♨️دست خدا، بسیار بالاتر از دست ظالمان است
📌تاریخ، تکرار خواهد شد...
📌موسی(ع)، از شهری برآمد که در آن کودکان را میکشتند...
╭—═━⊰🌸☀️☀️🌸⊱━═
@mahfeleemamreza
╰═—━⊰🌸☀️☀️🌸⊱━—═
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
♨️این اقا پدر شهید منصور اخرین شهید اعلامی حزب الله است
میگه کرامتی از سمت خدا برای من هست . خطاب به پسر دیگش میگه بعدی انشاءالله یا تویی یا من!
حالا بگید کی پیروزه؟
ما یا اونا؟!
#طوفان_الاقصی
#شکست_غیر_قابل_ترمیم
╭—═━⊰🌸☀️☀️🌸⊱━═
@mahfeleemamreza
╰═—━⊰🌸☀️☀️🌸⊱━—═
#ریحانه 3
ریحانه هیچ خلصت بدی نداشت فقط یه مدت بود که با یکی از دخترای همسایه که اسمش کیمیا بود همبازی شده بود.
خانواده کیمیا خیلی خانواده بی بند و باری بودن و خودم به شخصه یه سری چیزا رو از خواهر بزرگ کیمیا و مادرش دیدم و از رفتارای کیمیا هم متوجه شدم که از خواهر و مادرش الگوبرداری میکنه برای همین دوست نداشتم ریحانه باهاش هم بازی شه.
چندین بار میخوام به ریحانه تذکر بدم اما صادق مانع می شه.
امروز که دیدم دوباره ریحانه داره تو کوچه باهاش بازی میکنه بدجوری شاکی شدم.
منتظر موندم که ریحانه برگرده خونه اما اینبار به حرفای صادق گوش نمیدم و خودم با ریحانه حرف میزنم.
ریحانه اگهباهاش حرف بزنی متوجه اشتباهش میشه و دیگه با کیمیا بازی نمیکنه.
ادامهدارد .
کپی حرام.
شب دراز است و شرافت در خواب
میل بر ظلم است و مظلوم در رادار
گر به آسایش گیتی خرامان شادی
بشنو از من، خون مظلوم بستاند دادار
#طوفان_الاقصی #غزه
╭—═━⊰🌸☀️☀️🌸⊱━═
@mahfeleemamreza
╰═—━⊰🌸☀️☀️🌸⊱━—═
OstadAbedi_palestine_14020729.mp3
6.93M
🎙بیانات استاد احمد عابدی درباره فلسطین و حمله به اسرائیل (طوفان الاقصی)
⭕️ نقاط قوت و ویژگیهای عملیات طوفان الاقصی
⭕️ کار اطلاعاتی عظیم توسط حماس
╭—═━⊰🌸☀️☀️🌸⊱━═
@mahfeleemamreza
╰═—━⊰🌸☀️☀️🌸⊱━—═
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
⭕فرق داره مَرد باشی و غیرت داشته باشی و حتی زیر آتشِ دشمن حرامزادهت مراقب ناموس مسلمین باشی،
یا مثل بعضی نرها به زنت بگی روسریتو بردار....
#حجاب
OstadAbedi_palestine_14020729.mp3
6.93M
🎙بیانات استاد احمد عابدی درباره فلسطین و حمله به اسرائیل (طوفان الاقصی)
⭕️ نقاط قوت و ویژگیهای عملیات طوفان الاقصی
⭕️ کار اطلاعاتی عظیم توسط حماس
╭—═━⊰🌸☀️☀️🌸⊱━═
@mahfeleemamreza
╰═—━⊰🌸☀️☀️🌸⊱━—═
#ریحانه 4
منتظر موندم که نیمساعت بعد ریحانه به خونه برگشت . به داخل اومد _ سلام مامان.
_ سلام ریحانه جانم. خسته نباشی.
انگار حسابی بازی کردین کلی خسته شدی دخترم .
به تایید سری تکون داد_ با کیمیا کلی بازی کردیم و بهمون خوش گذشت.
به سمتش رفتم و دستش رو گرفتم روی مبل نشوندمش.
سئوالی نگاهش کردم_ خب مامان جان برای مامان تعریف کن ببینم چی بازی ها کردین.
تنها راهم برای حرف کشیدن غیرمستقیم از ریحانه همین بود. تقصیری هم نداشتم خیلی نگران دخترم بودم.
با صدای ریحانه به خودم اومدم که گفت_ عروسکاشو آورد باهم بازی کردیم.
بعدش با ذوق خاصی گفت_ تازه مامان کیمیا کلی لاک رنگی داشت. قرمز آبی صورتی بنفش.
دست عروسکاشو لاک زدیم باهم.
نگران چشمامو به دستای ریحانه دوختم.
ادامه دارد.
کپی حرام.