eitaa logo
کانون مداحان
28هزار دنبال‌کننده
23هزار عکس
23.9هزار ویدیو
228 فایل
کانون مداحان استان مرکز آموزش عمومی ، تخصصی و سطح عالی مداحی اهلبیت علیهم السلام خیریه فرهنگی ذاکرین امام حسین علیه السلام
مشاهده در ایتا
دانلود
ای سایه سرم به سرم باش یاحسین هردم فروغ چشم ترم باش یاحسین من روی ناقه گریه کنم از برای تو تو روی نیزه نوحه گرم باش یاحسین قرآن بخوان که دل شده تنگ صدای تو آرامش دل و جگرم باش یاحسین ای از مدینه همسفرم ای برادرم مثل همیشه دور و برم باش یاحسین همچون هلال گاه عیانی و گه نهان قدری مقابل نظرم باش یاحسین منکه نشد به پیکر تو سایبان شوم اما تو سایبان سرم باش یاحسین اطراف من ببین ،به علمدار خود بگو همواره پاسدار حرم باش یاحسین با دیدن سر علی اصغر رباب گفت:... (خیلی مراقب پسرم باش یاحسین) عبدالحسین میرزایی *آدرس کانالهای مداحان👇👇:* https://zil.ink/maddahanesf ■ *مقدمتان گرامی* *لطفااین کانال را به دوستان خودمعرفی نمایید*
پروانه وار سوزِ تو را می خریم ما تا صبح دور شمع غمت می پریم ما آتش به جان بال و پر ما را بکش حسین از فُطرس در تو مگر کمتریم ما!؟ بین گذر نگاه به خِیل گدا بکن... کاسه‌به‌دست در دل این معبریم ما تا که میان روضه ی تو گریه می کنیم انگار که ز "زمزم" مَکّه سریم ما وقتی تو پادشاه تمامیِّ عالمی پس خوش به حالمان که همه نوکریم ما اوج کمال روح‌..،به "گریه" رسیدن است یک عُمر در طریقتِ "چشمِ تریم" ما "روح الامین" به گریه ی ما رَشک می برد در روضه از ملائکه دل می بریم ما اشکی که خرج بزم تو باشد..،عنایت است مدیون لطفِ زینبِ غم‌پروریم ما برپایی مجالسِ ماه محرمت بر عُهده ی رضاست..،بر این باوریم ما کفّاشِ روضه های تو بوده است جدِّ من... فرزندهای خادم پُشت دریم ما دستِ "رقیه" نان دهنِ دخترم گذاشت... جیره‌بگیرِ سفره ی این دختریم ما در دسته ها که مشک به سرشانه می کِشیم احساس می کنیم که آب‌آوریم ما این گریه مِهر خانمِ پهلو شکسته است در اصل چِکّه های لبِ کوثریم ما چادر نماز فاطمه سقف حسینیه است... تا حشر زیر سایه ی این مادریم ما ای بی سَری که سر به سر غم گذاشتی وقتی تو سروری ز سران هم سریم ما ▪️ ▪️ بر روی ذبح تو چِقَدر شمر کار کرد... لطمه‌زنان کُندی آن خنجریم ما بعد از تو وای بر حرم بی پناهِ تو... دلواپسِ کم آمدن معجریم ما شاعر: *آدرس کانالهای مداحان👇👇:* https://zil.ink/maddahanesf ■ *مقدمتان گرامی* *لطفااین کانال را به دوستان خودمعرفی نمایید*
سوخته گرچه پرش از شرر غارت ها پا نهاده است روی تاج ابر قدرت ها اُسکُتوا گفت‌ و عوالم همگی لال شدند ریخت از هیبت او هیمنه ی هیبت ها سالها پيش در اين شهر بزرگى مى كرد آه دیگر خبری نيست از آن عزت ها بين اين شهر بنا بود كه مهمان باشد اُف بر اين رسم پذيرايى و اين دعوت ها شاهبانوى جهان باشى اگر هم ، وقتى دست بسته برسى ، مى شكند حُرمت ها دختر پرده نشین علی و فاطمه را نگهش داشته کوفه سرِپا ساعت ها لااقل کاش ابالفضل برایش میماند با حضورش چه کسی داشت از این جرأت ها خارجى زاده كه گفتند دلش سوخت ولى قارى اش آمد و برداشته شد تُهمت ها داشت‌ مانند علی خطبه ی غرّا میخواند سر که آمد به سر آمد سخن و صحبت ها دست بر شانه ی طفلان حرم میگيرد آنكه خم بود به پايش همه ی قامت ها میدوَد تا كه كسى نانِ تصدّق نخورد آرى افتاده به دوشش همه ی زحمت ها شد قبول اُمّ حبيبه! همه نذرى هايش خانمش آمده در كوفه پس از مدت ها اولش هرچه نظر کرد کسی را نشناخت تا سرِ نیزه نشین، کرد عیان نسبت ها روز از شدت گرما و شب از سرمایش پوست انداخته بودند همه صورت ها سَر كه افتاد زمين زود برَش داشت رباب چون‌ دگر گير نمى آمد از اين فرصت ها شاعر: گروه شعری *آدرس کانالهای مداحان👇👇:* https://zil.ink/maddahanesf ■ *مقدمتان گرامی* *لطفااین کانال را به دوستان خودمعرفی نمایید*
عقل بشر از درک تو مات است، حسین نام تو کلید مشکلات است، حسین در شأن تو این بس که رسول اکرم فرمود: سفینة النّجاة است، حسین شاعر: *آدرس کانالهای مداحان👇👇:* https://zil.ink/maddahanesf ■ *مقدمتان گرامی* *لطفااین کانال را به دوستان خودمعرفی نمایید*
به غیر دوری کرب و بلا، بلایی نیست       بجز حرم که برای فقیر جایی نیست قسم به عشق، دمی زندگی نمی ارزد       به کوچه ای که درآن خیمهء عزایی نیست حرم، ضریح، مناره، رواق، گلدسته چه می کُشند کسی را که کربلایی نیست به مستحبّی حال تباکی ات سوگند نماز روضه میان حرم، ریایی نیست همیشه سینه زدن، ذکر خیر معشوق است وگرنه در دل عاشق که سرصدایی نیست رسیده روزی من از کنار سفرهء تو فقیر مانده کسی که پی گدایی نیست ببخش عذر مرا در رسیدنم به حرم زبس که داد زدم یاحسین... نایی نیست شاعر: *آدرس کانالهای مداحان👇👇:* https://zil.ink/maddahanesf ■ *مقدمتان گرامی* *لطفااین کانال را به دوستان خودمعرفی نمایید*
اینجا بریدنِ سر مظلوم عزت است نایاب بین مردمِ این شهر غیرت است بهر نگه به قافله ی بی پناه تو دروازه ی ورودی کوفه قیامت است اینجا میان این همه نامحرمانِ پست یک تکه پاره پاره ی معجر غنیمت است باران سنگ وهلهله یک سو ولی «حسین» سوزان تر از تمامی اینها اهانت است خرما و نان برای رقیه می آورند اینجا چقدر بودنِ عباس نعمت است فهمیدم از جسارت بر نام مادرم بالاترین عداوت شان با سیادت است 🔸شاعر: *آدرس کانالهای مداحان👇👇:* https://zil.ink/maddahanesf ■ *مقدمتان گرامی* *لطفااین کانال را به دوستان خودمعرفی نمایید*
دگر پایان ندارد دردِ من هجرانِ من ای داد تو را کم دارد این مَحبَس تو را زندانِ من ای داد تو رفتی شام و ما ماندیم در زندان کنارِ هم شده آب از فراقِ تو  تنِ بی جانِ من ای داد به جایِ مجلسِ دَرسَم عجب بد مجلسی دارم تماشاچیِ من هستند   شاگردانِ من ای داد یتیمت بِینِ راه از ناقه‌اش اُفتاد بد اُفتاد ببین از درد خوابیده  رویِ دامان من ای داد سرم بر چوبِ محمل خورد  تا مثلِ سرت باشد چه می‌شد می‌شکست از سنگ هم  دندانِ من ای داد تنورِ خانه‌ی خولی برای پُخت روشن بود وگرنه کم نمی‌شد از سرت سامانِ من ای داد به ما خرما و نان دادند قدری چادر و روبند به من خیرات می‌شد بارِ نخلستانِ من ای داد حرامی با غضب میزد قضیبی* را به روی تو زد و پاشید از هم صفحه‌ی قرآنِ من ای داد رُبابت دید اُفتادی  بغل کردت در آغوشش نشد افسوس یک لحظه سرت مهمان من ای داد... ✔️سر شریف سیدالشهدا با نامه ابن‌زیاد به شام فرستاده شد و اهل بیت علیهم‌السلام  تا رسیدن پاسخ نامه در کوفه زندانی شدند. *قضیب دسته‌ تازیانه مَرکب از چوب و فلز شاعر: *آدرس کانالهای مداحان👇👇:* https://zil.ink/maddahanesf ■ *مقدمتان گرامی* *لطفااین کانال را به دوستان خودمعرفی نمایید*
زلف دیوانگی ام باز پریشان شده است روضه خوان از خبر آینه، حیران شده است روضه خوان مانده که با معجر زینب چه کند گویی از آخر این روضه پشیمان شده است روضه خوان دم نزد اما همگان میدانند ماه از حادثۀ کوفه، هراسان شده است مستمع حوصله ی صبرندارد دیگر بعد از این صاعقه ها نوبت باران شده است روضه خوان لال شد و مستمع، آهسته گریست فهم این روضه برای همه آسان شده است چند سال است که درگیر همین بیدلی ام "آتش و آب بهم دست و گریبان شده است" شاه عریان به صلیب است و مسیحا درعرش ارمنی در عجب از کار مسلمان شده است روضه ی کوفه نخوانید مگر نیمه ی شب این تنوری ست که گرم از سر مهمان شده است 🔸شاعر: *آدرس کانالهای مداحان👇👇:* https://zil.ink/maddahanesf ■ *مقدمتان گرامی* *لطفااین کانال را به دوستان خودمعرفی نمایید*
برات بیقرارم عزیزم حسین(ع) به داغت دچارم عزیزم حسین(ع) توو خوابم نمی دیدم این روز و که نباشی کنارم عزیزم حسین(ع) خزونی شدم، قد کمونی شدم تو بودی بهارم عزیزم حسین(ع) یه خلوت میخوام که بشینم فقط برات خون ببارم عزیزم حسین(ع) بدونِ تو زندونه دنیا برام دلِ خوش ندارم عزیزم حسین(ع) واسه خشکیِ حنجرت توو گلوم چقد بغض دارم عزیزم حسین(ع) تموم شد روزایِ خوش ِ خواهرت شبه روزگارم عزیزم حسین(ع) سرت رویِ نیزه ست و دیگه کجا- -سرم رو بذارم عزیزم حسین(ع)؟! کجایی ببینی میخنده سنان(لع) به این حال زارم عزیزم حسین(ع) به موهای غرقِ به خونت قسم گره خورده کارم عزیزم حسین(ع)! 🔸شاعر: *آدرس کانالهای مداحان👇👇:* https://zil.ink/maddahanesf ■ *مقدمتان گرامی* *لطفااین کانال را به دوستان خودمعرفی نمایید*
هفت روز است بی تو گریانم هفت روز است که پریشانم هفت روز است که پدر جانم بی تو آواره بیابانم خوب شد رفتی و ندیدی که دخترت بین کوچه ها گم بود خوب شد رفتی و ندیدی که عمه این هفته بین مردم بود هفته نه هفت سال بی پدری هفته نه هفت سال خونجگری هفته ای که هزار سال گذشت بین بازار ها به دربه دری هفت شب بوسه ام ندادی تو تن به سم ستور دادی تو ای سر غرق خون لب پر خون چقدر از سرم زیادی تو 🔸شاعر: *آدرس کانالهای مداحان👇👇:* https://zil.ink/maddahanesf ■ *مقدمتان گرامی* *لطفااین کانال را به دوستان خودمعرفی نمایید*
زینب و کوچه و بازار ، امان از کوفه بین جمعیت و انظار ، امان از کوفه حجة بن الحسن آقا دمِ دروازه ببین عمه ات گشت گرفتار ، امان از کوفه حرمله گشته عنان گیر و نگهبان خولی شمر هم قافله سالار ، امان از کوفه سنگهایی که ز گودال زیاد آمده بود خورد او از در و دیوار ، امان از کوفه آبروریزی این شهر کم از شام نبود کم ندید از همه آزار ، امان از کوفه آبرو داشت در این شهر به این روز افتاد دختر حیدر کرار ، امان از کوفه نشنود کاش پیمبر ، صدقه میدادند همه بر عترت اطهار ، امان از کوفه وسط خطبه او همهمه در شهر افتاد دید بر نیزه سرِ یار ، امان از کوفه چه سری خونی و خاکستری و خاک آلود وای از لحظه دیدار ، امان از کوفه تا رسید امّ حبیبه زخجالت شد آب هیچ عزیزی نشود خار ، امان از کوفه زینبِ پرده نشین حبس نشین شد آخر داد از کوفیِ بی عار ، امان از کوفه سختی حبس به دیده نشدن می‌ارزید سخت تر مجلس اغیار ، امان از کوفه وامصیبت ، (دَخَلَت زینب علی اِبنِ زیاد) پس کجا بود علمدار ، امان از کوفه طعنه ها بود که بر اشک دو عینش میزد با عصا بر لب و دندان حسینش میزد 🔸شاعر: *آدرس کانالهای مداحان👇👇:* https://zil.ink/maddahanesf ■ *مقدمتان گرامی* *لطفااین کانال را به دوستان خودمعرفی نمایید*
داخلِ زندانِ کوفه ..یک نوایی داشتم بهرِ روضه زیرِ لب،یک ته صدایی داشتم روضه خوان من بودم و روضه..غروبِ کربلا بهرِ گریه بی امان حال و هوایی داشتم امّ کلثوم و ربابه..مستمع های من اند روضه..کوچک بود و من رزقِ بُکایی داشتم روضه ی درگوشی از آنجا شروع شد جانِ من در دلِ محبس عجب بزمِ عزایی داشتم تا که گفتم تشنه لب..لطمه به صورتها زدند بینِ تاریکیِ زندان‌‌..کربلایی داشتم دخترانش هم شدند از مستمع های عزا در هیاهو..حس و حالِ آشنایی داشتم یک ندا آمد:غریبِ تشنه ی مادر حسین بینِ این روضه..غمِ خیرالنسایی داشتم بر سر و سینه زدم ،مدهوش افتادم زمین آخر..اندوهِ ذبیح بالفقایی ..داشتم کاش می مُردم میانِ روضه های قتلگاه در میانِ روضه اش حسّ ِ خدایی داشتم 🔸شاعر: *آدرس کانالهای مداحان👇👇:* https://zil.ink/maddahanesf ■ *مقدمتان گرامی* *لطفااین کانال را به دوستان خودمعرفی نمایید*