eitaa logo
مدح و متن اهل بیت
8.8هزار دنبال‌کننده
20.3هزار عکس
23.4هزار ویدیو
1.7هزار فایل
@Yas4321 ارتباط با ادمین @Montazer98745 ارتباط با مدیر
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از منتظران ظهور
💢انقلاب برای و مجانی! میگویند: خوب بود، مردم را فریب دادند تا خودشان به حکومت برسند. چگونه مردم را دادند؟ سلطنت طلبها می آورند: آیت الله خمینی به مردم آب و مجانی، مسکن و اتوبوس رایگان داد و مردم طبقه ضعیف و پایین شهر فریب خوردند! در مجموع وعده های این چنینی را فریب مردم و انقلاب میدانند. ✅اولا بار این وعده در تاریخ ۸ اسفند ۱۳۵۷ توسط موقت، عباس امیر انتظام با قیدی قابل تأمل اعلام می گردد:" برای کم درآمدها آب و برق مجانی می گردد." یعنی بعد از پیروزی انقلاب این مجانی شدن مطرح شد. خنده دار نیست که اول مردم در ۲۲ بهمن میکنند و بعد تازه فریب شعاری را میخورند که ۱۶ روز بعد در ۸ اسفند داده شده است!!!!!! ✅ثانیا؛ به دروغ میگویند امام، اولین بار در ۱۲ بهمن سال۵۷ در بهشت زهرا(س) این وعده را داد اما با این حال این نیز یک چون مردم حدود یکسال از ۱۹ دی ۵۶ در خیابان بودند. ✅اما امام اولین بار چه زمانی این حرف را مطرح میکند: در پیام ۱۴ ماده‌ای نهم اسفند سال ۵۷، قبل از ترک تهران به مقصد قم با توجه به وضعیت حاکم بر کشور و بالا رفتن انتظارات مردم و قول و قرارهای بعضی سران و رهبران انقلاب بعد از اعلام دولت موقت، خطاب به ملت ایران می‌فرمایند: «من به دولت راجع به کردن آب و برق و بعضی چیزهای دیگر برای کم‌بضاعتی که در اثر تبعیضات خانمان‌ برانداز رژیم شاهنشاهی دچار محرومیت شده‌اند و با برپایی حکومت اسلامی به امید خدا این محرومیت‌ها برطرف خواهد شد، سفارش اکید نمودم که عمل خواهد شد.» 📚صحیفه امام، ج۶، ص۲۶۲ نخستین بار امام هم پس از پیروزی انقلاب این مساله را مطرح میکنند و در خود از کلمه (فعلا و طبقات کم بضاعت) استفاده میکنند؛ یعنی این یک وعده عمومی برای همه نبود که امروز اینگونه جلوه میدهند. ✅ در مجموع در دو تاریخ دیگر؛ یعنی ۱۰ و ۱۱ اسفند ۵۷ (بعد از پیروزی انقلاب) در قم مجددا امام به این موضوع میپردازند؛ آدرس جهت مطالعه: 📚صحیفه امام، ج۶، ص ۲۷۳ 📚صحیفه امام، ج۶، ص ۲۹۷ ✅ از طرف دیگر؛ باوجود اسناد بالا، میکنیم، امام و انقلابیون چنین وعده ای داده باشند، که مدام میگویند مردم در زمان شاه در رفاه زندگی میکردند و فی المثل گرانی نبود، چقدر پایین شهری و فقیر داشت که حاضر شدند آب، برق، اتوبوس یا مسکن مجانی خون بدهند تا یک نظام سرنگون شود؟ این وعده اگر مورد پذیرش آن دوره قرار گرفته است، در نتیجه خودتان ناخواسته اعتراف میکنید که وضعیت زندگی مردم خوب نبوده است. ✅ یک نظام سیاسی قوی بود. ارتش، ساواک، پشتوانه نفت، دربار و آمریکا پایه ها و بازوان قوی این رژیم بودند، چنین نظامی با این وعده ها نمیشود، عمق فاجعه در جامعه عصر پهلوی فراتر از این ساده انگاری هاست.
خرداد و تيرماه 67 وضعيت ها تغيير كرد و تمام دنيا پشت سر صدام قرار گرفت تا با حمايت از او جنگ به نفع عراق پايان داده شود حتي استفاده از سلاح هاي غير متعارف و شيميايي را به او دادند. علي هاشمي و يارانش كه مسئول حفظ از جزاير مجنون بودند با حمله همه جانبه عراق مواجه شدند ، در تیرماه 1367 دشمن برنامه وسیعی برای بازپس گیری جزایر مجنون انجام داد. یک شب قبل از تک به جزایر در نشستی در جمع رزمندگان و فرماندهان گفت: «دشمن باید از نعش من رد بشود تا بتواند جزایر را بگیرد اگر دشمن جزایر را بگیرد من بر نمی گردم.» در روز موعود یعنی 4/4/67 دشمن سطح وسیعی از منطقه را زد و بعد به جزایر حمله نمود. رزمندگان بسیار مقاومت کردند و حاج علی با تعدادی از بچه های قرارگاه نصرت ماندند. هر چقدر به ایشان اسرار می کردند که به عقب برگردد و ایشان قبول نمی کرد. و می گفت: «تا یک نفر هم در جزایر باشد من عقب نمی آیم. بیایم به مردم چی بگویم. بگویم بچه هایتان را رها کردم و برگشتم.» حس مسولیت پذیری ایشان اجازه عقب آمدن نمی داد، چون در آن زمان چند هزار نیرو در منطقه بود که حضور حاج علی در قرارگاه خاتم4 که در ضلع شمال شرقی جزیره شمالی بود، باعث تعداد زیادی از افراد شد. و فرماندهان یگان های تحت امر را برای عقب نشینی شخصاً هدایت می کرد و مرتب سفارش می کرد که مراقب باشید کسی جا نماند. حضور شخص ایشان باعث هزاران رزمنده از خطر اسارت شد. پیش بینی ایشان درست از آب درآمد. ایشان آخرین کسی بود که از جزایر خارج شد همانطور که سال 62 کسی بود که پا در جزایر گذاشت.در قرارگاه خاتم 4 نهایتاً 13 نفر مانده بودند و عقب نشيني نكردند بعد از سقوط جزاير 7 نفر بازگشتند، 2 نفر اسير شدند و حاج علی به همراه 3 نفر ديگر اثر گرديدند و سرنوشت علي در پرده اي از ابهام فرو رفت. خبر رسید هلی کوپترهای عراقی در جزیره نشستند دشمن نیزارها را آتش زد حاج علی و همراهان از قرارگاه خارج شدند و در نیزارها پناه گرفتند و از ایشان دیگر خبری نشد.نیروهای اطلاعات و برون مرزی بسیج شدند و تمام منطقه و حتی استان های جنوبی عراق را گشتند اما هیچ خبری از حاج علی نبود. بسیاری امیدوار بودند که شده است و از سال 67 تا 83 زمان سقوط صدام هیچ سخنی از سردار گمنام هور به زبان ها نیامد نه مراسمی نه یادواره ای و نه یادمانی و... که اگر اسیر دشمن شده است شناسایی نشود و آسیبی به او نرسد. اما بعد از صدام باز هم خبری از اسارت حاجی نبود. حتی مخفی ترین زندان های عراق هم توسط نیروهای مجاهد عراقی بازرسی شد اما باز هم خبری از حاج علی نبود.در سال 89 پس از پيكر شهدا در مناطق عملياتي پيكر اين سردار شهيد به همراه سه تن از ياران وفادارش پیدا شد و با انجام هایDNA ، صحت انتصاب این پیکر به سردار سرلشکر شهید حاج علی هاشمی تائید شد و يوسف هور بعد از 22 سال غربت و به آغوش وطن بازگشت. 🌷