6.27M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#کلیپ
با این دو دست کوچکم
دست می برم پیش خدا🤲
با دل پاک و روشنم
دعا کنم، دعا دعا🌱
#مــــاه_مــــــهــر
🌷▶═🌸🌿☃️.══════╗
𝕁𝕠𝕚𝕟➲ @mah_mehr_com
#مــــــاهـ_مـــــــــهـر
24.85M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 [ کارتون
#سینمایی عصر یخبندان 6
پارت ۸
🎞 فیلم با کیفیت : 360p
#مــــاه_مــــــهــر
🌷▶═🌸🌿☃️.══════╗
𝕁𝕠𝕚𝕟➲ @mah_mehr_com
#مــــــاهـ_مـــــــــهـر
هر روز با یه سینمایی جدید . .
May 11
5.32M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
😥 من مذهبیام ولی بچههام از دین فراریان
#کلیپ | #استاد_شجاعی
منبع : جلسه ۴۳۲ از مبحث خانواده آسمانی
@mah_mehr_com
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
❌ چرا بچهم به حرفهام گوش نمیده ؟
#استوری | #استاد_شجاعی
منبع:جلسه ۳۳ از مبحث یاد خدا
@mah_mehr_com
💠 احکام تیمم
🔻فاطمه برای دیدن دوستش زهرا، به خونه اونها رفت. موقع نماز، فاطمه تیمم كرد و زهرا وضو گرفت. به نظرتون چرا بچههای گل؟
🔹 فاطمه آب نداشته؟
🔸 فاطمه از آب بدش میومد؟
🔹 فاطمه خسته بوده؟
🔸 فاطمه روزه بوده؟
✅ بچههای گل! زهرا وقتی وضو گرفت، یهو آب خونشون قطع شد، و وقتی آب نبود، فاطمه باید تیمم بکنه.
📎 #احکام_کودکانه
📎 #کودکانه
📎 #نماز
📎 #تیمم
@mah_mehr_com
23.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زنگ خمیر بازی
موش
ایده خمیربازی موش 🐭🐭🐭
#فوروارد_یادت_نره 😉
@mah_mehr_com
تو مدرسه یادتونه وقتی با ابر خیس تخته رو پاک میکردیم این شکلی میشد؟
#نوستالژی
@mah_mehr_com
خیانت فرمانده.mp3
11.6M
┈┅ ❁ـ﷽ـ❁ ┅┈
🟢ماجرای خیانت فرمانده سپاه امام حسن(ع) و رفتن به لشکر معاویه😱
🔵 قیس بن سعد با صدای بلند گفت: دیشب کسی به لشکر معاویه پیوست که بودنش مهم نبود و رفتنش هم اهمیتی نداشت
#امام_حسن_مجتبی
#قسمت_نوزدهم
🔹قصه قهرمان ها🔸
@mah_mehr_com
#قصه_کودکانه
🌼بازاری و عابر
مردی درشت استخوان و بلندقامت که اندامی ورزیده و چهره ای آفتاب خورده داشت و زد و خوردهای میدان جنگ یادگاری بر چهره اش گذاشته و گوشه چشمش را دریده بود، با قدمهای مطمئن و محکم از بازار کوفه میگذشت. از طرف دیگر مردی بازاری در دکانش نشسته بود. او برای آنکه موجب خنده رفقا را فراهم کند، مشتی زباله به طرف آن مرد پرت کرد. مرد عابر بدون اینکه خم به ابرو بیاورد و التفاتی بکند همان طور با قدمهای محکم و مطمئن به راه خود ادامه داد. همینکه دور شد یکی از رفقای مرد بازاری به او گفت: «هیچ شناختی که این مرد عابر که تو به او اهانت کردی که بود؟!
نه نشناختم ،عابری بود مثل هزارها عابر دیگر که هر روز از جلو چشم ما عبور میکنند، مگر این شخص که بود؟
- عجب نشناختی؟ این عابر همان فرمانده و سپهسالار معروف مالک اشتر نخعی بود.
- عجب این مرد مالک اشتر بود؟ همین مالکی که دل شیر از بیمش آب میشود و نامش لرزه بر اندام
دشمنان می اندازد؟
بلی مالک خودش بود.
ای وای به حال من این چه کاری بود که کردم الآن دستور خواهد داد که مرا سخت تنبیه و مجازات کنند. همین حالا میدوم و دامنش را میگیرم و التماس می کنم تا مگر از تقصیر من صرف نظر کند.
به دنبال مالک اشتر روان شد دید او راه خود را به طرف مسجد کج کرد، به دنبالش به مسجد رفت، دید به نماز ایستاد منتظر شد تا نمازش را سلام داد رفت و با تضرع و لابه خود را معرفی کرد و گفت: «من همان کسی هستم که نادانی کردم و به تو جسارت نمودم.
مالک: ولی من به خدا قسم به مسجد نیامدم مگر به خاطر تو، زیرا فهمیدم تو خیلی نادان و جاهل و گمراهی بیجهت به مردم آزار میرسانی دلم به حالت سوخت. آمدم درباره تو دعا کنم و از خداوند هدایت تو را به راه راست بخواهم.
نه من آن طور قصدی که تو گمان کرده ای درباره تو نداشتم
🌼نویسنده:استاد شهید مرتضی مطهری
@mah_mehr_com