روح زندگی را،
در حیاط قدیمی
کنار حوض کاشی آبی
حوالی شمعدانیها
کنار سماور مادربزرگ
جا گذاشتیم ...
کاش نمی گذاشتیم
دیوارها جای درها را بگیرند!
👤 #آریامهر
❄️⛄️🌨⛄️❄️
💠۶ توصیه قدرتمند از مولانا که نگرشت به زندگی رو تغییر میده:
۱. هر زمانی که تنها هستی، به خودت یادآور شو که خداوند همه را از تو دور کرده تا فقط تو باشی و او.
۲.انسان با هر دست بدهد با همان دست پس میگیرد و همیشه میان داد و ستد زندگی، موازنه ی کامل برقرار است.
۳. کار تو نیست که به دنبال عشق باشی، بلکه این است که موانع درون خودت که در برابر عشق سد شده اند را پیدا کنی
۴. هنر دانستن این است که؛ بدانی چه چیزهایی را نادیده بگیری.
۵.دیروز، باهوش بودم و می خواستم دنیا را تغییر دهم. امروز، خردمند هستم بنابراین می خواهم خودم را تغییر دهم
۶. همواره به خاطر داشته باش که تو شجاع تر از چیزی هستی که باور داری، قوی تر از چیزی هستی که به نظر می رسد، هوشمند تر از چیزی هستی که فکر می کنی و دو چندان زیباتر از چیزی هستی که تصور می کنی!
👤 #آریامهر
💕💜💕💜
💠دلم يک عيد قديمی ميخواهد!
🔹آخرين روز مدرسه تمام شود و بوی نان پنجره ای های مادربزرگ، تا سر كوچه بيايد. برايم پيراهنی سفيد با آستين های پف و سارافون جين خريده باشند
و كفشهای بندی قرمز كه دلم برايش غنج برود و كتاب قصه ی "دخترک دريا" با جلد شميز...
🔸پدر بزرگم زنده باشد و سنگک بدست وارد خانه مان شود و پشت سرش "مادر بزرگ" با خنچه ای بر سرش از عيدی های رنگارنگ ما
🔹دلم شمعدانی های سرخ كنار حوض مان را ميخواهد
بنفشه ها و اطلسی ها و مادرم، صدا كردنِ عاشقانه ی پدرم را...
🔸دلم تماشا ميخواهد! وقتی پدرم با دقت ظريف گره كراواتش را در گوشه ای از آينه تماشا ميكردم.
دلم خنده های جوان مادرم را ميخواهد، وقتی هزار بار زيباتر ميشد.
🔹دلم يک عيد قديمی ميخواهد
يک عيد واقعی!
كه در آن تمام مردم شهر
بی وقفه شاد باشند،
نه كسی عزادار آخرين پرواز باشد
نه بيم بيماری، تن شهر را بلرزاند
نه غم جنگ، رنگ دلها را خاکستری کنید
🌸دلم، يک عيد قديمی ميخواهد
بدون ماسک، بدون احتكار، بدون بیماری، بدون جنگ و بدون اينهمه رنج و دلهره...
#آریامهر