eitaa logo
کانون مداحان
28هزار دنبال‌کننده
23هزار عکس
23.9هزار ویدیو
228 فایل
کانون مداحان استان مرکز آموزش عمومی ، تخصصی و سطح عالی مداحی اهلبیت علیهم السلام خیریه فرهنگی ذاکرین امام حسین علیه السلام
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام(بخوانیدوارسال کنید): سرود میلاد شاهزاده علی اکبر علیه السلام بازمرغ دلم سوی مدینه پرکشیده(۲) بازستارهٔ آرزوی حسین دمیده جوونا گل بریزید لالهٔ لیلا دمیده(۲) خوشگل خوشگل خوشگلای دنیارسیده علی اکبر علی اکبر (۲) ای ملائکه آینه وگلاب بیارید(۲) امشب خبرازظهورعشق ناب بیارید گل لبخند حسین زینب و حیرون میکنه (۲) خورشیدش تابیده عالمو چراغون میکنه علی اکبر علی اکبر (۲) شدمدینه یکباردگر صحنهٔ محشر (۲) دردانهٔ لیلا نه٬ که آمده پیمبر این علی سرتابه پاش تجلیات احمده (۲) خلق و خو وعطر گیسوش جلوهٔ محمده علی اکبر علی اکبر (۲) درشهرنبی بازشده٬ بازگل یاس(۲) شدخیره به الماس رخش دیدهٔ عباس ای مؤذن به من از جلوهٔ الله بگو (۲) اشهد وان علیا ولی اللّه بگو علی اکبر علی اکبر (۲) هم خوی نبی داردو هم بوی پیمبر (۲) پاتاسراو آینهء روی پیمبر دمبدم ذکرلب اهل ولا این کلمات (۲) به گل روی علی اکبر لیلا صلوات علی اکبر علی اکبر (۲) سلام الله علیهم اجمعین مصطفی نظری طهرانی ╭════•🍁•════╮ 🇮🇷ایتا https://eitaa.com/madahanesfahan سروش http://sapp.ir/madahanesfahan تلگرام https://t.me/madahanesfahan گپ https://gap.im/Kanonmadahan ✉مقدمتان گرامی ╰════•🍁•════╯
سلام(بخوانیدوارسال کنید): رباعی ولادت شاهزاده علی اکبر علیه السلام « روز جوان» گردید بهارو یک جهان گشته جوان دل گشته جوان و جسم و جان گشته جوان امروز که ماه روی اکبر تابید تبریک به هر جوان زمان گشته جوان ########## هنگام سحر که می‌رسد بانگ اذان لیلا لب او چولاله گشته خندان تکبیر بگو علی اکبر آمد امروز که ثبت گشته بر روز « جوان» «سلام الله علیهم اجمعین» مصطفی نظری طهرانی ╭════•🍁•════╮ 🇮🇷ایتا https://eitaa.com/madahanesfahan سروش http://sapp.ir/madahanesfahan تلگرام https://t.me/madahanesfahan گپ https://gap.im/Kanonmadahan ✉مقدمتان گرامی ╰════•🍁•════╯
سلام(بخوانیدوارسال کنید): سرود ولادت شاهزاده علی اکبر علیه السلام سبک امشب از عشق تو مست مستم من گلشن یثرب امشب معطر شد (۲) جلوه گر روی علی اکبرشد (۲) رشگ جنت گشته خانهٔ لیلا خنده می جوشد از لالهٔ لبها شدحسن مات آن چهرهٔ زیبا درتجلی چهرهٔ پیمبر شد ای خداجویان وجه خدا آمد ای مسلمان جان مصطفی آمد حیدریون سبط مرتضی آمد خانهٔ زهرا امشب منور شد هرکه مشتاق روی محمد بود هرکه خواهان دیداراحمدبود طالب وصل عشقی مؤبد بود باعلی اکبر وصلش میسر شد جان بیفشانید جان حسین است این گل بپاشید ریحان حسین است این ای مؤذن قرآن حسین است این امشبی معنا الله اکبر شد گلشن یثرب امشب معطر شد (۲) جلوه گر روی علی اکبرشد (۲) سلام الله علیهم اجمعین مصطفی نظری طهرانی ╭════•🍁•════╮ 🇮🇷ایتا https://eitaa.com/madahanesfahan سروش http://sapp.ir/madahanesfahan تلگرام https://t.me/madahanesfahan گپ https://gap.im/Kanonmadahan ✉مقدمتان گرامی ╰════•🍁•════╯
سلام(بخوانیدوارسال کنید): رباعیات میلاد شاهزاده علی اکبر علیه السلام درطرف چمن بوی گل یاسمن است درکنج لب اهل ولا این سخن است هم چهره وهم خوی محمد آمد میلاد علی اکبر شیرین دهن است * درباغ مدینه غنچه ای واشده است یک گل که ازاو بهار زیبا شده است ای طالب دیدار محمد برخیز میلاد علی اکبرلیلا شده است * اقبال گشوده بال مسرورشوید بخت آمده پیش طالب نورشوید اکبرگل لیلاست چه زیبا بشکفت ای چشم بدِ حسودازو دورشوید * گل رابفشانید به بستان حیات دل رابنشانید درآئینهٔ ذات تکبیر بگویید که اکبر آمد برآینهٔ روی محمد صلوات «علیهم صلوةالله اجمعین» مصطفی نظری طهرانی ╭════•🍁•════╮ 🇮🇷ایتا https://eitaa.com/madahanesfahan سروش http://sapp.ir/madahanesfahan تلگرام https://t.me/madahanesfahan گپ https://gap.im/Kanonmadahan ✉مقدمتان گرامی ╰════•🍁•════╯
سلام(بخوانیدوارسال کنید): سرود میلاد حضرت علی اکبر علیه السلام 🌞🌞🌞 دوبــاره در جهـان پیغمبر آمد کــه میـلاد علــی اکبــر آمـد اَلا یا فاطمه چشم تو روشن حسینت را حسین دیگر آمد که میلاد علی اکبر آمد محمـد یــا پیمبــــر زاده لیلا رســـول الله دیگــر زاده لیلا چراغ و چشم حیدرزاده لیلا امــام مجتبـی را مظهرآمد که میلاد علی اکبر آمد عیـــان آئینــۀ داور شـــد امشب عروس فاطمه، مادر شد امشب چـراغان بیـت پیغمبر شد امشب کـه هـر نسـل جـوان را رهبر آمد که میلاد علی اکبر آمد عیــان نــور حـق از بیت ولا شد زمین خرّم تر از عرش علاء شد عیــان مــاه شهیـد کربـلا شـد صــلا از مهــر و مـاه و اختر آمد که میلاد علی اکبر آمد عیان شد مصطفی را اشبه الناس بـه رخسـارش زنـد گلبوسه عباس حسن می‌بوید او را چون گل یاس تبسّــم از لـــب زیـنـب بــــــر آمــــد که میلاد علی اکبر آمد به گلشن‌ها فراز شاخساران بود این جمله در صوت هزاران گل لیلا شکفت و شد بهاران بهـــاران را بهـــاری بهتــر آمد که میلاد علی اکبر آمد «سلام الله علیهم اجمعین» ╭════•🍁•════╮ 🇮🇷ایتا https://eitaa.com/madahanesfahan سروش http://sapp.ir/madahanesfahan تلگرام https://t.me/madahanesfahan گپ https://gap.im/Kanonmadahan ✉مقدمتان گرامی ╰════•🍁•════╯
سلام(بخوانیدوارسال کنید): ‍ ولادت حضرت علی اکبر علیه السلام از این خاکدان پر زدن لازم است و پرواز دور از چمن لازم است خلاصه از اینجا سفر می کنیم خلاصه فراق وطن لازم است‌ ‌ بسوزان مرا تا بسازی مرا برای همه سوختن لازم است به خلوت میایم به تو می رسم مناجات با خویشتن لازم است گدا را غنی اش کنی می رود برای خودم فقرمن لازم است تو نه گفتنت همتم می شود برای کمالات "لن" لازم است به آوارگی ام ترحم نکن نبی را اویس قرن لازم است برای کمالات روحت علی حسین لازم است و حسن لازم است بخواهم صفات تو را بشمرم صفات همه پنج تن لازم است نصیب حسین از دو عالم علی ست پدر که علی و پسر هم علی ست دلم را به زلفت اگر می دهم بدست نسیم سحر می دهم بدون تو سودم ضرر می شود بدون تو حتما ضرر می دهم بیا خون دل را به گردن بگیر که دارم دلم را هدر می دهم سرم سر نه سرمایه ی عاشقی ست به وقتش در این راه سر می دهم تو ابرو بیاور به میدان، خودم... سرم را دو شب زودتر می دهم ندادم هرآنچه گران خواستند دلم را تو ارزان بخر...می دهم برای دو تا مشت از خاک پات دو زر می دهم...بیشتر می دهم به پای پدرها پدر داده ام به پای پسرها پسر می دهم پرم را به گهواره ات می زنم ازینجا به فطرس خبر می دهم در این کوچه دستم به تو سر زده کرم هم اگر رد شده در زده ندیدم کسی را در عالم چنین شباهت بگیرد به خاتم چنین ندیدم کسی را صدایش کنم و فیضش بیاید دمادم چنین خدا پهن کرده بساط تو را ندیدم بساطی فراهم چنین کرمخانه ات کار و بارش گرفت پس از آن نگفتند "حاتم چنین" دمت مرده را زنده کن می کند مسیحا ندیده دمش دم چنین تو با آدمی، آدمی نیستی مگر می شود صلب آدم چنین؟! می ارزد دل و دین به ابروت داد کجا دیده ایم ابروی خم چنین! تو نازت زیاد است، پس ناز کن پدر می خرد، عمه هم همچنین قد ام لیلا به پایت خمید نکرده خداییش مریم چنین غم عشق خوردن می ارزد علی به پای تو مردن می ارزد علی دلم سوخته پس حرم را بده سرم را بگیر و پرم را بده سرشب پر و بال من را بگیر دم صبح خاکسترم را بده بیا توشه بردارم از دیدنت بیا توشه آخرم را بده لبم را به فیض لبت وصل کن افاضات پیغمبرم را بده همه تشنه ی تشنگی تواند بیا رزق انگشترم را بده توحالا که رفتی روی نیزه ها اذان غروب حرم را بده من و لشگرم را بهم ریختی بیا و من و لشگرم را بده پاشو، آبروی مرا جمع کن پاشو، چادر خواهرم را.... خدایا علی اصغرم را بگیر بجایش علی اکبرم را بده خدایا درخت امیدم شکست عصایم بدست که افتاده است؟!... «سلام الله علیهم اجمعین» علی_اکبر_لطیفیان ╭════•🍁•════╮ 🇮🇷ایتا https://eitaa.com/madahanesfahan سروش http://sapp.ir/madahanesfahan تلگرام https://t.me/madahanesfahan گپ https://gap.im/Kanonmadahan ✉مقدمتان گرامی ╰════•🍁•════╯
سلام(بخوانیدوارسال کنید): ولادت حضرت علی اکبر علیه السلام امشب دل نسل جوان دارد سرور دیگری امشب خدا در هر سری افکنده شور دیگری امشب به جان اهل دل تابیده نور دیگری دل پیش دلبر یافته فیض حضور دیگری ماه محمد طلعتی از برج زهرا آمده یا بار دیگر در حجاز احمد به دنیا آمده لیلا در آغوش سحر شمس الضحی آورده ای قرآن گرفتی در بغل یا مصطفی آورده ای زادی علی دیگری یا مرتضی آورده ای حسن خداوند است این یا مجتبی آورده ای یا لله عجب شوری تو در نسل بتول انداختی الحق که آل الله را یاد رسول انداختی تکرار کن و الشمس را عکس جمالش را ببین بگشای قرآن را سپس خلق و خصالش را ببین با بال جان پرواز کن اوج کمالش را ببین در بین آل فاطمه قدر و جلالش را ببین آری تو ثارالله را مرآت داور زاده ای گوئی که همچون آمنه امشب پیمبر زاده ای در بوستان فاطمه سرو روان است این پسر جان رسول الله را آرام جان است این پسر هم یک جهان جان است و هم جان جهان است این پسر در پیشه قرآن و دین شیر ژیان است این پسر هم اشرف الخلق است این هم اشجع الناس است این هم در ره عشق و وفا همگام عباس است این این است کاندر کودکی روح عبادت یافته پا در جهان نگذاشته را سعادت یافته نا کرده تر از شیر ، لب رمز شهادت یافته رشد و نمو نایافته درس رشادت یافته نسل جوان را این پسر در هر زمان رهبر بود چشم و چراغ فاطمه نامش علی اکبر بود در ماه شعبان کامده آئینه دل منجلی بر زاده خیرالبشر زاده دو مادر دو علی آن شمع بزم عارفان این شیر میدان یلی آن در ولا حق را ولی این بربلا گفته بلی ان ماه تابانی بود ، در دست لیلای عرب این مهر رخشانی بود ز ان مام ایرانی نسب یاد آرد از حسن نبی عشق رخ دلجوی او تفسیر ایات نبی در خال و خط روی او نور نبوت جلوه گر در خلق و خلق و خوی او بس دل که گم گردیده در پیچ و خم گیسوی او آری مه لیلاست این کز پرده بیرون آمده وز شوق دیدارش جهان یکباره مجنون آمده ماهی که می بخشد بجان فیض لقاء الله را ماهی که برق خنده اش سورانده مهر و ماه را ماهی که مجنون ساخته یادش دل آگاه را ماهی که بر نسل جوان روشنگر آمد راه را ماهی که خط سبز ، آن از وهم ها بالا شده ماهی که در معراج خون ، مهر سپهر لا شده ماهی که چشم مست دل گردیده و شد گردون او دردا که با خون شسته شد رخساره گلگون او روی حسین ابن علی شد لاله گون با خون او لیلا به صحرای بلا از غصه شد مجنون او مهری که از تیغ ستم فرق منیرش چاک شد در محشر کرب و بلا یک نی بلند از خاک شد تا پیکر صد چاک او گردید در خون غوطه ور آمد کنار کشته اش ریحانه خیرالبشر بگرفته همچون جان خود ، آن جسم خونین را ببر آنسان که گویی داد جان آنجا پسر هم با پدر بر بند لب خاموش شو "میثم" ز شرح ماتمش ترسم که بگذارد جهان جان بر سردار غمش «سلام الله علیهم اجمعین» استاد حاج غلامرضا سازگار ╭════•🍁•════╮ 🇮🇷ایتا https://eitaa.com/madahanesfahan سروش http://sapp.ir/madahanesfahan تلگرام https://t.me/madahanesfahan گپ https://gap.im/Kanonmadahan ✉مقدمتان گرامی ╰════•🍁•════╯
سلام(بخوانیدوارسال کنید): مدح جناب علی اکبر علیه السلام سلام احمد سلام داور سلام زهرا سلام حیدر سلام یاسین سلام کوثر سلام عبّاس و عون و جعفر سلام نسل جوان سراسر به جان پاک علیِّ اکبر سپهر مجد و جلال احمد محیط فضل و کمال احمد تمام حسن و جمال احمد کتاب خلق و خصال احمد به جز ائمّه زآل احمد به قدر، اولی به فضل، برتر بهشت عترت بهار رویش خصال احمد خصال و خویش وجود را جان در آرزویش حسین را دل به تار مویش به چشم امّ و اب و عمویش علّی ثانی رسول دیگر ریاض خُلقش کمال ایمان بیاض حُسنش تمام قرآن رخش برد دل زماه کنعان دمش دهد جان به پور عمران به هر پیامش هزار طوفان به هر قیامش هزار محشر زهی جلالت زهی کرامت یم نبوّت دُرِ امامت چو کبریایش به دل اقامت به چهره غوغا به قد قیامت جلال خیزد تمام قامت به محضر آن خدای منظر جلال طاها کمال یاسین حسن خصایل حسین آئین شجاعت از او گرفته آذین علی اعلا به عرشۀ زین ولایت او تمامی دین محبّت او جهاد اکبر بهشت زینب امید لیلا زاوج و همش مقام بالا زهر شهیدی به رتبه والا زنسل احمد شهید اولا به آل هاشم هماره مولا به خلق عالم همیشه رهبر به چهره تاج از قمر گرفته زعمّه خون جگر گرفته توان و تاب از پدر گرفته عمو چو جانش به بر گرفته زسینه بر کف سپر گرفته به پای او جان به دست او سر سرشک بر رخ، دعاش بر لب چو مهر، در صبح چو ماه، در شب روان به میدان سوار مرکب به خاک او ریخت سپهر کوکب دو همره او حسین و زینب دو پیشبازش بتول و حیدر زچنگ دنیا کشیده دامن نه باکش از جان نه بیمش از تن سپر به کتف و کفن به گردن گشوده سینه به تیر دشمن به کام عطشان به ثقل آهن شرر شد و زد به خصم کافر چه الحذرها که شد بر افلاک چه دست و سرها که ریخت بر خاک به قلب و فرق عدوی سفّاک زنیزه زد زخم زتیغ زد چاک درید سینه زخصم ناپاک فکند آتش به جان لشکر عدو صدا زد محمّد (ص) است این و یا که حیدر به جنگ صفّین دریغ کاخر فتاد از زین به جسم مجروح به روی خونین که دیده یک گل هزار گلچین زتیغ و تیرش کنند پرپر؟ بدن چو جوشن شد از خدنگش به سینه گرگان زدند چنگش زدند هر سو به عزم جنگش یکی به تیر و یکی به سنگش به دیده اشکش به دل شرنگش به خاک پنهان به خون شناور که دیده مه را هزار پاره تن لطیفش پر از ستاره نفسش زداغش شود شراره به زخم زخمش رسد دوباره پدر به گریه کند نظاره پسر دهد جان به زیر خنجر بهقلزم خون گهر که دیده؟ به خاک، قرص قمر که دیده؟ به نخل طوبی، تبر که دیده؟ زقلب قرآن، سپر که دیده؟ به پیش بابا، پسر که دیده؟ که همچو بسمل، به خون زند پر؟ فغان از این غم فغان از این غم زدند زخمش به جای مرهم ورق ورق شد، کتاب محکم که صفحه صفحه، جدا شد از هم دمید خونش زنخل (میثم) فکند داغش به خلق، آذر سلام الله علیهم اجمعین استاد سازگار ╭════•🍁•════╮ 🇮🇷ایتا https://eitaa.com/madahanesfahan سروش http://sapp.ir/madahanesfahan تلگرام https://t.me/madahanesfahan گپ https://gap.im/Kanonmadahan ✉مقدمتان گرامی ╰════•🍁•════╯
سلام(بخوانیدوارسال کنید): میلاد علی اکبر علیه السلام چشمانمان بر دست ذره پرور لیلاست مستی ما از نام مستی آور لیلاست یک قافله حور و پری دور و بر لیلاست در شهر تنها صحبت از تاج سر لیلاست دل می تپد وقتی که حرف از دلبر لیلاست کوری چشم هرکه ما را بی نوا خوانده محبوب مان مارا به دیدار خدا خوانده دل را به دنبال خودش تا هر کجا خوانده ما را برای جشن فرزندش فراخوانده این مُهر و دعوت نامه لطف دیگر لیلاست امشب برای شمس دین قرص قمر آورد بانو برای شاه عالم شیر نر آورد یک دسته گل ، یک پارچه آقا ، پسر آورد صاحب نفس ، صاحب لوا ، صاحب جگر اورد میلاد مولود سراپا اطهر لیلاست از مقدمش شهر مدینه نور باران شد گهواره اش را عمه اش گهواره جنبان شد از برکتش هجر پیمبر نیز آسان شد با اقتدا بر چشم او مادر مسلمان شد با این حساب او حضرت پیغمبر لیلاست در مرتبت محمود و در عزّ و جلال احمد در مهربانی فاطمه و در کمال احمد در بین میدان مرتضی و در جمال احمد ابرو و چشم و گیسوان و خط و خال احمد این تازه مولود مدینه محشر لیلاست "والیل" قطعا مدحت گیسوی او باشد مصداق ناب "والضحی" هم روی او باشد عرش خدا مدهوش عطر و بوی او باشد "إنا هدیناه السبیل "اش سوی او باشد شمس و ضحا و قدر و نور و کوثر لیلاست با یک نظر از مُهر تربت باده میسازد سجادها از وصله ی سجاده میسازد "قد قامت…" او قبله را آماده میسازد با یک نفس صدها مؤذن زاده میسازد الله اکبر ؛ او علی اکبر لیلاست در خاک دشمن میدهد جولان به تنهایی با نعره هایش میکند طوفان به تنهایی با ذوالفقار تشنه و بران به تنهایی سر میزند مثل سپهداران به تنهایی شیر حسین بن علی و حیدر لیلاست رود زلالی هست و دریا میشود گاهی در شب چو خورشیدی هویدا میشود گاهی مثل عموی خویش سقا میشود گاهی جمع تمام آینه ها میشود گاهی عباس و عبدالله و عون و جعفر لیلاست با روضه اش راز پریشانی شش گوشه ست مرثیه ی همواره طوفانی شش گوشه ست هم رونق شبهای روحانی شش گوشه ست هم شک ندارم باعث و بانی شش گوشه ست کرببلا سرمست سیب نوبر لیلاست قطعا تحمل کردن زخم زبان سخت است بوسه گرفتن از عزیز نیمه جان سخت است راهی شدن تا کوفه ی نامهربان سخت است داغ جوان دیدن برای مادران سخت است مرثیه ی محزون و گریه آور لیلاست تا کوچه وا کردند و در دام بلا افتاد غرق به خون از پشت مرکب بی هوا افتاد با "یا أبا"یش ولوله در خیمه ها افتاد این اربا اربایی که زیر دست و پا افتاد ای کربلایی ها! جوان پرپر لیلاست سلام الله علیهم اجمعین ╭════•🍁•════╮ 🇮🇷ایتا https://eitaa.com/madahanesfahan سروش http://sapp.ir/madahanesfahan تلگرام https://t.me/madahanesfahan گپ https://gap.im/Kanonmadahan ✉مقدمتان گرامی ╰════•🍁•════╯
سلام(بخوانیدوارسال کنید): بحر طویل ولادت حضرت علی اکبر علیه السلام همه در حیرتم امشب، که شب هیفده ماه ربیع است و یا یازده غره شعبان معظم، شب میلاد محمد شده یا آینة طلعت نورانی احمد به سر دست حسین است و یا آمده از غار حرا باز محمد، عجبا این گل نورسته علی اکبر لیلاست، بگو یوسف زهرا است، بگو آینة طلعت طاهاست، بگو دسته گل فاطمة ام ابیهاست، بگو روح بتول است، بگو جان رسول است، سلام و صلوات همه بر خُلق و خصالش به جلالش به جمالش، همه مبهوت کمالش همه مشتاق وصالش، که سراپاست همه آینه احمد و آلش، چه به خلقت چه به طینت چه به صورت چه به سیرت چه به قامت چه به هیبت، همه بینید در این خال و خط و چهره گل روی رسول دو سرا را. خانة یوسف زهراست زیارتگه پیغمبر اکرم نگه آل محمد به جمالی است که خود شاهد رخسار دل آرای محمد شده اینک، همگی چشم گشودند به سویش، به گمانم که گره خورده دل نور دل فاطمه بر طرّة مویش، شده جا در بغل عمه و آغوش عمویش، نگه ماه بنی هاشمیان بر گل رویش، نفسش نفخة صور و نگهش آینة نور و قدش نخلة طور و به دمش معجز عیسا، به لبش منطق موسی، همه ماتش همه مستش همه دادند به هم دست به دستش، همه گل بوسه گرفتند ز پیشانی و لعل لب و خورشید جمالش همه دادند سلامش همه دیدند به مهر رخ او وجه خدا را. نگه از دامن مادر به گل روی پدر دوخته گویی، که ز شیری به تجلای الهی شده چون شعلة افروخته، سر تا به قدم سوخته، از روز ولادت بسی آموخته این درس که باید به جراحات تنش آیة ایثار و شهادت همه تفسیر شود، سینة پاکش هدف تیر شود، طعمة شمشیر شود، با نگه خود به پدر کرده ز گهواره اشاره که منم کشتة راهت، تو رسول اللهی و من چو علی شیر سپاهت، بنواز ای پدر عالم هستی، علی اکبر پسرت را به نگاهت، منم آن کودک شیری که ز شیری دل خود را به تو بستم، به فدایت همه هستم، تن و جان و سر و دستم، من و آن عهد که درعالم زر بستم و هرگز نشکستم، پسر فاطمه از جام تولای تو مستم، تو دعا کن تو دعا کن که سرافراز کنم تا صف محشر شهدا را. چه برازنده بود نام علی بهر من آن هم ز لب تو، که وجودم همه گردیده پر از تاب و تب تو، به خدایی خدا پیشتر از آمدنم بوده دلم در طلب تو، به جز این نیست که باشد حَسَب من حَسَب تو نَسَب من نَسَب تو، به خدا مثل علی در صف پیکار برآرم ز جگر نعره و یکباره زنم چون شرر نار به قلب صف اشرار، که گوید به من احسن به صف کرب و بلا حیدر کرار و زند خنده به شمشیر و به آن صولت و آن نیرو و آن غیرت و آن شوکت و عزّ و شرفم احمد مختار، سزد از دل گهواره به عالم کنم اعلام که ای خلق جهان من به نبی نور دو عینم، به همه خلق ندا می دهم امروز که فردا به صف کرب و بلا یار حسینم، عجبا می نگرم در بغل مادر خود معرکة کرب و بلا را. ای نبی روی و علی صولت و زهرا صفت و فاطمه رفتار و حسن خو، تو که هستی که ربودی دل لیلا و حسین و حسن و زینب و عباس و علی را، تو نبی یا که علی یا که حسن یا که حسینی، تو همان خون خدا یا پسر خون خدایی، تو همه صدق و صفایی، تو همه مهر و وفایی، تو به هر زخم شفایی، تو به هر درد دوایی، تو عزیز دل آقای تمام شهدایی، تو همان یوسف خونین بدن آل عبایی، گل پر پر شدة گلبن ایثار و ولایی، نه تو قرآن ز هم ریخته از نیزه و شمشیر جفایی، تو همه صبر و ثباتی، تو همان باب نجاتی، تو به لعل لب خشکیدة خود خضر حیاتی، تو در امواج عطش آبروی آب فراتی که ز داغ لبت آتش زده دریا دل ما را. نظری تا که چو جان تربت پاک تو در آغوش بگیرم، به ضریحت بزنم بوسه و از شوق، همان لحظه بمیرم، عجبا قبر تو با قبر حسین از چه یکی شد، تو مگر جان حسینی نه، تو قرآن حسینی، پدر و مادر و جان و همه هستم به فدایت، منم و مهر و ولایت، منم و مدح و ثنایت، منم و لطف و عطایت، منم و حال و هوایت، سگ این کویم و جایی نروم از سر کویت، چه بخوانی چه برانی، کرم و لطف تو بود عادت تو، عجز و گدایی است همه عادت من، گفتم و گویم به دو عالم نفروشم کفی از خاک درت را، به خدا سلطنت این است که خاک قدم خیل گدایان تو باشم، ندهم این سمت از دست، به دستم بگذارند اگر مهر و مه و ارض و سما را «صلوةالله علیهم اجمعین شاعر:غلامرضا سازگار 🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻 ╭════•🍁•════╮ 🇮🇷ایتا https://eitaa.com/madahanesfahan سروش http://sapp.ir/madahanesfahan تلگرام https://t.me/madahanesfahan گپ https://gap.im/Kanonmadahan ✉مقدمتان گرامی ╰════•🍁•════╯
سلام(بخوانیدوارسال کنید): غزل پیوست میلاد حضرت علی اکبر علیه السلام این جوانان و این جوانی ها نـذر یک مـوی اکبـر لـیلا نذر مویی که می زند دلبر شانه آن را به دست باد صبا دو لبش وا شد و اذانی گفت در مدینه به وقت کرب و بلا اشـک های دو دیـده یِ بابا قاتـل جـان زینـب و سـقا ای ملائک برای جشن و طَرَب گـل بپاشیـد بر سـر دنیا در مدینه پیمبر آمده است أیها الناس حیدر آمده است از لبش آیه نَه... عسل می ریخت از پر گیسـویش غزل می ریخت کوچـه ها را یکی یکی طی کرد نمک او به هر محل می ریخت... درُو همسایه... دوست و دشمن... از دهان همه مَثَـل می ریخت این یکی از نبی و صورت گفت مهربانی بـغل بـغل می ریخت استـواری گام او حـسنی‌ست با قدومش دل جَمل می ریخت هر که اندازه یِ خودش فهمید شاه دین خم شد و لبش بوسید بوسه ای بر لب اذانـگو زد رو به قبـله دوباره زانو زد کام او باز شد به شکـرانه اشک ها بین دیده سو سو زد آسمان جلوه یِ نبی را دید از تـَه دل دم هـوالهـو زد جبرئیل آمد و به شوق وحی به گـُل گاهـواره ای رو زد عرش حق ناله زد که ممکن نیست... روز محشر مُحبِّ او سوزد نوه یِ شاه لافتی این است اسـدالله کـربلا این است همقدم با عموی خود عباس شد امید سپاهی از احساس مشک ها را به ناقه کرد سوار به امیـد قـرار قلـب یاس هر قدم شیر خیـمه بردارد صد قدم می رود عقب خَنـّاس هـمه یِ افتخار مال عمو من بنازم به کوهی از اخلاص بی صدا... مشک ها پر از آب است رفـع الله رأیـةَ الـعبـاس فاتـح شـطِّ بی وفا آمد بوسه ای شاه بین ابرو زد شب میلاد و روز فتح و ظفر بوسه زد بر لب و جـَبین پسر پادشاه کـرم به خـود بالید که چـه ها می کند علی اکبر قصـه ها امتـداد دارد تا... خون بگیرد دو چشم مَرکب و پَر... بزند این عقـاب جای حـرم به سوی لشکر سقیفه و شـَر... با هر آنچه به دست خود دارد إرباً إرباٰ کنـد عـدو پـیکر بوسه زد شاه روی زخم جوان العجـل الأمـان امـامِ زمان سلام الله علیهم اجمعین ╭════•🍁•════╮ 🇮🇷ایتا https://eitaa.com/madahanesfahan سروش http://sapp.ir/madahanesfahan تلگرام https://t.me/madahanesfahan گپ https://gap.im/Kanonmadahan ✉مقدمتان گرامی ╰════•🍁•════╯۰
سلام(بخوانیدوارسال کنید): ولادت حضرت علی اکبر علیه السلام خدا به نخل ولا باز برگ و بر داده به آسمان مدینه نگاه تر داده عنایتی شد و این بار هم دل دریا به مادرانه ترین مادری گوهر داده عروس حضرت زهرا به سيدالشهدا دمِ سحر پسری مثل یک قمر داده به نسل پاک علی ها خدا نظر کرد و به اهل بیت نبی باز هم پسر داده خدا به خاطر این نازدانه بر جبریل سه شاخه یاس به همراه بال و پر داده دل مدینه نفس می زند چه بی تاب است علی به روی پرِ جبرئیل در خواب است شروع می شود این بند با علی اکبر تو را نبی بِنِویسم یا، علی اکبر اذان به گوش تو بابا که گفت، پیچیده اذان لحنِ تو در کربلا علی اکبر همینکه آمدی و نامت از علی ها شد شدم به نوکریت مبتلا علی اکبر تو آمدی و شدی اُسوه ی جوانیِ ما تو آمدی که روم تا خدا علی اکبر دلم خوش است به پایینِ پای بابایت اگر مرا بپسندی گدا علی اکبر ز شاخه های ولا آن شبی که چیده شدی شبیهِ روی نبی در مدینه دیده شدی فلک ندیده جمالی به این تماشایی به این شگفتی و زیبایی و دل آرایی تو از تبار علی هستی و، علی هستی و عطر و بوی تنت هست عطر زهرایی کسی مقابل شمشیر تو نمی ماند میان معرکه شاگرد دست سقایی گواهِ گفته ی این نکته خواهرت باشد گرفته ای یغه ی آب را به تنهایی و در مقام تو این بس میان کرببلا میان این همه، پایینِ پای بابایی به شانه های پدر تا اشاره می کردی به کوه طور خودت را نظاره می کردی کلیددارِ ضریحِ دل حسینی تو حسین ساحلِ ما، ساحل حسینی تو حسین، حاصل زهرا و حضرت حیدر ولیک در همه جا حاصل حسینی تو پدر اگرچه ز چشمان تو نبی را دید خدا گواست علی از گِلِ حسینی تو بخند تا که لبت را پدر نظاره کند دلیل شادیِ جان و دل حسینی تو خدا نیاورد آن روز كه زمین بخوری جوانِ هاشمیان، قاتل حسینی تو نوشته اند به پایت تمام دنیا را حسین، بسته به بازوت نام زهرا را کشیده ناز لبت آب را به پاهایت فدای سرخیِ سربند نام زهرایت به دست، قبضه ی شمشیر و جنگ می کردی ز دور دست نظاره گرِ تو بابایت به ضربه های علی وارِ تو خدا می دید نشسته نام حسین و علی به لبهایت تو کسیتی پسر فاطمه، که تابیده جمال ماه بنی هاشمی به شبهایت بهشت اهل حرم خنده های شیرینت و خنده های رقیه تمام دنیایت رقیه بر سرِ دوش تو کربلایی شد زهير، از نفسِ گرم تو خدایی شد اگر بناست بگویند از سعادت تو چه خوب بود نویسند از شهامت تو کسی که نوکر بابای توست می داند چه بهره ها ببرد حشر، از شفاعت تو چه خوب بود شب جمعه کربلا بودم کنار کعبه ی شش گوشه با عنایت تو به جان فاطمه سوگند، دست ما پُر شد همیشه از دِرَم و جود و از کرامت تو دعا کن ای پسر فاطمه که سال بعد کنار علقمه باشم شب ولادت تو چه خوب بود شوم لحظه ای کبوتر تو دلم خوش است شدم با دعات نوکر تو سلام الله علیهم اجمعین رضا باقری ╭════•🍁•════╮ 🇮🇷ایتا https://eitaa.com/madahanesfahan سروش http://sapp.ir/madahanesfahan تلگرام https://t.me/madahanesfahan گپ https://gap.im/Kanonmadahan ✉مقدمتان گرامی ╰════•🍁•════╯