✅مثلا یکبار برای پسر بزرگم کاغذ زده بودم به دیوار راهرو نقاشی کنه🎨🎨، چون با گواش میخواست نقاشی کنه زیر دستش هم زیرانداز پهن کرده بودم، مشغول کارهای کوچیکه بودم یکدفعه دیدم رنگ ریخته زیر پاهاش، پاهاش رفته تو رنگ، خواسته پاهاش را با کشیدن روی زیرانداز تمیز کنه، زیرانداز رفته کنار و زمین هم رنگی شده، راه افتاده سمت حمام🛁 که پاشو بشوره کل مسیر رد پای آبی افتاده، رفته توی حمام پاشو گرفته زیر شیر آب( رنگها را نتونسته بود کامل بشوره) و اومده بیرون مجددا رد پاهای خیس رنگی همه جا پخش شده.
✅فقط گفتم خوب الان فکر میکنی اولین کار چیه؟
گفت پارچه بیارم پاکشون کنیم
گفتم خوب اینطوری باز تا سطل پارچه ها هم رد پا میفته
گفت خوب اول باید پای منو بشوریم
پاهاش را شستیم خشک کردیم، پارچه آوردیم با هم تمیزکاری کردیم، در حین کار هم چندبار گفت من دوست نداشتم همه جا کثیف بشه، منم نگفتم اشکالی نداره،ولی باهم حرف میزدیم، منم میگفتم خوب پس معلومه تو هم کثیفی را دوست نداری، میگفت آره، خوب الان با کمک هم تمیزش میکنیم و...
بعدش گفتم خوب حالا برو نقاشیت را کامل کن، گرفتم تو بغل گفت دوست دارم🤩🤩، عاشقتم، الهی زنده باشی( این سه جمله را همیشه توی خوشحالیاش پشت سرهم میگه😇😇)
یک لحظه به فکررفتم که اگر دعواش کرده بودم الان تو چه وضعی بودیم! اعصاب داغون من، چشمهای گریون بچه، و راهرو کثیف و رنگی.🤔🤔🤔😍😍😍
🌻🌹🌷🌻🌹🌷🌻🌹🌷🌻🌹🌷🌻🌹🌷
مادرانه های مشترک
ارتباط با ادمین
@Sherafat518
https://eitaa.com/madaranehayemoshtarak
May 11
❤️سلام به همه ی مادران عزیز❤️
🔶چند وقت پیش با یکی از دوستانم صحبت این بود که شرایط نقاشی کردن روی سطوح بزرگ را برای بچه ها فراهم کنیم، صحبت از رنگ انگشتی و دیوارهای حمام شد.🎨🎨
دوستم که پسر ۸ ساله داره گفت مشکلم این هست که هر بار رنگ انگشتی خریدم، دفعه اول کل رنگ را استفاده کرده و تمامش کرده. منم دیگه نخریدم، حتی الان که ۸ سالشه همینطوره.
🤔چندتا سوال ازش پرسیدم! گفتم وقتی میخوای رنگها را بهش بدی چندبار گفتی اینها را برای یک دفعه نخریدماااا ،🧐
کمتر مصرف کن تمامشون نکنیااااااا😠
اینها برای چندماه هست حواست باشه هااااا🤨
بازم تمامشون کردی😖
دیگه برات نمیخرم😠
گفت خیلی گفتم ولی کو گوش 👂 شنوا، اصلا توجه نمیکنه😢😢😢،
♦️گفتم آخرین رنگ انگشتی خریدم بیشتر از یکساله تقریبا هفته ای دو بار داره استفاده میشه هنوزم تمام نشده😳😳😳، گفت خوش به حالت😔😔، کاشکی بچه ی منم اینطوری بود ☹️☹️
ادامه دارد ....
#مادرانه_های_مشترک
#نقاشی_دیواری
#نقاشی_رنگ_انگشتی
https://eitaa.com/madaranehayemoshtarak
👌👌ولی من تو ذهنم اومد که چه مراحلی طی شد که اینطوری شد.🤔🤔
✅ من اولین باری که برای پسرم رنگ انگشتی خریدم که حدود دو سال و نیمه بود، خواستم از شش رنگ بسته یکی نهایتا دوتا را بهش بدم، دیدم نه راضی نمیشه همه را میخواد، یک لحظه خودم را گذاشتم جای اون، دیدم منم بودم دوست داشتم با همه ی رنگها نقاشی کنم.
✅همه ی رنگها 🎨🎨را برد توی حمام دیدم تند تند داره همه را میزنه به دیوار و در کمتر از ده دقیقه همه ی رنگها تمام شد. حتی همه ی رنگها را روی هم میکشید نه جاهای مختلف.
هیچی بهش نگفتم. درب کاسه های رنگ را همونطوری که فقط کمی رنگ روی اطراف و لبه ها مونده بود بستم و ظرفها را برداشتم. ظرفها را گذاشتم توی کمد، چند روز بعد دوباره گفت مامان میخوام برم رنگ بازی، همون ظرفهای تقریبا خالی را براش گذاشتم،گفت اینها که خالیه، رنگ توش نیست😳😳
گفتم چرا؟😜🤔 تو که فقط یکبار نقاشی کردی؟
حالا اشکالی نداره از همین رنگهایی که به اطراف ظرف چسبیده استفاده کن تا دوباره بخریم، یکی دو باردیگه هم که گفت رنگ بازی گفتم آخی! هنوز رنگ نخریدیم، بدون متهم کردن که بگم اگر زود تمومشون نکرده بودی حالا رنگ داشتی😠 بعد از دو سه مرتبه دوباره خریدم براش.
ادامه دارد ...
#مادرانه_های_مشترک
#نقاشی_دیواری
#نقاشی_رنگ_انگشتی
https://eitaa.com/madaranehayemoshtarak
✅دو سه باری همین اتفاق افتاد، خالی کردن سریع رنگها، ولی هربار نسبت به دفعه قبل کمی مصرف کمتر میشد. بعد از چندبار به پسرم گفتم میدونی نقاشها برای اینکه بتونن بیشتر از رنگاشون استفاده کنند چکار میکنند
یه بشقاب پلاستیکی دارند بهش میگن پالت، از هر رنگی یه مقدار میریزن توی اون🎨🎨 و نقاشی میکنند. گفت منم پالت میخوام. گفتم خوب خودمون درست میکنیم. دو سه باری هر چی رنگ روی پالتش میریختم هم مصرف میکرد و میگفت دوباره بریز ولی طی مدت کوتاهی یاد گرفت. شاید این پروسه چند ماهی طول کشید. ولی طی دو سال اخیر فقط یکبار لازم شده رنگ انگشتی بخرم با وجود اینکه تقریبا هفته ای یکی دوبار کل دیوارهای حمام حتی کف حمام را نقاشی میکنه.
✅✅خیلی وقتها ما دوست داریم بچه هامون یه چیزهایی را زودتر از توانایی سنیشون یاد بگیرند انقدر عجله میکنیم که کلا یاد نمیگیرند.
✅✅خیلی خوبه قبل از اینکه بچه ها را متهم کنیم راجع به رفتار و برخورد خودمونم فکر کنیم. من خودم همیشه هر اشتباهی از بچه ی خودم ببینم فکر میکنم ببینم من چکار کردم که باعث شد این بچه اینطوری رفتار کنه؟!!!
#مادرانه_های_مشترک
#نقاشی_دیواری
#نقاشی_رنگ_انگشتی
https://eitaa.com/madaranehayemoshtarak
ماه فرو مانَد از جمال محمد
سرو نرويد به اعتدال محمد
قدر فلك را كمال و منزلتى نيست
در نظر قدر با كمال محمد
وعده ديدار هركسى به قيامت
ليلة الاسرى شب وصال محمد
آدم و نوح و خليل و موسى عيسى
آمده مجموع در ظلال محمد
عرصه دنيا مجال همت او نيست
روز قيامت نگر مجال محمد
شمس و قمر در زمين حشر نتابند
نور نتابد مگر جمال محمد
وان همه پيرايه بست جنت فردوس
بو، كه قبولش كند بلال محمد
شايد اگر آفتاب و ماه نتابد
پيش دو ابروى چون هلال محمد
چشم مرا تا به خواب ديد جمالش
خواب نمى گيرد از خيال محمد
«سعدى» اگر عاشقى كنى و جوانى
عشق محمد بس است و آل محمد
🌸🌺🌹🌷🌼🌻🌸🌺🌹🌷🌻🌼
#مادرانه_های_مشترک
https://eitaa.com/madaranehayemoshtarak
💐💐میلاد رسول اکرم حضرت محمد مصطفی(ص) و امام صادق (ع) مبارک💐💐
#مادرانه_های_مشترک
https://eitaa.com/madaranehayemoshtarak
❤️سلام به همه ی مامانهای عزیز❤️
✅یک روز رفته بودم یک کتابفروشی فرهنگی برای خرید چندتا کتاب تربیتی و زندگینامه ی شهدا. کتابهای مورد نظر خودم را که برداشتم پسرم هم پشت سر هم چادر منو میکشید و آروم میگفت مامان مامان لطفا یه چیزی هم برای من میگیری؟
✅به فروشنده گفتم ببخشید کتابی، بازی فکری یا پازلی مناسب سن ۵ سال هم دارید؟
فروشنده جلو اومد و به پسرم گفت شخصیت محبوبت کیه؟؟؟؟🤔🤔🤔
پسر من با تعجب نگاهش کرد😳😳😳، فروشنده گفت منظورم این هست که از شخصیتهای کارتنی و قصه ها کدوم را دوست داری؟ مرد عنکبوتی؟ !بن تن؟ !باب اسفنجی؟! سگهای نگهبان؟! و ...
👈پسر منم گفت : آها، من جواد و کریم را خیلی دوست دارم.🙂😊
فروشنده متعجب بود🙄🙄 و خندید😀😀، شایدم فکر کرد پسرم داره اسم دوستانش را میگه😉
من بهش گفتم آقا پسر من هیچ کدام از این شخصیت ها را نمیشناسه، دنبال همچین محصولاتی هم نیستیم.
اما حالا بریم عقب تر ببینیم جواد و کریم کی هستند؟
ادامه دارد ....
#مادرانه_های_مشترک
#کتاب_کودک
#کتابخانه_کودک
#شخصیتهای_کارتنی
#شخصیتهای_مورد_علاقه_کودکان
#قصه_گویی_برای_کودک
https://eitaa.com/madaranehayemoshtarak
✅اول میرم خیلی خیلی قبل تر،
👈 از وقتی یادم میاد کتاب تو خونمون خیلی مهم بود. تنها چیزی که خریدش برای مادرم مهم بود کتاب بود.📚📚📚📚
هیچ وقت ندیدم مادرم دنبال لباس، طلا، وسایل خونه، کیف و کفش و... باشه، تنها چیزی که با جون و دل دنبالش میگشت همیشه، کتاب بود.📚📚📚📚
✅چندسال اول زندگی را به دلیل کار پدر و مادرم توی یکی از استانهای خیلی محروم گذروندیم که هیچ گونه امکاناتی نداشت. ولی مادرم از دو ماهگی بچه هاش را عضو کانون پرورش فکری کرده بود و هر ماه یک بسته میومد در خونمون سه تا ۵ تا کتاب یا محصول فرهنگی متناسب با سن هر بچه توش بود. اون سالها روزهایی که پستچی بستمون را میاورد بهترین روزهای زندگیمون بود. بعد از چند سال ما یک کتابخانه بزرگ داشتیم.📚📚📚📚📚
✅ پدرم برای کتابخانه ی ما ( کتابخانه ی من و خواهرم) یک مهر سفارش داد. تمام کتابها را مهر میزدیم و شماره گذاری میکردیم. دفتر کتابخانه هم داشتیم. کتابها را به دوستان و وقتی برگشتیم شهر خودمون به بچه های فامیل امانت میدادیم. کتابهامون هم همه مهر و شماره داشتند هیچ کتابی گم نمیشد چون توی دفتر یادداشت میشد که چه کتابی با چه شماره ای به چه کسی امانت داده شده.
ادامه دارد ...
#مادرانه_های_مشترک
#کتاب_کودک
#کتابخانه_کودک
#شخصیتهای_کارتنی
#شخصیتهای_مورد_علاقه_کودکان
#قصه_گویی_برای_کودک
https://eitaa.com/madaranehayemoshtarak
✅بعد از اینکه خودم مادر شدم، پسرم هنوز ۴ ماهش نبود که منم رفتم کانون پرورش فکری و گفتم همچین طرحی برای بچه ها دارید که متاسفانه گفتند سالهاست چنین شرایطی وجود نداره.
✅از همون ابتدا خیلی برای پسرم کتاب میخوندم، حتی زمانی که نمی فهمید. خیلی میرفتم توی کتابفروشیها دنبال کتابهای خوب و مفید. خیلی میشد که کتابی بخرم و پشیمون بشم. متاسفانه بازار کتاب کودک پر هست از کتابهای ترجمه شده که خیلی با فرهنگ و دین ما سنخیتی ندارند. اغلب کتابها ظاهر و رنگ و لعاب خوبی داشتند ولی محتوای ضعیف، سطحی و گاهی مضر.
✅اما مشکل اصلی از زمانی شروع شد که پسرم دیگه خودش میتونست راجع به کتابها و داستانهای مورد علاقش نظر بده،تقریبا حدود دو سالگی. فقط داستانهایی را دوست داشت که شخصیت انسانی دارند . دراغلب کتابهای کودک شخصیت ها حیوانات هستند. نمیدونم چرا ولی تخیل راجع به زندگی حیوانات را قبول نمیکرد میگفت مگه خرگوش 🐇حرف میزنه، مگه خرس 🐻 لباس میپوشه، مگه موش🐀 با قاشق غذا میخوره، مگه کلاغه ملاقه داره و هزار تا سوال دیگه
✅خیلی توی بازار دنبال کتابهایی بودم برای سن پسرم که شخصیت انسانی داشته باشند ولی تعدادشون خیلی کم بود. کتابهای بچگی خودم هم بود ولی از اونها هم فقط بعضیاشون این شرایط را داشتند. مثل احمد وسارا یا احمد و نی نی کوچولو
ادامه دارد ...
#مادرانه_های_مشترک
#کتاب_کودک
#کتابخانه_کودک
#شخصیتهای_کارتنی
#شخصیتهای_مورد_علاقه_کودکان
#قصه_گویی_برای_کودک
https://eitaa.com/madaranehayemoshtarak
✅از اون طرف هم پسرم هر شب قصه ی جدید میخواست😳🤔، قصه ای که شخصیتهاش آدمها باشند👶👦🧒👱♂ نه حیوانات🐸🐵🐧🐔🦆.
✅این شرایط ما را سوق داد به این سمت که خودمون قصه بسازیم. با ایده ی پدرش قصه هایی ساخته شد با شخصیتهای انسانی که حالا بیشتر از صدتا قصه هستند.
✅✅شخصیت اصلی هر داستان اسمهایی از این قبیل دارند: کریم، جواد، صابر، ستار، رحمان، رحیم، امین، مجید، هادی، سجاد و صادق و...
♦️♦️هر کدام از این شخصیتها خصوصیت بارز اخلاقیشون، معنای اسمشون هست. بدون اینکه بخوایم اشاره مستقیمی به این مطلب داشته باشیم.
✅مثلا جواد پسری هست که بخشنده هست حالا در داستانهای مختلف در موقعیتهایی قرار میگیره که بخشندگیش بروز پیدا میکنه، یک داستان توی خونه، یکی توی پارک، یکی توی مدرسه و...
✅شخصیتهای این داستانها به تدریج و متناسب با سن پسرم خلق شدند و رشد کردند. گاهی هم وقتی میخواستیم چیزی را بهش آموزش بدیم غیر مستقیم از این داستانها کمک میگرفتیم. مثلا ستار پسری بود که کار بد یا عیب دوستاش را برای هیچکس نمیگفت و...
✅✅✅حالا بعد از چندسال انقدر پسرم با این شخصیتها اخت شده، و ندیده انقدر دوستشون داره که حد نداره. بدون اینکه هیچ وقت اشاره مستقیمی کرده باشیم که شخصیتهای محبوبش اسامی خداوند هستند.
#مادرانه_های_مشترک
#کتاب_کودک
#کتابخانه_کودک
#شخصیتهای_کارتنی
#شخصیتهای_مورد_علاقه_کودکان
#قصه_گویی_برای_کودک
https://eitaa.com/madaranehayemoshtarak
❤️سلام به همه ی مامانهای عزیز❤️
👈پسرم از حدود دو سالگی نسبت به دادن اسباب بازیهاش به بقیه ی بچه ها حساس شده بود، دوست داشت بچه هایی که به خانه ی ما میان باهاش بازی کنند ولی دوست نداشت به اسباب بازیهاش دست بزنند🤔😳
♦️این بود که وقتی مهمان داشتیم اگر بچه ی مهمان میخواست اسباب بازی را برداره گریه میکرد 😢😢😢و اگر هم باهاش بازی نمیکردن گریه میکرد😢😢😢. ثصور کنید اسباب بازی را میاورد جلوی اون بچه میگذاشت خودش بازی میکرد ولی میگفت اون بچه دست نزنه😳😳😳
ما بزرگترها هم مثل همیشه حرفهای همیشگی:
✅والدین میزبان:
بچه ها باهم بازی کنید شما با هم دوستید😍
اگر اسباب بازیتو ندی الان میره خونشون😏
و....
✅والدین مهمان:
بهش بده برای خودشه😠
خودت که از این داری😡
خودت که بهترشو داری😖
میخرم برات🤨
الان میریم خونمون دیگه هم اینجا نمیایم😫
و...
♦️یکبار واقعا مهمانمون بچشو بغل کرد و رفت😔😔😔 و ما چند ساعت درگیر جیغ و گریه و زاری بودیم که چرا دوستم رفت؟؟؟؟😭😭😭😭
♦️یکبار داشتم برای اومدن مهمانها آماده میشدم، اول از همه یادم بود که در اتاق خودمون را حتما ببندم🚪، وقتی در اتاق را بستم با خودم گفتم تو داری در اتاق خودت را میبندی، هیچ کس حتی وسایل شخصی تو را نمیبینه بعد انتظار داری این بچه سخاوتمندانه تمام آنچه که داره به دیگران بده، 🤔🤔🤔
ادامه دارد ....
#مادرانه_های_مشترک
#احساس_مالکیت
https://eitaa.com/madaranehayemoshtarak