eitaa logo
♡ مـــاهِ مــن ♡
3.6هزار دنبال‌کننده
95 عکس
12 ویدیو
4 فایل
♡﷽♡ جانِ من است او، هی مزنیدش....♥️ آنِ من است او، هی مبریدش....♥️ جمعه ها پارت نداریم💥
مشاهده در ایتا
دانلود
🌸🌝🌸🌝🌸🌝🌸 🌸🌝🌸🌝🌸 🌸🌝🌸 🌸 جمعه شد. خونه پر از آدمهایی بود که حتی اسمشون هم نشنیده بودم. تو آینه به خودم نگاه کردم. موهای فر که دورم ریخته شده بود. جلوی موهام فرق وسط فر و سیلور تو موهام و روی پیشونیم بود. آرایش لایت دخترونه که چهرمو تغییر داده بود. رژلب صورتیم خیلی به چشم میومد. ناخن های کاشت شده پدیکور دخترونه صورتی سفید. لباس شب بلند. تا روی کمر تنگ و از کمر به پایین لَخت افتاده بود. به رنگ صورتی کمرنگ. روی کمر کمربند پهن و براق مشکی که بی نهایت لباس رو خاص کرده بود. باریکی کمرم رو به نمایش گذاشته بودم. لباس آستین سه ربع بود ولی سر شونه ام برهنه بود و یه جورایی با موهام پوشیده شده بود. صندل مشکی که زیاد معلوم نبود ولی حسابی قد بلندم کرده بود. ست نقره ام رو انداختم و عطرمو روی خودم خالی کردم. دلم میخواست امشب همه بهم توجه کنن و مطمئن بودم همه توجه ها به طرف منه. اول اینکه این مهمونی به خاطر منه. دوم زیبایی و خوش تیپی زیادم. این اعتماد به نفسو از وجود آترین و امیر گرفته بودم. امیری که هر لحظه بهم میگفت خیلی زیبام و خوشتیپم. روی تخت نشستم و شماره امیر رو گرفتم. جواب داد بعد از سلام احوال پرسی به خاطر صدای موزیک ملایمی که میومد بهش گفتم : امیر جان کجایی؟ امیر : بهت که گفتم، به یه مهمونی دعوت شدم ولی از اونجایی که تو امشب گیر هستی و برات مهمونی ترتیب دادن نتونستم ببرمت. _باشه پس حسابی خوش بگذرون و مواظب خودت باش خب؟ امیر : باشه عزیزم. تو کی وارد مهمونی میشی پس؟ _از کجا میدونی هنوز نرفتم پایین؟ امیر : چیز ... خب اگر پایین بودی نمیتونستی بهم زنگ بزنی دیگه! _اوم ... راست میگیا! منم الان قطع کنم میرم پایین خواستم قبلش باهات حرف بزنم. امیر : خوب کاری کردی قشنگم. خب دیگه برو خوش بگذرون فعلا. خدافظی کردیم و قطع کردم. یه بار دیگه خودمو چک کردم و وقتی کاملا مطمئن شدم تک زنگ زدم به آترین تا بیاد جلو پله ها . . . 🌸 🌸🌝🌸 🌸🌝🌸🌝🌸 🌸🌝🌸🌝🌸🌝🌸