او می آید ، اورا میبینم ،
ولی نمیدانم آن روز زنده ام یا نه .
ولی اگر آن روزی که دیدار فرا رسید من زنده نبودم بدانید با آمدن آن ، من از شوق دیدارش دوباره زنده میشوم ::)
و اما تو . عزیزک ِمن !
هر جا و هر کجای جهان که باشی بازهم به آغوش ِرویاهای من بازخواهی گشت ؛
تو مرا ربوده ایی ! مرا کشته ایی ! مرا به خاکستر خواب ها نشانده ای !
هم از این روست که هر شب تا سپیده دم بیدارم ..
من کشنده ی خواب های خویش را دوست می دارم تا ابد و برای همیشه .