✅به نام خدای علیم و حکیم
✍پای درد و دل زمینی دلشکسته
سه چهار سالی از روز واقعه گذشت! واقعهای که از یک سنت حسنه، سنتهای سیئه بسیاری میساخت. بارها عزم خویش را جزم کردم تا به دیدارش روم اما بهخاطر حال زار و پریشانش و دلایل و مصالحی قسمت نشد.
وقتی فهمیدم امسال به مرادش رسیده، خوشحال شده و به سروقتش رفتم. زمینی که تا چند روز پیش اسم و رسمی نداشت، الآن اما، همنشین نام #اباعبدالله (ع) شده بود! آمده بودم تا او بگوید؛ لذا مدادم را به دست گرفته و به زمین گفتم: بگو! هر آنچه میخواهد دلت؛ از این چند سال؛ از خون دلهایت؛ از حال و روز امسالت؛ از مالک و امانتدارانت! و دیگر منتظر ماندم....
🔸به نام صاحب و مالکم خدا!
اگر اجازه دهید خودم را معرفی کنم؟
🔹بله با کمال میل. بفرمایید.
🔸بنده زمینی کوچک، واقع در خیابان ولیعصر (عج) احمدآبادم که سالیانی پیش وقف شدم. امانتدارانم چنین پسندیدند! نمیخواهم در مورد سنت حسنه وقف سخن بگویم. شما هم میدانید این قصه سر دراز دارد. پس از وقف، متولیانی بر سرم گماشته شد. به آنها هم کار ندارم. هر چندصباحی در دست افراد مختلف جابجا شدم؛ اینها همه گذشت تا اینکه یک روز خبردار شدم کسی خریدارم شده است.
اولش توجه نکردم؛ چون خریدار، زیاد دیده بودم. از این خریدارانی که امثال من را ملک طلق خود میدانند، نه امانتی از جانب خدا! منتها این دفعه فرق میکرد! وقتی فهمیدم خریدارم کیست، دگرگون شدم! خوشحال بودم از انتخاب شدنم از بین این همه زمین. اما این حس خیلی طول نکشید! عدهای از روی احساس وظیفه مانع معامله شدند! این روزهای سخت، سه چهار سال طول کشید. من به این سه چهار سال هم کاری ندارم. اینها در سینه میماند برای روزی که باید شهادت دهم!!
سخن الآنم بیشتر رو به خودم است؛ من به این سه چهار سال نیاز داشتم تا پاکتر شوم. آخر هر زمینی که لیاقت ندارد خریدارش ارباب باشد! دیگر داشتم ناامید میشدم. معامله عملا منتفی شده بود. قرار شد امانتدار دلسوختهام، کاربری دیگری برایم در نظر گیرد! مقدمات کار مهیا شد. اما در عین ناباوری #کرونا آمد و یکی رفت!!
دوباره به عنوان #گزینههای_روی_میز معرفی شدم. از زیادی گزینهها دچار استرس شده بودم. نکند دوباره رد شوم؟! اما خدا را شکر این دفعه روسفید شدم. شنیده بودم خدا همنشین دلهای شکسته است. ارباب مرا خرید. هرچند فعلا موقت است؛ اما همین هم عشق است. الآن میزبان عزاداران #ملت_امام_حسینم! خوشحال میشوم در خدمت شما نیز، باشم. به امید اینکه پس از این دهه، ارباب پسندد و معامله ابدی شود.
🔹إنشاءالله، حتما من و مدادم مزاحم میشویم.
🔸مراحمید. فقط یک جمله به آدمیان عرض کنم:
آنچه انسانها خواستند نه آن میشود
آنچه خدا خواست همان میشود
در آخر نیز، جا دارد از امانتدارم و خانواده ایشان که با خدا معامله کردند، بسی تشکر کنم. مطمئن باشند در حقشان شهادت خواهم داد.
🔹ما هم از شما تشکر میکنیم؛ من و مدادم.
واقعیت تلخ است عزیزان. گاهی یک قطعه زمین از برخی انسانها مقربتر و بهتر میشود.
«ما اکثر العبر و اقل الاعتبار»
م.ر.ا
محرم ۱۴۴۲ ق