جلیلی برخلاف قالیباف دوستداشتنی است و قابلیت جذب عاطفی دارد. قالیباف محبوب نیست، ممکن است مطلوب باشد. اما جلیلی برای هوادارانش محبوب است و از این منظر به رییسی شبیهتر. اصلا وجود همین ویژگی شبهکاریزما است که برخی طرفداران او را شیداگونه به هویت غلط فرقهای میاندازد. به هر حال طرفداران جلیلی او را دوست دارند اما طرفداران قالیباف بیشتر او را قبول دارند و میخواهند به او تکیه کنند و بر این اساس ممکن است قالیباف گزینهی مناسبی برای پیگیری مراحل تجربهنشدهی مردمسالاری نباشد. قالیباف بهنظر در خدمت به مردم موفقتر باشد اما در ایجاد حرکت در مردم با چالشهای جدی روبروست. قالیباف میتواند وضعیت موجود مردم را بهبود ببخشد اما کمتر میتواند با مردم وضعیت جدیدی خلق کند و ما را به مرحلهای بعد ببرد.
برای من که از رییسجمهور آینده بیش از هرچیزی در جستجوی «قدرت خلق مردم» هستم جلیلی در نگاه اول جذابتر است. اما متاسفانه او هنوز در همین مولفه از رییسی ۹۶ و ۱۴۰۰ فاصله دارد. پایگاه جذب عاطفی او بخشی اخلاقی و بخشی مکتبی است. یعنی بخشی به منش (عمل) و بخشی به عقاید و مبانی (فکر) او مربوط است که او را به آینهی زلالتری از سیاستمرد انقلابی بدل میکند اما او در طی ده سال گذشته به جای تقویت و تکمیل پایگاههای جاذبهی عاطفی خود (قلب)، با تاکید افراطی بر برنامه و کار کارشناسی از خود سیاستزدایی کرد و به جهان بیروح تکنوکراسی هبوط نمود. او میتوانست روحبخش باشد و مردم را راهبری کند، اما اطرافیانش از او یدککش مردم ساختند؛ حال در بازی یدککشی معلوم است که قالیباف هم باید به قدرت و مهارت مدیریتی و کارنامه موفق خود به عنوان امتیاز خود نسبت به جلیلی تاکید کند.
به این ماجرا عوامل درجهی دومی همچون بیان مبهم، صدای سرد و کلام یکنواخت هم اضافه کنید. اطرافیان ناپخته که تلاش کردند برای جلیلی از سبد رایمنفیهای دیگران رای جمع کنند هم از همین قبیل عوامل است. با همهی این حرفها جلیلی یک فرصت دهساله را برای اینکه حلقهی وصل باشد از دست داد و به یک عنصر سیاسی برانگیزاننده تبدیل نشد. ممکن است در صورتی که بر کرسی ریاست دولت بنشیند شرایط برای او دگرگونه شود اما این تنها یک احتمال است. او تا اینجای کار حداکثر ۷-۶ میلیون رای دارد. درحالیکه بعید است جوهرهی برانگیزانندهی سیاسی او که باید مردم بیافریند بیش از این توان و دستاوردی داشته باشد؛ این یعنی مزیت اصلی و واقعی جلیلی نسبت به قالیباف زیر خروارها برنامه و برنامهزدگی به کما رفت. با این وصف قالیباف یا جلیلی؟ رای به هیچکدام با طیب خاطر و شوقی وافر همراه نیست!!
@Mahdi_Takallou
اقای تکلو.mp3
13.48M
جانمایی موضوع زن در هندسه کارهای دولت
@Mahdi_Takallou
هدایت شده از فصلنامه اقلیـــــــــما
#گزيده_يادداشت
▫️شماره ١و٢ فصلنامه اقليما
از «اشک هم از چشمش دارد میریزد» تا «اهل دیناند، اهل تضرّعاند»
🔷فهم عارضۀ بدحجابی در ظرف «جامعۀ ولایی»
🔸علیرضا ملااحمدی
▪️طلبۀ سطح 4 حوزه
▪️دانشجوی دکترى فلسفۀ تطبیقی
🔳 مسائل اجتماعی در بستر جامعهای معنا میشوند که در آن تکوّن پیدا میکنند. پیششرطِ فهم درست و واقعیِ یک مسئله اجتماعی، شناخت هویتِ آن جامعهای است که مسئله در بسترش تکوّن پیدا کرده است. پس برای اینکه تحلیل درستی از مسئله بیحجابی در جامعه ایران داشته باشیم، ابتدا باید هویت این جامعه را بشناسیم.
🔳 مهمترین مؤلفه هویت تاریخیِ جامعه ایران، در «زیست دینی» آن یافت میشود. جامعه ایران در بنیادیترین لایههای هویتیاش همواره جامعهای دینی بوده و این دو (ایرانی و اسلامی بودن) در روَند تحولات تاریخی چنان با هم تنیده شدهاند که از زمانی به بعد، دیگر تفکیکشان از یکدیگر امکانپذیر نبود و موجودیت خویش را بهمثابه یک «واحدِ مرکّب» به منصه ظهور رساند. جلوههای این امتناع در بیثمربودنِ چند دهه تلاشِ جریان منورالفکری برای حذف نشانههای زیست دینی به کمک چکمههای پهلوی مشاهده میشود که در نهایت منجر به یک «انقلابِ تمامعیار» شد.
💬 کاری از «دفتر مطالعات جنسیت و جامعه»
Gesostu.ir
📝 فصلنامه اقلیما
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
📗 @Eqlima_Mag