فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
💥توصیه ی جالب آیت الله فاطمی نیا به جوانان
💥آی جوانان حاضر جواب نباشید!
╭—═━⊰🌸☀️☀️🌸⊱━═
@mahfeleemamreza
╰═—━⊰🌸☀️☀️🌸⊱━—═
از مادران بخواه دلاور بیاورند
صدها هزار مالک اشتر بياورند
سرمایه ما #دلار نیست #دلاور است
╭─────────
𔑀#وعده_صادق
𔑀#الله_اکبر
#جهادفرزندآوری
در راستای تربیت نسل سربازان امام زمان عجل الله
╭—═━⊰🌸☀️☀️🌸⊱━═
@mahfeleemamreza
╰═—━⊰🌸☀️☀️🌸⊱━—═
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#فاطمی_نیا
🔸حق پرخاش نداری .....بگو چشم
╭—═━⊰🌸☀️☀️🌸⊱━═
@mahfeleemamreza
╰═—━⊰🌸☀️☀️🌸⊱━—═
12.82M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥هنگام سکرات مرگ ، انسان همه علم ها را فراموش میکند ، مگر علوم قرآن...
╭—═━⊰🌸☀️☀️🌸⊱━═
@mahfeleemamreza
╰═—━⊰🌸☀️☀️🌸⊱━—═
#تاواناشتباهم1
۲۵ سالم بود و تازه درسم تموم شده بود . مدرک فوق لیسانسم رو گرفته بود من با پسر عمه م احسان از بچگی با هم بزرگ شده بودیم.
اونم که بعد از تموم شدن درسش و گرفتن مدرک لیسانسش به سربازی رفت از همون قدیم پدربزرگم خواسته بود که منو احسان با هم ازدواج کنیم اما عمه م با این وصلت مخالف بود و نمیخواست که من عروسش بشم ...
خیلی از من بدش می اومد فقط به خاطر اینکه رابطه خوبی با مادرم نداشت با من و خواهر برادرام هم بد بود.
تنها کسی که این وسط مخالف وصلت بود عمه م بود که اونم باعث شده بود مادرم هم مخالفت کنه ...
مادرم خیلی نگران من بود میگفت اگه بخوای عروس عمه ت بشی اذیتت میکنه.
من نمیخوام که بعدا پشیمون بشی میدونم که احسان رو دوست داری اما رفتارهای عمه ت رو در نظر بگیر...
تو این سالهایی که زن پدرتون بودم و عروس این خانواده شدم عمه ت با اینکه خواهر شوهرم بود اما بازم منو آزار میداد این زن انگار هیچ ترسی از خدا نداره حالا فرض کن که مادرشوهرت بشه
ادامه دارد.
کپی حرام.
ذکر مصیبت (online-audio-converter.com).mp3
7.37M
🔊 صوت #ذکر_مصیبت در مراسم سوگواری به مناسبت سالروز تخریب حرم و قبور ائمه بقیع (علیهم السلام)
دفتر مقام معظم رهبری_قم
توسط حجت الاسلام والمسلمین شحیطاط در تاریخ١۴۰۳/۰۱/۲۹
╭—═━⊰🌸☀️☀️🌸⊱━═
@mahfeleemamreza
╰═—━⊰🌸☀️☀️🌸⊱━—═
12.82M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥هنگام سکرات مرگ ، انسان همه علم ها را فراموش میکند ، مگر علوم قرآن...
╭—═━⊰🌸☀️☀️🌸⊱━═
@mahfeleemamreza
╰═—━⊰🌸☀️☀️🌸⊱━—═
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
یه روز میاد که صحن
امام حسن سفره کرم بازه...
#هشتم_شوال
#سالروز_تخریب_قبور_ائمه_بقیع
#تاواناشتباهم 2
حرفهای مادرم واقعاً منو میترسوند اما چیکار کنم که عاشق احسان بودم ...
وقتی هم که از ترس هام پیش احسان میگفتم بهم دلداری میداد و میگفت نگران نباش من نمیذارم که مادرم توی زندگی مشترکمون دخالت کنه...
منم دلم به همینا خوش بود و به مادرمم میگفتم لزومی نداره نگران من باشین احسان ازم حمایت میکنه.
مادرم میگفت که مرد جماعت فقط حرف میزنند و رو قولشون نمیمونن اما چه حیف که به حرفش گوش نکردم و به احسان جواب مثبت دادم.
برخلاف مخالفتهای عمه م ما با هم عقد کردیم همون موقعها بود که عمه م بهم گفت _ من به این عقد از رضایت ندادم و شما دور از چشم من عقد کردین منم نمیذارم که یه آب خوش از گلوتون پایین بره....
تهدید کردم و هیچ وقت فکر نمیکردم که نذاره منو احسان با هم خوشبخت بشیم ...
پدر احسان کمکمون کرد و یه مراسم ساده برگزار کردیم بعدشم با کمک بزرگترها زندگیمون رو شروع کردیم احسان اوایل خیلی دوستم داشت.
ادامه دارد.
کپی حرام.