✍ آیت الله مجتهدی (ره) :
حدیث داریم قلب هایمان به ده دلیل مرده است ، و باعث شده دعاهایمان مستجاب نشود :
● اول: خدا را شناختیم، ولیکن حقش را ادا نکردیم.
●دوم: گمان بردیم که #حضرت_محمد صلوات الله علیه رو دوست داریم ، سپس سُنَتَش را ترک نمودیم.
● سوم: قرآن را قرائت کردیم، ولی بدان عمل نکردیم.
●چهارم: نعمت #خدا را خوردیم، ولی شکرش را بجا نیاوردیم.
●پنجم: گفتیم شیطان دشمن ماست، ولی با او در امور توافق کردیم.
●ششم: گفتیم بهشت حق است، ولی برای رسیدن به آن کوشش نکردیم.
●هفتم: گفتیم جهنم حق است، ولی از آن نگریختیم.
●هشتم: دانستیم مرگ حق است، اما برای آن آماده نشدیم.
●نهم: به عیب مردم مشغول گشتیم، و عیب خویش را فراموش کردیم.
●دهم: مردگانمان را دفن کردیم، ولی عبرت نگرفتیم.
📍منبع :کانال اختصاصی آیت الله مجتهدی(ره)
به کانال مهدویت بپیوندید👇
http://eitaa.com/mahdavieat
اگر از غمِ تو بارانی ام
بداند عدو که طوفانی ام
منم قاسم سلیمانی ام
ندارم هراس از فردا
کنم فرش یار این سر را
به سر ببندم سربند،
مدد یا زهرا(س)
جهان شود خیره به این
عزت و اقتدار ما
حسین حسین شعار ما
شهادت افتخار ما
#علمدار_انقلاب
#شهید_حاج_قاسم_سلیمانی
#صبحتون_شهدایی✋
🕊🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷🕊
به کانال مهدویت بپیوندید👇
http://eitaa.com/mahdavieat
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
شاخه گلی صلوات برای شادی روحشان🌹
اللهم صل علی محمد وآل محمد🦋
🖤🖤
به کانال مهدویت بپیوندید👇
http://eitaa.com/mahdavieat
تنها سه روز واقعی وجود دارد
روز تولد
روز مرگ
و روزی که به خود آیی
به کانال مهدویت بپیوندید👇
http://eitaa.com/mahdavieat
روستایی بود دور افتاده که مردم ساده دل و بی سوادی در آن سکونت داشتند. مردی شیاد از ساده لوحی آنان استفاده کرده و بر آنان به نوعی حکومت می کرد. بر حسب اتفاق گذر یک معلم به آن روستا افتاد و متوجه دغل کاری های شیاد شد و او را نصیحت کرد که از اغفال مردم دست بردارد و گرنه او را رسوا می کند. اما مرد شیاد نپذیرفت.
بعد از اتمام حجت٬ معلم با مردم روستا از فریبکاری های شیاد سخن گفت و نسبت به حقه های او هشدار داد. بعد از کلی مشاجره بین معلم و شیاد قرار بر این شد که فردا در میدان روستا معلم و مرد شیاد مسابقه بدهند تا معلوم شود کدامیک باسواد و کدامیک بی سواد هستند. در روز موعود همه مردم روستا در میدان ده گرد آمده بودند تا ببینند آخر کار، چه می شود.
شیاد به معلم گفت: بنویس «مار»
معلم نوشت: مار
نوبت شیاد که رسید شکل مار را روی خاک کشید.
و به مردم گفت: شما خود قضاوت کنید کدامیک از اینها مار است؟
مردم که سواد نداشتند متوجه نوشته مار نشدند اما همه شکل مار را شناختند و به جان معلم افتادند تا می توانستند او را کتک زدند و از روستا بیرون راندند.
به کانال مهدویت بپیوندید👇
http://eitaa.com/mahdavieat
#پیشنهاد_دانلود 👌🏻
#عکس_پروفایل
#امام_زمان #امام_زمان_عج #لطفا_برا_فرج_دعا_کنید
⭕ تا کی کنم هی صبر رسیدم... ⭕
به کانال مهدویت بپیوندید👇
http://eitaa.com/mahdavieat
💞شهید مدافع حـــــــرم💞
👌چله نشینی👌
خیلی تلاش کرد برای اینکه از طریق سپاه یا بسیج برای رفتن به سوریه پیدا کند به دوست و آشنا متوسل می شد ولی هیچ راهی نبود حرفشان این بود که با این همه نیروی رسمی و با سابقه نوبتی به شما نمی رسد نه و سن و سالی دارید نه نیروی رسمی سپاه هستید ولی احمد با دیدن این جنایت ها نمی توانست آرام بنشیند و به هر دری می زد تا بتواند راهی برای رفتن به سوریه پیدا کند.
همین ایام بود که متوجه شدم احمد برای رفتن به سوریه چله گرفته به این صورت که هر شب با دوستانش می رفتند جمکران اگر پول داشتند با ماشین اگر پول نداشتند با دوچرخه یا پیاده این مسیر و سختی هایش را تحمل می کردند تا به عنایت امام زمان راهی برای رفتن پیدا کردند
جواب هم گرفتند بالاخره فهمیدند که از طریق تیپ فاطمیون با هویتی افغانی می توانند خودشان را به سوریه و دفاع از حرم برسانند.
راوی: پدر شهید
حجت الاسلام و المسلمین مجید مکیان
😍آرزو😍
تا ده سالگی دوست داشت روحانی بشود بعد از ده سالگی دوست داشت حافظ قرآن بشود مخصوصا فیلم های محمد حسین طباطبایی را که می دید شور و شوق بیشتری پیدا می کرد بعدها دوست در سپاه استخدام رسمی بشود ولی وقتی مسله داعش پیش آمد چشمش را به روی همه آرزوها و دوست داشتنی بست و رفت.
👈راوی؛ حجت الاسلام و المسلمین مجید مکیان
🦋ثبت نام🦋
تابستان بود نشسته بودیم و بستنی می خوردیم که احمد با حالتی خاص گفت من میخوام برم سوریه اول حرفش را جدی نگرفتم ولی وقتی دیدم تصمیمش جدی است گفتم منم میام از آنجا شد که رفتیم دنبال کارهای ثبت نام و اعزام یکی دو هفته ای طول کشید تا خبر دادند که زود خودتان را برسانید برای اعزام آن زمان من در یکی از موسسات وابسته به جمکران مشغول بودم و احمد در یک فروشگاه زنجیره ای. بحث سوریه که پیش آمد کارهایمان را رها کردیم و قدم در راه دفاع از حرم بی بی زینب سلام الله علیها گذاشتیم.
👈راوی: دوست و همرزم شهید احمد مکیان
😊رضایت نامه😊
یک روز وارد خانه شد با یک فرم گفت بابا لطفا این فرم را امضا کنید می خوام برم مشهد این جمله را بلند گفت طوری که مادرش هم بشنود البته دروغ هم نگفت چون فاطمیون مرکز اصلی شان مشهد بودند توی فرم هم نوشته بود فاطمیون مشهد من وقتی به فرم نگاه کردم دیدم که برای فاطمیون است نه کانون مسجد احمد به من چشمک زد که یعنی مراقب باشید مادر نفهمد من امضا کردم مادرش هم به نیت اینکه میخواد بره مشهد فرم را امضا کرد مدتی گذشت تا توانست مقدمات کار را آماده کند و گذرنامه افغانی با نام احمد عباسی فرزند حب علی بگیرد
👈راوی: پدر شهید
حجت الاسلام و المسلمین مجید مکیان
#شهیدانه
#ادامه دارد...
روحت شاد داداش احمد🖤
به کانال مهدویت بپیوندید👇
http://eitaa.com/mahdavieat
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
📲💭
چقدر باید یک نفر اینقدر بی شرف باشد که از بردن نام حضرت زهرا سلام الله علیها ناراحت شود و اهانت نماید!
به کانال مهدویت بپیوندید👇
http://eitaa.com/mahdavieat
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#میلاد_حضرت_زینب مبارک باد 🎉
گل آرایی حرم مطهر آقا سیدالشهدا(ع)به مناسبت ولادت حضرت زینب (س)
به کانال مهدویت بپیوندید👇
http://eitaa.com/mahdavieat