به نام خدا
➖ تا الان برای بیش از صد نفر از مادران عزیز عکس #روتین_دستشویی رفتن را ارسال کردم. همه عزیزان لطف داشتند و تشکر کردند. از همین جا عذر میخوام که پاسخگویی تک به تک به تشکر عزیزان مقدور نبود، لذا جسارتا از همین جا، با همین درخت زیبای بهاری البته در فصل زمستان😉 خدمت همه عزیزان عرض میکنم که خواهش میکنم، خوشحال میشم که بتونم کمکی انجام بدم و انشاالله براشون مفید باشه.🙏🙏
👌 قبلا گفتیم که یکی از بهترین و ملموس ترین نمونههای درک فرایند "طبیعت" و "گذر فصل ها" در طبیعت است، که باید بدون آموزش مستقیم و فقط از طریق مشاهده، تجربه و بازی، تقویت شود. هیچ توضیحی هم، نیاز نیست و کاری که باید انجام بدیم این است که در هر فصل و با فاصلههای زمانی مستمر در طبیعت حضور پیدا کنیم. منظور از طبیعت هم لزوما خارج از شهر نیست. حتی با مشاهده تغییرات درخت توی کوچه، پارک نزدیک خونه هم کودکان متوجه درک فرآیند خواهند شد. پس فرصت تغییر فصل را از دست ندید.
👦: مامان بار قبلی که اومدیم این پارک بارون میامد و این درخته اصلا هیچ برگی نداشت حالا پر از شکوفه شده😉،همین یعنی درک فرآیند یعنی درس خداشناسی👌
🌺 لینک کانال مادرانه های مشترک👈
https://eitaa.com/madaranehayemoshtarak
✨به نام خدا✨
از پوشک گرفتن (قسمت هفدهم)
✅ گاهی برای از پوشک گرفتن کودک روش جدول ستاره ها پیشنهاد می شود. که برای هر بار تخلیه ادرار یا مدفوع در سرویس بهداشتی به کودک یک ستاره بدهیم و تعیین کنیم که در ازای چه تعداد ستاره فلان جایزه را برای کودک می خریم. 🤔
✅ من به هیچ وجه این روش را توصیه نمیکنم، مگر در مواردی خاص که در ادامه عرض خواهم کرد. کنترل ادرار و مدفوع یک مرحله از مراحل طبیعی رشد و استقلال کودک هست. تعیین جایزه و شرطی کردن این کار، ذهنیت کودک را نسبت به این مسئله کاملا به هم می ریزد و این روند طبیعی را دچار اخلال می کند. در واقع در روند طبیعی و تدریجی از پوشک گرفتن، کودک به تدریج می پذیرد که مسئولیت کنترل ادرار و مدفوعش را خودش باید به عهده بگیرد. ضمن اینکه هر جایزه ای بعد از کسب، خیلی زود برای کودک عادی می شود. اما بدون تعیین جایزه قبلی، می توانید پس از چند بار موفقیت کودک در کنترل ادرار و مدفوع، هدیه ای به او بدهید و بگویید چون بزرگ شده و در دستشویی ادرار کرده و شلوار خودش را خیس نکرده، این هدیه را برای او گرفتید.
✅ من جدول ستاره ها را فقط برای مادرانی توصیه میکنم که در روند از پوشک گرفتن به دلیل رفتارهای نادرست و روش غلط به مشکلات عدیده ای برخوردند و این پروسه ماهها طولانی شده و به یک پروسه فرسایشی خسته کننده تبدیل شده و کودک لجبازی و مقاومت خیلی خیلی شدیدی دارد، در این صورت میتوانند علاوه بر صبوری و رفتار صحیح از این روش نیز برای مدت خیلی کوتاه استفاده کنند.
#از_پوشک_گرفتن (قسمت هفدهم)
🔵 لینک کانال مادرانه های مشترک👈
https://eitaa.com/madaranehayemoshtarak
🏴شهادت جانسوز امام موسی کاظم (ع) تسلیت باد. 🏴
🔘امام کاظم (ع): «تُستَحَبُّ عَرامَةُ الغُلامِ فی صِغَرِهِ لِیَکوُنَ حَلیما فی کِبَرِهِ.»
➖پسندیده است که فرزند در کودکى به بازیگوشی و شیطنت بپردازد تا در بزرگسالى بردبار و صبور باشد.بحار الأنوار، ج ۶۰، ص ۳۶۲
🔘امام کاظم (ع) :
➖اگر به فرزندان خود وعده چیزی می دهید، به عهد خود وفا کنید؛ چرا که آنان تصور میکنند که شما روزی رسان آنان هستید. خداوند از پایمال شدن حقوق بانوان و کودکان چنان خشم میگیرد که از سایر خطاها خشم نمیگیرد.
فروع کافی جلد ۷ صفحه ۱۲۹
🔘 امام موسی کاظم (ع):
➖ لقمان به پسرش گفت: ای فرزندم! همانا دنیا دریایی عمیق است که افراد زیادی در آن غرق شدند. پس باید کشتی تو در آن تقوای الهی(عمل به وظائف الهی) باشد، و آنچه آن کشتی را پر میکند ایمان باشد، و بادبان کشتی توکل باشد، و ناخدای آن عقل باشد و راهنمای کِشتی علم باشد و سکان آن کشتی صبر باشد.
اصول کافی، جلد۱، ص ۱۶
#شهادت_امام_کاظم
⚫️ لینک کانال مادرانه های مشترک👈
https://eitaa.com/madaranehayemoshtarak
✨به نام خدا✨
💐 قصه عید مبعث💐( مناسب ۶-۱۰ سال)
➖محمدامین از مادرش شنیده بود که عید مبعث نزدیک است. اما نمیدانست عید مبعث یعنی چه؟🤔
➖محمدامین از مادر پرسید: مامان میشه به من بگید عید مبعث چه روزی است؟
مادر کنار محمدامین نشست و گفت: بله حتما. عید مبعث روزی است که خدای مهربان حضرت محمد(ص) را به پیامبری مردم انتخاب کردند.
➖ محمدامین در مورد حضرت محمد(ص) قصه های زیادی از مادرش شنیده بود، از امانتداری، مهربانی، شجاعت، سختکوشی، تلاش، محبت به کودکان، صداقت و صبر ایشان
➖محمدامین پرسید: مامان پیامبر شدن یعنی چی؟
➖مادر گفت: پیامبران معلم انسانها هستند. همانطور که تو برای درس خواندن در مدرسه به معلم نیاز داری، همه انسانها برای رشد کردن به راهنمایی احتیاج دارند که آنها را در مسیر درست هدایت و تربیت کند.
وقتی باغبان یک هسته یا یک نهال کوچک🌱 را می کارد، این نهال می تواند با استفاده از هوای آزاد، آب و نور کافی رشد کند، اما احتیاج به باغبان هم دارد: باغبان باید ریشه های درخت را تقویت کند و شاخ و برگهای اضافی درخت را با قیچی بچیند، در واقع باغبان درخت را بزرگ نمیکند ولی شرایطی را فراهم میکند تا درخت بتونه بزرگ بشه🌳، کامل بشه. پیامبر برای تربیت مردم مثل باغبان در تربیت یک نهال کوچک است.
➖مادر گفت: دوست داری قصه عید مبعث را برای تو تعریف کنم؟
➖ محمدامین لبخندی زد و با هیجان زیاد منتظر شنیدن قصه شد.
➖کوه حرا ⛰ در شهر مکه قرار داشت. این کوه بلند پر بود از تخته سنگهای سیاه. برای رسیدن به قله ی کوه باید از روی این تخته سنگها عبور می کردند. هیچ کس در این کوه زندگی نمی کرد. حتی هیچ حیوانی در این کوه دیده نمیشد. چون در این کوه سنگی هیچ غذایی برای حیوانات و پرنده ها پیدا نمیشد. در بالای این کوه غاری بود که پس از عبور از درز بین دو سنگ بزرگ میشد به آن رسید.
➖ غار حرا، غار کوچکی بود که فقط یک نفر می توانست در این بایستد و یا بنشیند. انتهای این غار، در شکاف بین سنگها سوراخ کوچکی ایجاد شده بود که روزها قسمتی از این غار کوچک با نور خورشید 🌞 روشن می شد. اما آن چیزی که غار حرا را استثنائی میکرد منظره ای بود که از سوراخ انتهای غار دیده میشد: مسجدالحرام ، خانه خدا 🕋. روزها و شبهای بسیاری محمد از کوه بالا میرفت و در غار حرا عبادت می کرد، به خانه خدا می نگریست، فکر می کرد و با خدای مهربان خود حرف می زد. محمد که با دیدن هر موجودی از حیوانات، آسمانها، ستاره ها🌠، قدرت خدا را مشاهده می کرد، در غار به قدرت و آفریده های خداوند فکر می کرد. محمد به این فکر میکرد که برای کمک و راهنمایی مردم چه کارهایی می تواند انجام دهد. محمد از مردمی که مجسمه های سنگی که خودشان ساخته بودند را، خدای خودشان می دانستند، بسیار تعجب میکرد و از این موضوع بسیار ناراحت بود. محمد دعا می کرد. دلش میخواست مردم را آگاه کند که خدای واقعی همان خدایی است که آسمانها و زمین و انسانها و حیوانات و گیاهان را آفریده نه آن مجسمه های سنگی که هیچ قدرتی ندارند و حتی یک کودک می تواند با یک چکش یا یک تبر آنها را بشکند. روزها و شبهای بسیاری که محمد در غار مشغول دعا بود همسر مهربانش بانو خدیجه از کوه بالا می آمد و برای او غذا می آورد.
➖ سرانجام یکشب که محمد در غار حرا مشغول عبادت بود، فرشته ای به نام جبرئیل وارد غار شد. جبرئیل کاغذی را به محمد داد و گفت بخوان. محمد که مدرسه نرفته بود و سواد خواندن و نوشتن نداشت، گفت من که خواندن بلد نیستم، اما جبرئیل دو بار دیگر گفت بخوان.
➖محمد بار دیگر نگاهی به نوشته انداخت، اما این بار توانست بخواند: بخوان، بخوان به نام پروردگارت که آفرید...
➖جبرئیل به محمد گفت که او مأمور شده تا مردم را راهنمایی کند و از گمراهی و اشتباه نجات دهد. خوبی ها را کامل کند و مردم را به انجام کارهای خوب و درست تشویق کند.
➖ محمد از کوه پایین آمد و به خانه اش رفت. بانو خدیجه اضطراب و هیجان و خستگی را در چشمان محمد فهمید و علت را پرسید، محمد ماجرا را برای بانو خدیجه تعریف کرد.
➖خدیجه گفت: محمد جان تو همیشه با خانواده و بستگانت مهربان هستی، از مهمان به خوبی پذیرایی میکنی، به نیازمندان کمک می کنی و از تحمل سختی و زحمت ترسی نداری، حتما خدا تو را یاری خواهد کرد. و حالا دیگر محمدِ امین ، محمد رسول الله بود، فرستاده خدا برای راهنمایی و هدایت مردم.
#قصه_عید_مبعث
#عید_مبعث
👌 انتشار و کپی از مطالب،قصه ها و ایده های کانال، فقط با ذکر منبع و ارسال لینک کانال مجاز است. 🙏🙏
🌺 لینک کانال مادرانه های مشترک👈
https://eitaa.com/madaranehayemoshtarak
برای نوشتن این قصه از کتاب فروغ ابدیت آیت الله سبحانی استفاده کردم تا تمام مطالب کاملا صحیح باشد اما با زبان کودکانه و قابل فهم. این کتاب،کتابی فوق العاده جامع پیرامون زندگانی پیامبر عالیقدر اسلام با تجزیه و تحلیل کامل است. البته سن این چاپ کتاب از خودم هم بیشتره😂 ( قیمت ۹۰۰ صفحه کتاب ۵۵ تومان 😳😉) ولی چاپهای جدید این کتاب در بازار موجود هست. و سپاس بیکران از مادر عزیزم که بهترین و باارزش ترین میراث را برای ما جمع آوری کردند.
🌺 لینک کانال مادرانه های مشترک👈
https://eitaa.com/madaranehayemoshtarak