eitaa logo
مدح و متن اهل بیت
9.4هزار دنبال‌کننده
19.3هزار عکس
21.6هزار ویدیو
1.6هزار فایل
@Yas4321 ارتباط با ادمین @Montazer98745 ارتباط با مدیر
مشاهده در ایتا
دانلود
🌺سه چیزهرگز برنمیگردد زمان،کلام،موقعیت 🌺سه چیزراهرگزنبایدازدست داد آرامش،امید،صداقت 🌺سه چیز هرگز قطعی نیستند شانس،موفقیت،رویاها 💕💕💕
⚠️ بعضی از آیات هستند که وقتۍ اونا رو میخـونم شـرمنده ی خدا میــــشم مـثل همـــــین آیه ⇩⇩   «أَلَیْــسَ اللَّهُ بِـــڪَافٍـــ »  آیاخدا برای بنده‌اش کافۍنیست؟  
📝یک بند از شهید مدافع حرم سردار 🕊 💢وصیت نامه ای و کامل که موقع اعزام به سوریه نوشته در سه مرحله . در هر بار به سوریه وهر مرتبه یک بند به آن اضافه کرده همراه با تاریخ 📅و متن بالا قبل از آخرین اعزام نوشته است. 💢 و رفتن به و امضای آن را از امام رضا (ع) می خواهد و چه سری است نمی دانم که ها وحججی ها و...امضای شهادت را از امام رضا تقاضا می کنند.
4_5958606836402752546.mp3
15.31M
بنا بر روایات هر دوشنبه و پنجشنبه اعمال ما به محضر ولی زمان، صاحب الزمان علیه السلام عرضه می شود. بیایید با قرائت زیارت آل یس خود را به آن حضرت نزدیک تر کنیم.
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
نه زیر بار صلح تحمیلی می‌رویم و نه حکمیت تحمیلی عده‌ای که از صلح امام حسن(ع) حرف میزنن،در مورد علت‌ صلح امام هم حرف میزنن؟
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔴تجلی واقعی عقلانیت.... علی مسجدیان از رزمندگان پر سابقه ی لشکر ۱۴ امام حسین(صلوات الله علیه) چنین روایت میکند:اواسط اردیبهشت ماه سال ۶۱،مرحله ی دوم عملیات (الی بیت المقدس)،حسین خرازی نشست ترک موتورم و گفت:(بریم یک سر به خط بزنیم).بین راه، به یک نفربر پی ام پی برخوردیم که در آتش میسوخت و چند بسیجی هم عرق ریزان و مضطرب،سعی میکردند با خاک و آب،شعله ها را مهار کنند.حسین آقا گفت:(اینا دارن چیکار میکنن؟وایسا بریم ببینیم چه خبره). هُرم آتش نمیگذاشت کسی بیشتر از دو-سه متر به نفربر نزدیک شود.از داخل شعله ها سر و صدای می آمد.فهمیدیم یک بسیجی داخل نفربر گرفتار شده و دارد زنده زنده میسوزد.من و حسین آقا هم برای نجات آن بنده ی خدا با بقیه همراه شدیم.گونی سنگرها را برمیداشتیم و از همان دو-سه متری،میپاشیدیم روی آتش.جالب این بود که آن عزیزِ گرفتار شده،با این که داشت میسوخت اصلا ضجه و ناله نمیزد و همین پدر ما را درآورده بود.بلند بلند فریاد میزد:(خدایا!الان پاهام داره میسوزه میخوام اونور ثابت قدمم کنی.خدایا! الان سینه ام داره میسوزه،این سوزش به سوزش سینه حضرت زهرا نمیرسه.خدایا! الان دستام سوخت،میخوام تو اون دنیا دستام رو طرف تو دراز کنم،نمیخوام دستام گناه کار باشه.خدایا!صورتم داره میسوزه،این سوزش برای امام زمان، برای ولایت ،اولین بار حضرت زهرا این طوری برای ولایت سوخت.) اگر به چشمان خودم ندیده بودم،امکان نداشت باور کنم کسی بتواند با چنین وضعی،چنین حرف هایی بزند.انگار خواب میدیدم اما آن بسیجی که هیچ وقت نفهمیدم کی بود،همان طور که ذره ذره کباب میشد،این جمله ها را خیلی مرتب و سلیس فریاد میزد. آتش که به سرش رسید،گفت:(خدایا دیگه طاقت ندارم دیگه نمیتونم،دارم تموم میکنم.لااله الا الله،لااله الا الله،خدایا خودت شاهد باش،خودت شهادت بده آخ نگفتم). به این جا که رسید سرش با صدای تَقّی ترکید و تمام. آن لحظه که جمجمه اش ترکید،من دوست داشتم خاک گونی ها را روی سرم بریزم.بقیه هم اوضاعشان بهم ریخت.یکی با کف دست به پیشانی اش میزد،یکی زانو زده و روی سرش میزد،یکی با صدای بلند گریه میکرد.سوختن آن بسیجی همه ما را سوزاند.حال حسین آقا از همه بدتر بود.دو زانویش را بغل کرده بود و های های گریه میکرد و میگفت:(خدایا ما جواب اینارو چجوری بدیم؟ما فرمانده ایناییم؟اینا کجا و ما کجا؟اون دنیا خدا مارو نگه نمیداره،بگه جواب اینارو چی میدی ؟)حالش خیلی خراب بود.آشکارا ضعف کرده بود و داشت از حال میرفت.زیر بغلش رو گرفتم و بلند کردم و هر طوری بود راه افتادیم.تمام مسیر را،پشت موتور ،سرش را گذاشت روی شانه ی من و آنقدر گریه کرد که پیراهن کُره ای و حتی زیرپوشم خیسِ اشک شد.دو ساعت بعد از همان مسیر برمیگشتیم،که دیدیم سه-چهار نفر دور یه چیزی حلقه زده و نشسته اند. حسین گفت:(وایسا به اینا بگو از هم جدا بشن.یه چیزی بیاد وسطشون(خمپاره)،همه باهم تلف میشن.همون یکی بس نبود؟). نزدیکشان ترمز زدم.یکی شان بلند شد و گفت:(حسین آقا جمعش کردیما!).حسین گفت:(چی چی رو جمع کردین؟) طرف گفت:(همه ی هیکلش شد همین یه گونی). فهمیدیم،جنازه ی همان شهید را میگویدکه دو ساعت قبل داخل نفربر سوخت.دور گونی نشسته بودند و زیارت عاشورا میخواندند.حسین آقا از موتور پیاده شد و گفت:(جا بدید ماهم بشینیم،با هم بخونیم.ان شاالله مثل این شهید،معرفت پیدا کنیم).
‼️استفاده از مال کسی که خمس نمی دهد 🔷س 5403: آیا استفاده از اموال و غذای کسی که خمس نمی دهد، جایز است؟ ✅ج: اشکال ندارد، اما با وجود شرایط امر به معروف، باید او را به پرداخت خمس امر کند. 📕منبع: leader.ir
‼️ملاک ادا بودن نماز خوانده شده در آخر وقت 🔷س 5405: چه مقدار از نماز اگر در وقت ادا واقع شود، نیت ادا صحیح است؟ در صورت شک در این‌که این مقدار، داخل وقت واقع شده یا خیر، وظیفه چیست؟ ✅ج: وقوع یک رکعت نماز در داخل وقت برای این‌که نماز، ادا محسوب شود، کافی است و در صورت شک در این‌که وقت لااقل به مقدار یک رکعت باقی است یا خیر، نماز را به قصد مافی الذمّه بخوانید. 📕منبع: leader.ir
‼️برداشتن برخی وسائل خانه بعد از فروش خانه 🔷س 5404: شخصی خانه اش را فروخته و بعد از فروش، مبادرت به برداشتن چراغها و آبگرمکن و اشیایی از این قبیل نموده است، این عمل چه حکمی دارد؟ ✅ج: اشیاء مذکور و مانند آن‌ها اگر هنگام فروش خانه، از نظر عرف، تابع آن محسوب نشوند، تا زمانی که بر فروشنده شرط نشده باشد که آن‌ها را به همان صورت در خانه باقی بگذارد، مبادرت او به برداشتن آن‌ها برای خودش، اشکال ندارد. 📕منبع: اجوبة الاستفتائات، سؤال ۱۵۸۳
|⇦•تو یک‌ تنه سپاهِ عشقی.. تقدیم به ساحت مقدس آقاجانمان امیرالمومنین علی ابن ابیطالب علیه السلام _ حاج مهدی رسولی •✾• تو یک‌ تنه سپاهِ عشقی یه لشکری برای حیدر ای فاتح شهر مدینه تو حیدری برایِ حیدر یاری علی ، که فقط از تو برمیاد اگه تو بخوای ، ستون به لرزه درمیاد گفتی من برا حیدر ، بچه‌ مُ فدا کردم حالا تو همین مسجد ، دورِ علی می‌گردم «رُوحی لروحِکَ الْفِداءُ و نَفْسی لِنَفْسِکَ الْوِقا» تو پیشِ چشم اهلِ باطل جلوۀ حقّی و حقیقت با خطبه‌هات میون مسجد شده به‌پا شورِ قیامت گفتی به همه ، علی امام دین ماست همه بدونید ، علم به دست مرتضاست گفتی تا نفس دارم ، مرتضی که تنها نیست یاورِ علی بودن ، کارِ غیر زهرا نیست گفتی یاعلی واسه‌ت، من شریک غم هستم هیچ‌کسم نباشه باز، غم نخور خودم هستم «رُوحی لروحِکَ الْفِداءُ و نَفْسی لِنَفْسِکَ الْوِقا»