eitaa logo
ماه مــــهــــــــــر
5.3هزار دنبال‌کننده
11.2هزار عکس
12.8هزار ویدیو
403 فایل
آیدی کانال👇 @mah_mehr_com 🌹کاربران می توانند مطالب کانال با ذکر منبع فوروارد کنند🌹 مطالب کانال : 👈قصــــــــــــّه و داستان آمـــــــــــــوزشی 👈کلیب آموزشی و تربیتی ***ثبت‌شده‌در‌وزرات‌ارشاداسلامی
مشاهده در ایتا
دانلود
6.27M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
با این دو دست کوچکم دست می برم پیش خدا🤲 با دل پاک و روشنم دعا کنم، دعا دعا🌱 🌷▶═🌸🌿☃️.══════╗ 𝕁𝕠𝕚𝕟➲ @mah_mehr_com
24.85M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 [ کارتون عصر یخبندان 6 پارت ۸ 🎞 فیلم با کیفیت : 360p 🌷▶═🌸🌿☃️.══════╗ 𝕁𝕠𝕚𝕟➲ @mah_mehr_com هر روز با یه سینمایی جدید . .
5.32M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
😥 من مذهبی‌ام ولی بچه‌هام از دین فراری‌ان | منبع : جلسه ۴۳۲ از مبحث خانواده آسمانی @mah_mehr_com
💠 احکام تیمم 🔻فاطمه برای دیدن دوستش زهرا، به خونه اونها رفت. موقع نماز، فاطمه تیمم كرد و زهرا وضو گرفت. به نظرتون چرا بچه‌های گل؟ 🔹 فاطمه آب نداشته؟ 🔸 فاطمه از آب بدش میومد؟ 🔹 فاطمه خسته بوده؟ 🔸 فاطمه روزه بوده؟ ✅ بچه‌های گل! زهرا وقتی وضو گرفت، یهو آب خونشون قطع شد، و وقتی آب نبود، فاطمه باید تیمم بکنه. 📎 📎 📎 📎 @mah_mehr_com
تو مدرسه یادتونه وقتی با ابر خیس تخته رو پاک میکردیم این شکلی میشد؟ @mah_mehr_com
کار خوب برای امام زمان @mah_mehr_com
خیانت فرمانده.mp3
11.6M
┈┅ ❁ـ﷽ـ❁ ┅┈ 🟢ماجرای خیانت فرمانده سپاه امام حسن(ع) و رفتن به لشکر معاویه😱 🔵 قیس بن سعد با صدای بلند گفت: دیشب کسی به لشکر معاویه پیوست که بودنش مهم نبود و رفتنش هم اهمیتی نداشت 🔹قصه قهرمان ها🔸 @mah_mehr_com
🌼بازاری و عابر مردی درشت استخوان و بلندقامت که اندامی ورزیده و چهره ای آفتاب خورده داشت و زد و خوردهای میدان جنگ یادگاری بر چهره اش گذاشته و گوشه چشمش را دریده بود، با قدمهای مطمئن و محکم از بازار کوفه میگذشت. از طرف دیگر مردی بازاری در دکانش نشسته بود. او برای آنکه موجب خنده رفقا را فراهم کند، مشتی زباله به طرف آن مرد پرت کرد. مرد عابر بدون اینکه خم به ابرو بیاورد و التفاتی بکند همان طور با قدمهای محکم و مطمئن به راه خود ادامه داد. همینکه دور شد یکی از رفقای مرد بازاری به او گفت: «هیچ شناختی که این مرد عابر که تو به او اهانت کردی که بود؟! نه نشناختم ،عابری بود مثل هزارها عابر دیگر که هر روز از جلو چشم ما عبور میکنند، مگر این شخص که بود؟ - عجب نشناختی؟ این عابر همان فرمانده و سپهسالار معروف مالک اشتر نخعی بود. - عجب این مرد مالک اشتر بود؟ همین مالکی که دل شیر از بیمش آب میشود و نامش لرزه بر اندام دشمنان می اندازد؟ بلی مالک خودش بود. ای وای به حال من این چه کاری بود که کردم الآن دستور خواهد داد که مرا سخت تنبیه و مجازات کنند. همین حالا میدوم و دامنش را میگیرم و التماس می کنم تا مگر از تقصیر من صرف نظر کند. به دنبال مالک اشتر روان شد دید او راه خود را به طرف مسجد کج کرد، به دنبالش به مسجد رفت، دید به نماز ایستاد منتظر شد تا نمازش را سلام داد رفت و با تضرع و لابه خود را معرفی کرد و گفت: «من همان کسی هستم که نادانی کردم و به تو جسارت نمودم. مالک: ولی من به خدا قسم به مسجد نیامدم مگر به خاطر تو، زیرا فهمیدم تو خیلی نادان و جاهل و گمراهی بیجهت به مردم آزار میرسانی دلم به حالت سوخت. آمدم درباره تو دعا کنم و از خداوند هدایت تو را به راه راست بخواهم. نه من آن طور قصدی که تو گمان کرده ای درباره تو نداشتم 🌼نویسنده:استاد شهید مرتضی مطهری @mah_mehr_com