eitaa logo
🧕🏻مامان‌ باید‌ شاد‌ باشه
1.6هزار دنبال‌کننده
10.8هزار عکس
1.8هزار ویدیو
64 فایل
. 🌻﷽🌻 اینجا مادران میدان دار عرصه تربیت اند. استفاده از مطالب کانال با ذکر سه صلوات بر محمد و آل محمد آزاد است. با احترام تبادل و تبلیغات نداریم 💌ارتباط با ما: @ShiraziSNSF @madarane96
مشاهده در ایتا
دانلود
بعضی چیزها تعریف ساده ای دارند. مثلا همین آب! توی دنیا از هرکه بپرسی «آب» یعنی چه؛ لابد میگوید دریا! باران! سیراب شدن! یا روشنی و زلالی و خنکی! اما برای ما شیعه ها معنایش خیلی عجیب غریب میشود.. عجیبش میشود اینکه یاد شیرخواره ی شش ماهه می افتیم! و غریبش میشود اینکه یاد گودال و خنجر و حنجر بی طاقتمان میکند! اما کاش فقط همین بود! گرفتاریمان این است که به این راحتی تمام نمیشود.. اصلا این تازه شروع ماجراست! بعدش صد بار از خیمه گاه تا قتلگاه را باید بدوییم. بعدش باید بغض و کینه و قلوه سنگ و نعل تازه یادمان بیفتد. بعدش بوی موی سوخته میپیچد توی مشاممان و طعم شور خون توی دهانمان میچرخد. و بعد تمام تنمان درد میگیرد..انگار کسی با کعب نی کوفته باشدمان! پایمان بی جهت تاول میزند و دستهایمان به لرز می افتد! دست خودمان نیست.. آب، هزار و سیصد و هشتاد و یک سال است که جگرمان را پاره پاره کرده است.. ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ https://eitaa.com/madaranee96
عالم همه پناه به نام تو می‌برند .. حالا ببین که خواهر تو گشته بی‌پناه.. https://eitaa.com/madaranee96
عشق وقتی قعر یک گودال پرپر می‌شود سینه مالامال از آیاتِ کوثر می‌شود خیمه میخ در ندارد آتش اما داغ داغ... شعله‌ای مهمان یک دامان و معجر میشود خاطراتِ قتلگاه و کوچه را دارد به دل پس چه چیزی باعث تسکین خواهر می‌شود؟ ناگهان بر خاک می‌افتد...شبیه مادرش! ناگهان زینب عجب دلتنگِ مادر می‌شود... نگین کاوسی https://eitaa.com/madaranee96
بعضی چیزها تعریف ساده ای دارند. مثلا همین آب! توی دنیا از هرکه بپرسی «آب» یعنی چه؛ لابد میگوید دریا! باران! سیراب شدن! یا روشنی و زلالی و خنکی! اما برای ما شیعه ها معنایش خیلی عجیب غریب میشود.. عجیبش میشود اینکه یاد شیرخواره ی شش ماهه می افتیم! و غریبش میشود اینکه یاد گودال و خنجر و حنجر بی طاقتمان میکند! اما کاش فقط همین بود! گرفتاریمان این است که به این راحتی تمام نمیشود.. اصلا این تازه شروع ماجراست! بعدش صد بار از خیمه گاه تا قتلگاه را باید بدوییم. بعدش باید بغض و کینه و قلوه سنگ و نعل تازه یادمان بیفتد. بعدش بوی موی سوخته میپیچد توی مشاممان و طعم شور خون توی دهانمان میچرخد. و بعد تمام تنمان درد میگیرد..انگار کسی با کعب نی کوفته باشدمان! پایمان بی جهت تاول میزند و دستهایمان به لرز می افتد! دست خودمان نیست.. آب، هزار و سیصد و هشتاد و یک سال است که جگرمان را پاره پاره کرده است.. ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ https://eitaa.com/madaranee96