شعری نوشتم بندهٔ حقیر..
گفتم شاید قشنگ باشه بذارمش اینجا.
میدونم یکم پیش شعر بود محتوا ها.. اما این فرق میکنه.
بهتر در این جهان، بجز روضه نیست کار
عمر! ای رذل آخر تو را، با فاطمه(س) چیست کار
گفتند خشم او، ز آسمان عجب تر است!
لرزِ زمین و باد، بیش از تحمل است!
آخر مادر ما، هر چه را داشت گذاشت،
تا که خون بر زمین مسجد چکید،
دست از دفاع بر نداشت!
گر مادرِ آب آنجا نبود، خاک ها میمردند
بچه یتیم های شهر، بدون سایه سرشان میمردند
دستش چو پیچکی، نازک چو برگ گل
دور علی(ع) پیچیده بود، ترسان زِ ضرب و جور
وای از مصیبتا! وای از تحملا!
هر چه کرد آن بی گهر، نتوانست حریف دستان مادرم شود!
گفتند که باید شکست، باید برید، باید خمید..
چوب را بر گرفت، آن ناپاک زاده ی پلید
زورت به بازوی مادر من زهرا(س) رسید؟
دیگر علی(ع) دستی، که او را نگه دارد ندید..
دستی شکست، آهی برید، دادی نبود..
غیرت مردانِ این شهر،به کجا رفته بود؟
خون پاکی که زمینِ مسجد را آب داد
مادر به ما درس شهادت را چنین ها مشق و انشاء داد!
آری امان از دل زهرا سلام الله علیها
که حسینش همچو خود او، غریب ماند و تنها..
کوفیان رفتند و تنهایش گذاشتند..
در این زمانه همچون دیگران سر از بالین خواب، بر نداشتند.
Mohammad Hossein PoyanfarPoyanfar - Azam Allah Ojorana.mp3
زمان:
حجم:
10.4M
لا لنا الا حسین :)
💠مَھدآ⁷²¹💠
بهتر در این جهان، بجز روضه نیست کار عمر! ای رذل آخر تو را، با فاطمه(س) چیست کار گفتند خشم او، ز آسم
اینو هم بگم که من این شعر رو از روی این صوت نوشتم:
https://eitaa.com/gharibjanam/1208
و دوستِ خانم مهدا هستم؛) نگران نباشین.