مهدویت فارس
@bonyademahdi 🔶 #منجی_در_ادیان 🔸قسمت هفتم - زرتشت (1) 👇👇👇👇
🔶 #منجی_در_ادیان
🔸قسمت هفتم - زرتشت (1)
👈 در شمارههای پیشین، به بحث پیرامون منجی در ادیان ابراهیمی (یهود، مسیحیت، اسلام) پرداختیم. در این شماره، پیرامون منجی در ادیان غیرابراهیمی و زرتشت خواهیم پرداخت.
باورهای پیروان این کیشها (ادیان غیرابراهیمی)، به نجات و نجاتبخش نهایی را نمیتوان با عقاید و آموزههای یهودی و مسیحی و اسلامی منطبق دانست؛ بلکه میتوان پارهای از این باورها را شبیه و همانند آموزههای آن ادیان تلقی کرد.
منجیباوری و موعودباوری در این کیشها، یا زائیدهی خردورزی اندیشمندان باستانی و برآمده از داوری عقل فطری و محدود به آن است، یا بقایا و نمودهایی از آموزههای پیامبران الهی است که صحف آسمانی آنها به کلی مفقود شده، تعالیم آنان با پندارهای بومی و افسانهها در هم آمیخته و تنها نمادهایی از حقایق الهی (ابراهیمی) در آنها باقی مانده است.
به نظر میرسد اندیشهی موعودگرایی زرتشت، سابقهی بیشتری نسبت به ادیان دیگر داشته باشد؛ با توجه به اعتقاد کسانی که تاریخ تولد زرتشت را به قبل از یهود، یعنی 6000 سال قبل از میلاد مسیح (ع) و یا 11000 سال قبل از میلاد مسیح (ع) میدانند. البته قول صحیح در تولد زرتشت را براساس مستنداتی که موجود است در حدود سال 660 قبل از میلاد مسیح میدانند (1).
به هرحال، آیین زرتشت از پیشگامان موعودگرایی و اعتقاد به منجی آخرالزمان است. ویژگیهای نجاتدهنده یا نجاتدهندگان، آشکارا و به تفصیل در متون زرتشتی وجود دارد. اندیشهی رسیدن به پیروزی نهایی، دستیابی به جهانی که در آن آرزوهای آدمی، شکل واقعیت به خود میگیرد و بر تمام بدیها و نیروهای اهریمنی چیره میشود،
کتاب زرتشتیان، «اوستا» نام دارد. آنان علاوه بر اوستا، تفسیری به نام «زند اوستا» و کتاب مقدس دیگری به زبان پهلوی دارند. شاخصه این آیین، یک قدرت کیهانی به نام «اهورامزدا» است و در مقابل وی، یک قدرت کیهانی به نام «اهریمن» خودنمایی میکند (2).
ادامه دارد...
🔺پی نوشت ها :
(1). توفیقی، حسین، ادیان بزرگ، ص 57.
(2). ادیان زندهی جهان، ص 369.
📚 فصلنامه منجی/ شماره 33/ تابستان 1396
@bonyademahdi
مهدویت فارس
@bonyademahdi 🔹روز مباهله🔸 👇👇👇👇
💢 روز مباهله
وقتی کتاب زرّین تاریخ اسلام را ورق میزنیم، در میان روزهای پرافتخار، به روزی زیبا و شکفتانگیز برمیخوریم به نام «روز مباهله» (1).
برای به تصویر کشیدن این روز، کمی به عقب برمیگردیم، در سال دهم هجری، پیامبر اکرم (ص) طی نامهای به نصارای نجران پیشنهاد دادند که یا مسلمان شوند و اسلام را بپذیرند و یا اینکه به مذهب خود باشند و جزیه (2) دهند؛ در غیر این صورت، آمادهی جنگ باشند.
بنی نجران در کلیسای بزرگ خود به مشورت نشستند، عدهای با تسلیم شدن در برابر پیامبر (ص) مخالف بودند و گروهی موافق. بعد از دو روز مشورت، قرار شد کتاب «جامعه» را که صفات پیامبرِ بعد از حضرت عیسی (ع) را ذکر کرده بود بخوانند. پس از قرائت فصلهای جامعه در حضور جمع مسیحیان و بزرگان آنان و با اذعان آنچه در جامعه آمده بود، تصمیم گرفته شد 70 نفر از علمای مسیحی جهت تحقیق بیشتر به مدینه بروند. آنها در مدینه به خدمت پیامبر (ص) رسیدند اما هرچه آن حضرت دلیل و برهان درمورد حقانیت اسلام آوردند، قبول نکردند و درنهایت امر به مباهله واگذار شد. در این هنگام، خالق هستی با ارسال پیام وحی، عظمت اسلام و هستهی مرکزی آن (آل عبا) را آشکار کرد: «فَمَنْ حَاجَّکَ فيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَي الْکاذِبينَ» (3) ؛ «اگر کسی با تو مجادله کند، بعد از علمی که نزد تو آمده، بگو بیایید تا بخوانیم پسران خود و زنان خود و کسی که به منزلهی جان ماست. آنگاه نفرین کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم».
در مشورتی که علمای نجران داشتند، به یکدیگر گفتند که: «اگر فردا محمد (ص) با اصحاب و جمعی کثیر از یاران خود برای مباهله آمد، ترسی به خود راه ندهید که این روش پادشاهان است. اما اگر خواص اهلبیت خود را آورد، این کار، کار انبیاست».
در آغاز روز بعد، پیامبر اکرم (ص) درحالیکه دست حضرت علیبنأبیطالب (ع) را در دست داشتند و امام حسن و امام حسین علیهمالسلام و حضرت صدیقهکبری (س) نیز با ایشان بودند، به طرف محل مباهله که بین دو درخت بود پیش میرفتند. در آن محل، هم مسلمانان مدینه آمده بودند و هم بنینجران با فرزندان خود.
پیامبر (ص) کسی را نزد «سید» و «عاقب» دو عالم مسیحی فرستادند که «ما آمادهایم».
اسقف گفت: با چه کسانی مباهله میکنید؟ پیامبر (ص) فرمود: « با بهترین اهل زمین و نیکوترین جهانیان نزد خداوند متعال، زیرا از طرف پروردگار امر شدهام آنها را بیاورم».
و سپس اشاره به اهل کساء کردند. سید و عاقب و اسقف، با دیدن آل عبا، به شدت وحشت کردند. در این حال، ابوحارثه، عالِم 120سالهی مسیحی که قلباً مایل به اسلام بود آنها را نصیحت کرده و از عواقب مباهله آگاه نمود و گفت: صفات او و اهلبیتش را در کتابها خواندهاید. این محمد (ص) همان پیامبر موعود است. مگر نمیبینید ابرهای سیاه و دگرگونی آفتاب و دود سیاه اطراف و آثار زلزله در کوهها را؟ آن بزرگواران منتظرند دست به دعا بردارند. به خدا قسم اگر سخنی گویند از ما نشانی نمیماند، برویم و با او صلح کنیم.
پس از این ماجرا، ابوحارث مسلمان شد. او و مردم نجران حاضر به پرداخت جزیه شدند و با پذیرش شرایط پرداخت جزیه، قضیه فیصله یافت.
🔺پی نوشت ها :
(1). به معنای رها نمودن و به خود واگذاشتن، دعایی که همراه با تضرّع و اصرار باشد. معنای اصطلاحی آن: هنگامی که دو یا چند نفر بر سر مسئلهای اختلاف نظر داشته باشند و هیچکدام حاضر نباشند نظریهی طرف مقابل را بپذیرند، در یک جا جمع شده به درگاه خدا تضرّع میکنند و از خداوند میخواهند که آن کس را که بر باطل است، رسوا نموده و مورد لعن و مجازات خویش قرار دهد.
(2). معنای اصطلاحی: به مالیاتی اطلاق میشود که دولت اسلامی از اهل کتاب در قبال اقامت آنها در بلاد اسلامی و مصونیت از تعرض دیگران به آنان براساس قرارداد ذمه دریافت میکند.
(3). سوره آلعمران، آیه 61.
📚 منبع:
- بحارالأنوار، ج 21، صص 287، 281 و 345؛ ج 35، صص 259 و 261.
@bonyademahdi
📃#حدیث_مهدوی
🌺 پیامبر (ص) :
🌿 مردمی از مشرق قیام می کنند و زمینه حکومت مهدی را فراهم می آورند.
📚 کشف الغمه : ج2 ، ص 477 / حکمت نامه پیامبر اعظم ،ج 4 ، ص 32
@bonyademahdi
🌟 تاثیر عجیب #دعا در حق دیگران برای خود شخص دعا کننده 🌟
💚امام صادق علیه السلام مےفرمایند:
💎"اگر شخصی در پشت سر برادر مؤمنش برای او دعا کند، از عرش ندا می شود؛ برای تو صد هزار برابر مثل او است (صد هزار برابر برای تو است)
این در حالی است كه اگر برای خودش دعا می كرد، فقط به اندازه همان یك دعایش به او داده می شد.
✨پس دعای تضمین شده ای که صد هزار برابر آن داده می شود، بهتر است از دعایی(دعای شخص دعا کننده برای خود) که معلوم نیست مستجاب بشود یا نشود."
📕 من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص۲۱۲
💚حال اگر کسی برای بهترین مخلوق خدا امام زمان (علیه السلام) دعا کند چه می شود ؟💚
اللّهُمَّ عَجّل لِوَلیّکَ الفَرَج وَ العافیَه وَ النّصر
@bonyademahdi
مهدویت فارس
@bonyademahdi 🔶 #خانواده_مهدوی 🔸قسمت هفتم - خانواده (1) 👇👇👇👇
🔶 #خانواده_مهدوی
🔸قسمت هفتم - خانواده (1)
💢 خانواده
در شمارههاي گذشته، به موضوع ازدواج و مسائل آن پرداختیم و اکنون وارد مبحث خانواده ميشويم. در تعریف خانواده میتوان گفت، واحدي است اجتماعي كه با ازدواج زن و مرد ايجاد شده و پس از بوجود آمدن فرزندان، كامل ميشود. اسلام، خانواده را شامل افرادي ميداند كه شخصيت رواني، حقوقي و معنوي دارند و هستهی اوليه و اصلي آن را، ازدواج مشروع زن و مرد ميداند كه با عقد ازدواج، طرفين داراي وظايف و حقوق جديد ميشوند كه مهمترين اين وظايف، ايجاد زمينهی امن و آسايش است؛ بگونهاي كه باعث رشد و تحول در يكديگر شوند.
💢خانواده طبيعي و متعادل
در يك خانواده طبيعي و متعادل، اعضاي خانواده از سلامت فكر و روان برخوردار ميباشند و درصورت بروز مشكل، آن را تشخيص داده و در جهت رفع آن اقدام ميكنند و هر آنچه را كه باعث بر هم زدن تعادل خانواده ميشود را شناسايي كرده و به كمك مهارتهاي لازم مجدداً تعادل را به خانواده برميگردانند.
در خانواده طبيعي، پويايي وجود دارد. اين نوع خانواده داراي پيوستگي و صميميت ميان اعضاي خود است و در ارتباط مستمر با محيط اجتماعي بوده و فرهنگ اجتماعي را ميشناسد و خطرات و آسيبهاي اجتماعي را شناسايي كرده و تلاش ميكند آن خطرات را دور سازد.
يك خانواده متعادل، در حال تحول و رشد است و در يك سطح باقي نميماند. تمامي اهداف را شناسايي ميكند و كليهی اعمال، افكار و اميال خود را در جهت اهداف خانواده هدايت ميكند. ويژگيهاي ديگر خانوادهی متعادل به قرار زير است:
🔹محبت همسران به يكديگر
پيامبر اكرم (ص) ميفرمايند: «بهترين شما كسي است كه براي خانوادهاش بهتر باشد...، زنان را گرامي نميدارد مگر انسان بزرگوار و به آنان اهانت نميكند مگر شخص پست و بيمقدار» (1).
همچنين امام جعفر صادق (ع) فرمودهاند: «همسردوستي از اخلاق پيامبران است» (2).
«هرگاه كسي را دوست داشتي، به او بگو. زيرا اظهار دوستي، عشق و علاقه شما را نسبت به هم افزونتر و مستحكمتر ميكند»(3) .
در خانواده طبيعي و متعادل، محبت بين اعضاي خانواده جاري است، زن و شوهر نسبت به يكديگر عشق و محبت داشته و آن را ابراز ميكنند. در بعضي از خانوادههاي سنتي، زن و شوهر تصور ميكنند كه نبايستي محبت را به طور كلامي ابراز نمايند و همين مسأله باعث بسياري از كدورتها و رنجشها بين آنان ميشود. از حضرت رسول اكرم (ص) نقل است كه: «گفتن مرد به زن خود كه تو را دوست ميدارم، هرگز از دل او بيرون نميرود»(4) .
امروزه ثابت شده كه ابراز محبت كلامي بين زن و شوهر باعث گرمي و پايداري روابط آنها گشته و جوّ و فضاي رواني خانواده را بسيار صميميتر ميكند. همچنين ابراز محبت به فرزندان از اصول تربيتي به حساب آمده و ابراز متعادل «محبت» به فرزندان باعث ميشود آنان از نظر رواني آرامش بيشتري داشته باشند.
ادامه دارد...
🔺پی نوشت ها :
(1). نهجالفصاحه، حديث 1520
(2). سننالنبي، ص 91.
(3). اصول كافي، ج2، ص 644.
(4). حلية المتّقين، ص 99.
📚 فصلنامه منجی/ شماره 29/ تیر و مرداد 1395
@bonyademahdi