eitaa logo
محله شهیدمحلاتی
405 دنبال‌کننده
6.2هزار عکس
6.3هزار ویدیو
102 فایل
برای ارتباط برقرار کردن به آیدی زیر پیام بدهید : @STabatabai
مشاهده در ایتا
دانلود
شبنامه 1274 - @mrtahlilgar.mp3
13.74M
🚨 پشت پرده حملات سایبری به محرم؛ ژئوپلتییک شیعه: ایران با حسین، شیعه و سنی منطقه را بسیج کرده شبنامه / پشت پرده ی حملات بی امان سایبری به دهه محرم / نویسنده ی کتاب ژئوپلیتیک شیعه : ایرانی ها با حسین، از مرحله ی هلال شیعی گذشته و اهل سنت را جذب کرده و حماس را در راس قرار داده / ژئوپلییتیک شیعه دارد روحیه انتقادی و منتقدانه را به همه جا منتقل می‌کند / اگر جلوی این تفکر را نگیریم به همه جا سرایت می‌کند / @mahale114
🔽 امام حسين عليه السلام میفرمایند: اَعْجَزُ النّاسِ مَنْ عَجَزَ عَنِ الدُّعاءِ، وَاَبْخَلُ النّاسِ مَنْ بَخِلَ بالسَّلامِ ناتوان ترين مردم كسى است كه از دعا عاجز باشد و بخيل ترين مردم كسى است كه درسلام بُخل ورزد 📙 بحارالانوار جلد93 صفحه294 @mahale114
✍ اگر خدا را داشته باشی، هر آنچه از آن خداست، داری... 🔹شبی پادشاهی همه تاج و تخت و پادشاهی‌اش را برای رسیدن به خدا از دست داد و درویشی بیابان‌نشین شد. 🔸روزی گرم در تابستان به میدان شهر رفت تا او را شاید کسی برای لقمه‌ای نان به کارگری برد. 🔹آن‌قدر گرسنگی بر تن خود داده بود که بسیار لاغر و نحیف شده بود و کسی او را برای کارگری هم نمی‌برد. 🔸جوانی دلش به حال او سوخت. او را با خود به مزرعه‌اش برد و بیل به دستش داد تا زمین را شخم زند. 🔹پادشاه از فرط گرسنگی و ضعف زمین خورد ولی از خدای خود شرم کرد که لقمه‌ای نان از او بخواهد. 🔸جوان گرسنگی او را چون دید، لقمه‌ای نان به او داد و چون پادشاه قوت گرفت، به سرعت کار کرد. 🔹نزدیک غروب، جوان دستمزد او حاضر کرد اما پادشاه نگرفت و گفت: دستمزد من لقمه‌ای نان بود که خوردم و تا دو روز مرا سرپا نگه می‌دارد. 🔸جوان گفت: با این حال نحیف در شگفتم در حسرت این باغ من نیستی؟ 🔹پادشاه گفت: به یاد داری ۲۰ سال پیش این باغ را چه کسی به تو هدیه داد؟ آن کس امیر لشگر من و تو سرباز او بودی و این باغ یکی از ده‌ها هزار باغ‌های پادشاه بود و من همان پادشاه هستم. 🔸زمانی پادشاهی داشتم ولی خدا را نداشتم، هرچه سرزمین فتح می‌کردم، سیر نمی‌شدم چون می‌دانستم برای من نیست و روزی کسی که مرا سرنگون می‌کند همه آن‌ها را از من خواهد گرفت. نفسم هرگز سیر نمی‌شد. 🔹اکنون که همه باغ و ملک و تاج و تخت را رها کرده‌ام و خدا را یافته‌ام، هر باغ و کوهی را که می‌نگرم آن را از آنِ خود می‌دانم. ☝بدان! هرکس خدا را داشته باشد هرچه خدا هم دارد از برای اوست و هرکس خدا را در زندگی‌اش ندارد، اگر دنیا را هم فتح کند سوزنی از آن، مال او نیست. @mahale114
1_1989541243.mp3
4.78M
23 ✴️میدونی؛ بزرگترین ویروسی که میتونه روحتـو نابود کنه، چیه؟ اینه که خطایی،درنظرت کوچک باشه، و از انجامِش، نگران نباشی❗️ 👌قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود😌 @mahale114
زیارت عاشورا.mp3
8.73M
از اول محرم تا اربعین با زیارت عاشورا با نوای: استادحاج علی فانی با خواندن زیارت عاشورا چشم خود را از گناه بیمه کنیم چله زیارت عاشورا، ۳۷ روز باقی‌مانده تا آقا سید الشهداء اباعبدالله الحسین علیه السلام به نیابت از شهدا ، جانبازان ، پدران ، مادران ‌وتمام مؤمنین ومؤمنات قربة الی الله. ان شاءالله چهلمین زیارت عاشورای این چله را در حرم آقا اباعبدالله الحسین علیه السلام با هم بخوانیم. @mahale114
📩 پیام تسلیت رهبر انقلاب در پی درگذشت حجت‌الاسلام‌والمسلمین شیخ حسن صانعی 🔹 حضرت آیت‌الله‌ خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی با تسلیت در گذشت حجةالاسلام‌المسلمین آقای حاج شیخ حسن صانعی، آن مرحوم را ثابت قدم و از قدیمی‌ترین اصحاب امام بزرگوار خواندند و از خردمندی و خیرخواهی بعنوان دو خصوصیت بارز آن شخصیت بی‌تظاهر نام بردند. 📝 متن پیام رهبر انقلاب اسلامی به این شرح است. بسم الله الرحمن الرحیم درگذشت جناب حجةالاسلام‌المسلمین آقای حاج شیخ حسن صانعی رحمة‌الله‌علیه را به خاندان مکرم و دوستان و معاشران آن مرحوم و به کلیّه‌ی مرتبطین بیت حضرت امام رضوان‌الله‌علیه تسلیت عرض میکنم. این مرد وفادار و ثابت قدم از قدیمی‌ترین اصحاب امام بزرگوار و در شمار اولین یاران ایشان در آغاز نهضت و سپس جزو همراهان همیشگی آن بزرگمرد در همه‌ی فراز و نشیب‌های دوران مبارزات تا هنگام پیروزی و پس از آن تا غروب آن آفتاب تابان بود. اینجانب در طول رفاقت دیرین خود با وی، خردمندی و خیرخواهی را دو خصوصیت دیگر این شخصیت بی‌تظاهر و پرکار دانسته و شناخته‌ام. رحمت و مغفرت الهی شامل حال ایشان باد انشاءالله. سیدعلی خامنه‌ای ۳۱ تیرماه ۱۴۰۲ پ ن: حجة الاسلام والمسلمین حاج شیخ حسن صانعی برادر آیت‌الله حاج شیخ یوسف صانعی رحمة الله علیه می‌باشند. @mahale114
⭕️پیام رهبر انقلاب در پی جسارت به ساحت قرآن مجید در سوئد 🔹اشد مجازات برای عامل جسارت به ساحت قرآن مجید مورد اتفاق همه علمای اسلام است 🔹امام خامنه‌ای: اشد مجازات برای عامل این جنایت مورد اتفاق همه علمای اسلام است، دولت سوئد باید عامل جنایت را به دستگاه‌های قضایی کشورهای اسلامی تحویل دهد. @mahale114
39.44M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔗 مهم / هشدار ایران: هرکس جرات کرد نفت سرقتی ایران را بخرد، هزینه آن را پرداخت خواهد کرد! 🎥 مهم / وال استریت ژورنال: آمریکا قصد فروش نفت ایران را دارد اما کسی جرات خرید این نفت را ندارد/ هشدار صریح فرمانده نیروی دریایی ایران: هشدار میدهیم، کسی که نفت ایران را بخرد، باید منتظر هزینه های این حماقت باشد... @mahale114
شبنامه - @mrtahlilgar.mp3
12.97M
🚨 مهم / باید تمام در میدان، غرق جنگ و در سایبر غرق شبهه شود تا ایران زانو بزند! شبنامه / گزارشی مهم و قابل تأمل از مسئله‌ای در هم تنیده در حوزه دین، ملیت، تاریخ و جغرافیای منطقه / بازی عجیبی که بر سر بحرین برای جلوگیری از بازگشت به سوی ایران در آوردند / دموکراسی در بحرین نباید حکمفرما شود؛ چون همه شیعه اند، با آرای عمومی چرخش به سمت ایران رخ خواهد داد/ جغرافیای شیعه در منطقه و در فضای سایبر باید غرق جنگ و شبهه شود، تا ایران زانو بزند / پشت پرده ی حمله ی تمام عیار سایبری به محرم/ @mahale114
علیه السلام میفرمایند: أنَا قَتيلُ العَبَرَةِ لايَذكُرُني مُؤمِنٌ إلاّ استَعبَرَ من كشته اشكم؛ هر مؤمنى مرا ياد كند، اشكش روان شود. 📚 بحار الأنوار ، ج ۴۴، ص ۲۸۴   @mahale114
جوانی در بازار به رسم تصادف روزگار سرمایه‌ای به‌هم زد و با تاجران تراز اول بازار قصد مجالست نمود. تاجران را که ماهران تجارت و شاخصان مهارت بودند روزی میل سیاحت نمودند و تاجر جوان با خدمتکار جوان با آنان همراه شد. به صحرایی رسیدند و قصد شکار با تیروکمان کردند. تاجر جوان که مهارتی در شکار نداشت از درد تکبر، گفتن حقیقت و تواضع سنگین آمد و تیری بر کمان نهاد تا او هم آهویی به تیر خود نشان کند. چون تیر در کمان نهاد زمان پرتاب خطا کرد و انتهای کمان به زیر چشم خورد و رخسار کبود کرد. مسافتی گذشت و تاجران را اسب‌هایی تازان آوردند تا بر اسب سوار شده و بر آرزو و مراد خویش بتازند. تاجر جوان که اسبی سوار نشده بود برای کم‌نیاوردن از صحابه تجّار، او نیز سوار شد و چون بید لرزان بر اسب تازان کمی تاخت و زمان فرود چون هنری او را نبود، بر زمین خورد و پایش درد گرفت و باب مزاحی بر تاجران گشود. تاجران به ساحل دریا رسیدند و قصد رفتن در آب در غروب نمودند. خدمتکار ارباب دید که باز قصد هم‌پروازی با تاجران دارد و التماس نمود که این بار را بگو شنایی تو را نیست چون دریا را رحمی بر کسی که علمش نباشد، نیست. هرچه کرد تاجر متکبر وَقعی بر کلام خدمتکار عاقل خود ننهاد و لباس از تن درآورد و برای مبارزه با دریای خروشان وارد معرکه شد. پای چون در دریا نهاد و قدمی از قدم برداشت، آب‌های خروشان او را با خود بردند و صدای استغاثه تاجر به آسمان برخاست. خدمتکار هیچ تکانی نخورد و غرق‌شدن ارباب نگریست. تاجران گفتند: چه غلام بی‌صفت و پستی که ارباب نجات نداد و نظاره‌گر غرق و مرگ ارباب شد. خدمتکار گفت: من بارها او را خواستم نجات دهم ولی تکبرش را رها نکرد که نجاتی بر خود بیند. زمانی که خواستم نجاتش دهم اندیشه کردم چگونه نجات دهم کسی را که تکبرش دیر یا زود او را خواهد کشت؟ پس دیدم نجات مرا بر او سودی نیست و تکبرش او را بعد از این نجات، در مهلکه دیگری بی‌تردید خواهد کشت. @mahale114