eitaa logo
پویش‌کتاب‌‌مادران‌شریف
2هزار دنبال‌کننده
532 عکس
46 ویدیو
48 فایل
مهلت شرکت در پویش کتاب «فرنگیس» از ۱ تا ۳۰ اسفند 🏆۱۰ جایزه ۱۰۰ هزار تومانی به قید قرعه🏆 نذر فرهنگی کتاب: 6104338631010747 به نام زهرا سلیمانی ارتباط با ما: @Z_Soleimani تبلیغات: @xahra_rezaei23
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
پویش‌کتاب‌‌مادران‌شریف
💌💌💌 سر مزار شهید عزیز دعاگوی همه دوستان گروه هستم. از روزی که کتاب رو تموم کردم بی قرار بودم بیام سر مزار شهید که شکر خدا امروز توفیق شد. 💌💌💌 ببینین دوستمون کجا رفتن!؟ 😍 زیارتتون قبول 🌹 چه مزار باصفایی دارن 💗 🌺 کانال پویش کتاب مادران شریف: @madaran_sharif_pooyesh_ketab
پویش‌کتاب‌‌مادران‌شریف
‌ ✅ خرید کتاب «قصه ننه علی» از فراکتاب: 📱نسخه الکترونیکی با کد تخفیف ۵۰ درصد: madaran 📚خرید نسخه
سلام دوستان🌺 امیدوارم حال و احوال خوبی داشته باشید😍 بعد از مطالعه کتاب متفاوت و جذاب «قصه ننه علی» بحث‌هایی زیادی تو گروه رقم خورد، دلمون بیشتر از قبل دلتنگ دیدن زهرا خانوم شد 😌و خواستیم حضوراً خدمتشون برسیم. از اونجایی که دلمون نمیاد تنهایی بریم اگه کسی دلش میخواد همراه ما باشه، لطفاً فرم زیر رو پر کنه! https://digiform.ir/wbc3c398c فقط حتماً به این نکته دقت کنید که ظرفیتمون محدوده 😅 و اولویت با کساییه که زودتر ثبت نام کنند. 🔗برای هماهنگی های لازم میتونید تو گروه زیر عضو بشید✌️ https://eitaa.com/joinchat/1338639008Cc95c9e4444
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🖌🖌🖌 من دیرتر از دوستان کتاب رو شروع کردم ولی طاقت نیاوردم و تمومش کردم. خیلی کتاب قشنگی بود ... باخوندنش جاهایی شاد شدم و جاهایی اشک ریختم ولی بیشتر به این خانم عزیز غبطه خوردم ... با خوندن کتاب از خودم خجالت کشیدم. دیدم خانوم ماه با این همه مشکلات باز هم صبور موندن و محوری شدن برای خانواده، ولی من خودم به شخصه خیلی جاها تو همین مشکلات کوچیکم کم آوردم، بی‌صبری کردم و ... ان شاءالله هر جا هستن سلامت باشن و برای ماهایی که تو زندگیمون لنگ میزنیم دعا کنن 🙏 🖌🖌🖌 🌺 کانال پویش کتاب مادران شریف: @madaran_sharif_pooyesh_ketab
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام بر همراهان عزیز 🌻 داریم آخرین روزهای دی ماه رو سپری می‌کنیم و احتمالا دیگه خیلی‌ها کتاب این ماه رو هم به پایان رسوندن 🤓 اگر شما هم یکی از اون خیلی‌ها هستین 😉 بفرمایین اینجا و مشخصات‌تون رو برای شرکت تو قرعه‌کشی ثبت کنین 👇 ✳️ قرعه‌کشی کتاب 🔗 https://digiform.ir/c09845daf0 یادتون باشه حتما توی فرم نظرتون رو در مورد کتاب برامون ارسال کنین 📝 و لطفاً 🙏 بعد از اینکه نظرتون رو نوشتین اون رو کپی کنین و تو اپلیکیشن‌های کتابخوانی‌ که اون کتاب رو دارن، در قسمت نظرات وارد کنین تا إن شاءالله سهم کوچیکی داشته باشیم در جهت معرفی این کتاب و شهید عزیز حاج شیرعلی سلطانی و خانوم ماه نازنین 🌙 🌺 کانال پویش کتاب مادران شریف: 🔗 https://eitaa.com/madaran_sharif_pooyesh_ketab
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
از وقتی کتاب رو خوندم، عجیب هوای شیراز زده به سرم... هوای مسجد المهدی و زیارت و دیدن خانوم ماه .🌙 کم‌ترین اتفاقی که با خوندن کتاب «خانوم ماه» برام افتاد این بود که با شخصیت معنوی و عالی شهید شیرعلی سلطانی آشنا شدم. ولی جدای از این شخصیت عالی، متوجه شدم تنها کسی که تو این دنیا و شاید اون دنیا، می‌تونه همسر شیرعلی باشه، فقط و فقط خانوم ماهه! چی بگم از این زن! زنی که فقط همسر شهید نبوده، بلکه یه شهید زنده‌ست و با خوندن خاطرات زندگی‌ش به صبر ایمانش غبطه خوردم! تو گروه هم‌خوانی کتاب، میزبان دختر بزرگ شهید هستیم 😍 و پرسش و پاسخ‌هایی شیرین با چاشنی لهجهٔ قشنگ شیرازی، هوای گروه رو عوض کرده! بدون اینکه اسم اکانت رو نگاه کنم، از روی بسم الله‌های اول هر پیام می‌فهمم این پیام رو مرضیه خانوم داده، مرضیه خانومی که برای مراسم عروسی‌ش بعد از پدر، سنت قشنگی رو پایه گذاری می‌کنه.😍 •┈┈••✾🌱📚📚📚📚📚🌱✾••┈┈• داریم به پایان دی ماه نزدیک می‌شیم و فرصت شرکت تو پویش کتاب هم رو به پایانه. اگر شما هم دوست دارین با یک شهید ویژه و کمتر شناخته شده و همین‌طور همسرشون، خانوم ماه، آشنا بشین تشریف بیارین کانال پویش کتاب: 👇🏻 🔗 https://eitaa.com/madaran_sharif_pooyesh_ketab این ماه هم ۱۰ تا جایزهٔ ۱۰۰ هزارتومانی به قید قرعه تقدیم دوستانی می‌شه که کتاب رو کامل خونده باشن.🎁 ✅ توی کانال توضیح دادیم که چطور نسخهٔ الکترونیک کتاب رو با ۵۰ درصد تخفیف تهیه کنین.📕 🌺 کانال پویش کتاب مادران شریف: 🔗 https://eitaa.com/madaran_sharif_pooyesh_ketab
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
دکمهٔ پیراهنش رو باز کرد و لخت شد و گفت: می‌خواستی اینا رو ببینی؟ اینا همه زخم چاقو و کبودی چماقه و چوب! ولی من قسم خوردم، تو هم بدون، سرم رو هم تو این راه می‌دم. راهی رو که رفتم به خاطر حرف مردم و غصهٔ زن و بچه و پدر و مادرم بر نمی‌گردم. من با چه رویی فردا به امام حسین بگم من ذاکر تو بودم، درحالی‌که امروز اسلام مظلوم‌تر از همیشه امثال من رو صدا می‌زنه! من نگرانی تو رو می‌فهمم، تو مادری، همسری، ولی قبل از همه چی بندهٔ خدا باش، ببین خدا از تو چی خواسته! هر روزی که من می‌رم از خونه بیرون، ممکنه برنگردم. تو باید محکم باشی. باید به من کمک کنی. بعد اومد جلوتر، دستش رو آورد بالا و همین‌طور که اشکای منو پاک می‌کرد گفت: «زندگی من هر روز از دیروز پریشون‌تر می‌شه تا وقتی امام خمینی انقلابش پیروز بشه. اگه تو کنار من نباشی، من قدم از قدم نمی‌تونم بردارم‌. می‌خوام زن عاقل و مومنی باشی همین‌طور که هستی!» نمی‌دانستم چه بگویم! همهٔ حرف‌هایش درست بود از روز اول هم می‌دانستم تا پای مرگ پای عقیده‌اش هست وانگهی اگر مخالفت هم می‌کردم او همه چیز حتی من را کنار می‌گذاشت، اما هدفش را نه! بعد دوباره نگاهی به من کرد و گفت: «من رو همراهی می‌کنی؟» دستش را گرفتم و بوسیدم و به چشم‌هایش نگاه کردم. مصمم‌تر از همیشه می‌درخشید و من هیچ حرفی برای گفتن نداشتم... 📚 برشی از کتاب «خاطرات همسر سردار شهید حاج شیرعلی سلطانی» @madaran_sharif_pooyesh_ketab