✨چونکه صبح آمدوچشمم بازشد
خلقـتم باخالقم همـرازشد
✨غرق رحمت میشودآنروز که
صبح روزش بانام"تو"آغازشد
✨روزتون به زیبایی نام خدا
بسم الله الرحمن الرحیم
👉 join @mah_mehr_com
🍃🌸سپیدهی هر صبح
🌸🍃طلـوع دوبارهی
🍃 🌸خوشبختیست
🌸🍃آرزوی امروز من
🍃 🌸یـه حس خـوب
🌸🍃و یه لبخند زیبـا
🍃🌸برای شما عزیزان
🌸🍃که وجـودتـون
🍃🌸باعـث دلگرمیه
🌸🍃صبح زیبـاتـون
🍃🌸معطر به عطر گلها
🌸🍃سـلام صبحتون بخیر
👉 join @mah_mehr_com
مهربونی یخچال
یخچال خونهی ما
جادار و مهربونه
به من خوراکی میده
بدون هیچ بهونه
مامان میگه نباید
هی درشو وا کنم
سر بکشم تو یخچال
توشو تماشا کنم
میرم سراغ یخچال
دلم خوراکی میخواد
درش رو زود میبندم
تا که صداش در نیاد
👉 join @mah_mehr_com
12.54M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#کارتون_تام_جری 📽
(سِری جَدید)
👉 join @mah_mehr_com
11.14M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
باب اسفنجی
روز معالجه🥶
✅
👉 join @mah_mehr_com
#قصه_ای ڪودڪانه و آموزنده درباره شمردن
“لاغر و چاق”
یڪی بود یڪی نبود، دو تا دوست بودند ڪه به آنها لاغر و چاق می گفتند، چون یڪی بلند و لاغر بود و آن یڪی ڪوتاه و چاق. آنها با هم در مزرعه ای زندگی می ڪردند و پنج قاطر داشتند.
یڪ روز لاغر گفت:”غذای ما دارد تمام می شود. باید به شهر برویم. باید قاطرها را هم با خودمان ببریم تا بتوانیم بارهایمان را به مزرعه بیاوریم. ” لاغر و چاق قاطرها را در یڪ ردیف به صف ڪردند.
لاغر سوار قاطری شد ڪه جلوتر از همه ایستاده بود. چاق روی قاطری نشست ڪه آخر همه قرار گرفته بود. بعد چاق گفت:”چه طور می توانیم هر پنج قاطر را با خود به شهر ببریم؟ ممڪن است در راه یڪی از آنها را گم ڪنیم.”
لاغر گفت:”اگر مواظب قاطرها باشیم گم نمی شوند.”
دو دوست با قاطرهایشان به طرف شهر راه افتادند. ڪمی ڪه جلو رفتند لاغر به پشت نگاه ڪرد و از چاق پرسید:”هر پنج تا قاطر همین جا هستند؟”
چاق گفت:” فڪر می ڪنم باشند. من تمام مدت مواظب آنها بودم. اما برای اینڪه خیالم راحت شود آنها را می شمارم.”
چاق به تڪ تڪ قاطرهای رو به رویش با دست اشاره ڪرد و شمرد: “یڪ قاطر، دو قاطر، سه قاطر، چهار قاطر.”
چاق گفت:”چهار قاطر! مسخره است. من مواظب قاطرها بودم. مطمئنم هیچ یڪ از آنها گم نشده اند. بهتر است دوباره آنها را بشمارم.”
چاق دوباره قاطرهای رو به رویش را شمرد. باز هم قاطرها چهار تا بودند. چاق گفت:”فڪر می ڪنم یڪی از قاطرها را گم ڪرده ایم.” لاغر گفت:”من قاطرها را می شمارم.” لاغر به تڪ تڪ قاطرهای پشت سرش با دست اشاره ڪرد و آنها را شمرد:”یڪ قاطر، دو قاطر، سه قاطر، چهار قاطر.
بعد گفت:”حق با توست. من هم ڪه شمردم چهار تا بودند. یڪی از قاطرها را گم ڪرده ایم. باید برگردیم و آن را پیدا ڪنیم.”
لاغر و چاق همه جا را دنبال قاطر گمشده گشتند. اما نتوانستند آن را پیدا ڪنند. عاقبت لاغر گفت:”فڪر نمی ڪنم قاطر گمشده را پیدا ڪنیم. شاید تا به حال یڪی دیگر از قاطرها هم گم شده باشد.”
لاغر و چاق پیش بقیه قاطرها برگشتند. به تڪ تڪ قاطرها اشاره ڪردند و آنها را شمردند:”یڪ قاطر، دو قاطر، سه قاطر، چهار قاطر، پنج قاطر.”
لاغر گفت:”فڪرش را هم نمی ڪردم. قاطر گمشده برگشته است.”
چاق گفت:”حالا می توانیم به شهر برویم.” و همین ڪار را هم ڪردند.
شما می دانید چه اشتباهی ڪرده بودند؟
@mah_mehr_com
💚 ∩_∩
(„• ֊ •„)💚
┏━━━∪∪━━━┓
33.46M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🇮🇷 #فیلم_سینمای کلاه قرمزی و پسر خاله
🇮🇷 خنده دار ، موزیکال ، عروسکی
🇮🇷 قسمت اول
@mah_mehr_com
خداییش خیلیا دنبال چنین کانالی هستن
پس خوبه به دیگران معرفیش کنیم
#تربیتفرزند...🌹
چقدر اصرار داریم که بچه های ما همونی که ما قبول داریم، بپذیرند.
❌بحث كردن ممنوع❌
جملاتی مانند :
👈وقتي بزرگ شدی بهتر می فهمی.
👈دهانت را ببند.
👈نظرت را بخواهم از تو می پرسم.
به فرزند شما ياد می دهد :
⚠️فكرهايش، اهميت ندارد.
⚠️بايد نقش مرده را بازی كند.
⚠️وقتی فرد با قدرتی از او چيزی بخواهد، بی گفتگو بپذيرد.
به فرزندتان احترام بگذاريد؛ به عقايدش توجه كنيد تا به مرور ياد بگيرد، بهترين گزينه را به كار گرفته و بهترين تصميم را اتخاذ كند.
🍃🌸کانال مارا به دوستاتون معرفی کنید👌👇
👉 @mah_mehr_com