eitaa logo
♡ مـــاهِ مــن ♡
3.6هزار دنبال‌کننده
95 عکس
12 ویدیو
4 فایل
♡﷽♡ جانِ من است او، هی مزنیدش....♥️ آنِ من است او، هی مبریدش....♥️ جمعه ها پارت نداریم💥
مشاهده در ایتا
دانلود
🌸🌝🌸🌝🌸🌝🌸 🌸🌝🌸🌝🌸 🌸🌝🌸 🌸 علی رضا هنگ کرده فقط نگام میکرد. _چیه؟ چرا حرف نمیزنی؟ چیزی نداری بگی؟ اشکال نداره من از همه چیز خبر دارم فکر نکنم خر هستم یا میتونی خرم کنی؛ فقط حرفم اینه تو که با دختر تو رابطه ای تو که دوسش داری عزیزم و گلم از دهنت نمیوفته چرا اومدی خاستگاری من؟ چرا میخوای منو بدبخت کنی؟ من چه هیزم تری بهت فروختم؟ تروخدا بیخیال من شو تا قبل از اینکه کارت دعوت پخش کنیم همین امشب بیخیال من شو بزار با خیال راحت به درس و زندگیم برسم؛ حاضرم هزار جور حرف بشنوم توهین کنن تحقیر بشم تهمت بزنن ولی نخوام با تو باشم به تو محرم شم! بیخیالم شو بزن زیر همه چیز و برو. اینبار دارم ازت خواهش میکنم. علی رضا : هیس! برات توضیح میدم دلربا؛ من زیر هیچی نمیزنم تو باااااید ماله من بشی باید با من باشی باید بچه های من تو شکم تو بزرگ بشن تو پاکی من زن پاک میخوام نه کسی که هر دقیقه تو بغل یکی هست یا به خاطر پول حاضره پاکیشو زیر سوال ببره دیگه هم تموم کن این بحثو فردا هم میام دنبالت بریم برای پخش کارتا. _من فردا نمیام میخوام برم جایی! علی رضا : کجا میخوای بری؟ خب باهم میریم هر جا بخوای بری میرسونمت نخوای نمیمونم بعدش میام دنبالت خوبه؟ _گفتم فردا میخوام برم جایی دیوونم نکن خودم میخوام برم. علی رضا : فردا صبح که اومدم دنبالت راجبش حرف میزنیم با صدای آروم گفتم هه! منتظر باش تا بیام علی رضا : چی؟ چیزی گفتی؟ _نه، پاشو برو پیش آقایون چرا چسبیدی به من پاشو آفرین با تعجب نگاهی بهم کرد بعد لبخندی زد و رفت کنار بابام نشست‌. سنگینی نگاهی رو حس کردم سرم رو آوردم بالا که دیدم آترین داره نگاهم میکنه وقتی دید متوجهش شدم به گوشیش اشاره کرد و لب زد : _چک کن! سریع گوشیمو از کنارم برداشتم که صفحه اش روشن شد، از شماره ناشناس : فردا ساعت ۷:۳۰ صبح کوچه کناری جلو در کرمی منتظرتم با ماشین دیر نکن به یه بهونه بپیچون . . . 🌸 🌸🌝🌸 🌸🌝🌸🌝🌸 🌸🌝🌸🌝🌸🌝🌸