
جان مثلی ساخالدوق حرم پاک زینبی
فکر ایتمیون بو سینه لره قورخی یرسالوب
فکر ایتمیون بو جبهه سلیمانی سیز قالوب
بو متقی جوانالریمیز قهرماندیلار
هر تک تکی مجاهد دریا نشاندیلار
نوبت دوروبلا جبهه لره عازم اولماقا
ایراندا هامی تشنه دی حاج قاسم اولماقا
ــــــــــــــــــ
#اللّٰهُمَّعَجِّللِوَلیِّڪالفَرَج
#کربلایی_عبدالله_داداشی🎤
#مدح_حضرت_زهرا_سلام_الله
#سرود_حضرت_زهرا_سلام_الله
#روز_مادر #میلاد_حضرت_زهرا
#بیت_رهبری
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
.👇
.
#مدح_خوانی
#امیرالمؤمنین
دلم غیر ایوان پناهی نداشت
دلم زائری بود و راهی نداشت
.
دلم در بساطش جز آهی نداشت
علی داشت آن را که شاهی نداشت
.
به دور امیر کرم گشته ام
صد و ده قدم در حرم گشته ام
.
به او گفتم ای شاه راهم بده
امان نامه ای بر گناهم بده
لیاقت به یک دم نگاهم بده
پناهی ندارم پناهم بده
صدا زد پریشانی ات با علی
اگر خسته جانی بگو یا علی
همین لحظه ها بود پیدا شدم
علی گفتم و از زمین پا شدم
.
شب و روز حیران مولا شدم
گدا بودم او خواست آقا شدم
.
دلِ من بدون علی بی کس است
بمیرم ببینم علی را بس است
.
تحمل به این نور لابد نبود
ترک خوردن کعبه بیخود نبود
و کعبه که جای تردّد نبود
پس این ها همه یک تولد نبود
خدا خواست ثابت کند بر جهان
علی هست یکتاترین در جهان
.
فقیری که انگشتر از او گرفت
سلیمان شد و ذکر یاهو گرفت
.
زمین تخت او آسمان تاج او
به دوش نبی بود معراج او
اگر مدح او بر لبم جا گرفت
یدالله دستان من را گرفت
به من گفت از مرد خندق بگو
بیا از علیٌ مع الحق بگو
سه بار از نبی اذن میدان گرفت
علی هست پس مصطفی جان گرفت
نبی گفت جانم به قربان او
علی جان من هست و من جان او
علی با خدا و خدا با علی
علی یا خدا گفت ، حق یا علی
.
امیری نداریم الّا علی
اگر ناتوانی بگو یا علی
#مجید_تال ✍
#سیدمهدی_میرداماد🎤
*وقتی بچه به دنیا اومد ،خانم فاطمه بنت اسد نوزادش رو در قنداق بست ، میگن بند قنداق علی رو که بست هنوز بند و نبسته ، علی دستشو از تو قنداق بیرون آورد، بعضی ها نوشتن هفت بار بند قنداق رو عوض کرد ، زود بگم رد شم ،تو هم زود میگیری ؛ مگه عیسی یه روزه با مادرش حرف نزد؟ پس چرا مولای ما حرف نزنه؟!! صدا زد مادر دست علی رو نبند" این دسته یداللهیه ، این دستو کسی نمیتونه ببنده ..." چرا گوشه کنار دارن گریه می کنن ؟ مگه من چی گفتم بهم ریختی؟!! این دستا بستنی نیست ... علی جانم ؛ به دستای بسته ات تو کوچه ها قسم ، امشب احدی نیست بی حاجت باشه ...*
#میلاد_امیرالمومنین_علی_علیه_السلام
#امیرالمؤمنین
👇
.
|⇦•قسم به سوره ی خورشید...
#مدح_خواني ویژۀ ولادت حضرت #جوادالائمه علیه السلام به نفس سیدمجید بنی فاطمه
●━━━━━━───────
قسم به آن که به گنجشک بال و پر داده
همان که بال قنوت دَمِ سحر داده
قسم به سوره ی خورشید و آیه آیه ی آن
که نور را به دل روشن بشر داده
قسم به آه درختی بدون بَر، که جبر
شکوه ساقه ی خود را به یک تبر داده
دمیده بر دم صور مدینه اسرافیل
ترانه خوانده و آواز عشق سر داده
که هان تمامی هفت آسمان نظاره کنید
فَلک به دامن خورشیدتان قمر داده
کسی که وارث پیغمبر است اَبتر نیست
خدا دوباره به این خاندان پسر داده
پسر نه ،کوثرِ قرآن ضامن آهو
جواد آل علی، جانِ ضامن آهو
*جانِ امام رضاست، علی اکبرِ امام رضاست، دیدین میگن: میری حرم امام رضا بگو: آقا به حق جوادت، دو نفر رو به امام رضا سفارش کردن تو حرم قسم ندید، اما نامش رو ببرید رد خور نداره
یکی مادرش حضرت زهرا، یکی جواد الائمه..*
همان که سجده گهش آسمان عیسی شد
همان که خاک درش کوه طور موسی شد
همان که ذره شد از لطف چِشم او خورشید
همان که قطره ز شوق نگاش دریا شد
همان که روشنی چشم آسمانی هاست
ستاره ی سحرِ آسمان بابا شد
همان که در وسط طعنه ها و تهمت ها
رسید و قِصه ی کوثر دوباره احیا شد
مدینه مکه و ریحانه هم خدیجه ی آن
رضا رسول خدا و جواد، زهرا شد
رسید سیب بهشت خدا، خدا را شکر
رسید یوسف یعقوب ما، خدا را شکر
به شیوه ی پدر این چشم مهربان شده است
همان نگاه همان عاطفه همان شده است
همان صمیمیت و گرمی و صفایی سبز
همان پناه که آهو دخیل آن شده است
اگر غلط نکنم بوی یاس می آید
اگر درست بگویم رضا جوان شده است
جواد، جود خداوند آسمانها هست
که با زبان زمینی او بیان شده است
منم گدای امامی که قرص مهر و ماه
به دست سائل او مثل قرص نان شده است
فقط نه مَلجأ حاجات مردمان زمین
که مَأمن همه ی آسمانیان شده است
کسی که سائل این خانه هاست می داند
جواد، جود کند سائلی نمی ماند
مخاطب همه ی نامه های من شده ای
توسلی همه روزه برای من شده ای
در این زمین که هوای نفس کشیدن نیست
حیات من نفس من هوای من شده ای
دلم بهانه صحن تو دارد آقا باز
بهانه ی سفر کربلای من شده ای
مرا سفر، سفر کاظمین قسمت کن
مرا زیارت قبر حسین قسمت کن
#شاع محسن عرب خالقی
ــــــــــــــــــ
#میلاد_امام_جواد
#سید_مجید_بنی_فاطمه
#ولادت_حضرت_جوادالائمه_علیه_السلام
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
👇
7741254_712.mp3
3.44M
|⇦•قسم به سوره ی خورشید...
#مدح_خواني ویژۀ ولادت حضرت جوادالائمه علیه السلام به نفس سیدمجید بنی فاطمه