eitaa logo
🌺مجمع شیفتگان روی یار🌺
2 دنبال‌کننده
280 عکس
189 ویدیو
46 فایل
فعالیت : نشراشعارمذهبی ، مقاتل ، روایات و احادیث با ذکر منبع
مشاهده در ایتا
دانلود
🏴سبک زمینه یا شور روضه ای شهادت پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله روضه ی کربلا 🏴بند اول فاطمه بیقراره و،علی گریونه امشب داره جون پیمبر،میرسه بر روی لب تموم غصش اینه،علی تنها میمونه داره انگار میبینه،یاس باغش خزونه امون از بی وفایی،امون از مردم بد جای دادنه تسلا،میکنن یاس و لگد میریزن توی خونه،عده ای وحشیونه جلو حیدر به زهرا،میزنن تازیونه واویلتا واویلا... 🏴بند دوم میبوسه دخترش رو،میسپاره دست حیدر میکُنه بو گلش رو،یاسی که میشه پرپر یه نگاهش به زهراست،یه نگاهش به مسمار با اشاره به حیدر،میگه اون میخ و بردار امون از بی حیا اون،مردم بی لیاقت دو سه روز بعد رحلت،اینه مزد رسالت؟! هیزم آوردن و بعد،زدن آتیش به در وای سینه ی فاطمه شد،واسه حیدر سپر وای واویلتا واویلا... 🏴بند سوم روی سینش نشستن،دوتا آقا دو سرور یکیشون میشه مسموم،اونیکی میشه بی سر داره انگار میبینه،همه ی غصه هارو خون جگر مجتبارو،صحنه ی کربلارو داره میبینه انگار،اومده شمر با خنجر داره میبُره ای وای،بی حیا از قفا سر داره میبینه انگار،زیر مرکب یه پیکر داره میبینه میره،سمت خیمه یه لشکر واویلتا واویلا... 🙏التماس دعای خیر ✍♩کربلایی امیرحسین سلطانی
پروانه صفت با غم تو سوخته ام من چشمان دلم را به رَهَت دوخته ام من لطفی کن و من را زِ فِراقت نده آزار جانا تو بیا دست از این فاصله بردار ای عشق ببین بی سر و سامان تو باشم چندی است که دیوانه و حیران تو باشم من سائلم و دست  به دامان  تو هستم بیمار توام ،  چشم به درمان  تو هستم دیدی که سر راه  تو  بر خاک فِتادم بر گِرد رَهَت صورت خود را بنهادم جز خال لب صورت تو در نظرم نیست یعنی که به جز ذکر تو وِرد سحرم نیست مجنونم  و  هر لحظه  گرفتار  تو گشتم خون از مُژه می بارم و من زار تو گشتم مَپسند که از  کوی  تو  آواره  شوم من در راه  رسیدن  به  تو  بیچاره  شوم من گر  رُخ بِنمایی همه جا  یار تو گردم من مشتریِ  یوسفِ  بازارِ  تو گردم ای یوسف گُم گشته ی زهرا  مددی کن حالا  که  به  راه  تو  نشستم نظری کن 👉 https://eitaa.com/joinchat/3428122659C786854d92e
کاش گــردی شــــم و از کرمــــت بنشیـــنم بـه کـــــنـار حــــــرمـت کاش چــون ماه،به شبــــهای دراز داشـتــم با حـــرمــــت راز و نیاز کاش چــون اشـک ،کنـــارت افـتم بـه روی خـــــاک مــــزارت افـتم روی جـانــــها هــمـــه بر تربت تو سـوز دلـها هـــمـه از غــــــربت تو غـربت آن نیست که از داغ جـوان قــد بابا شــود از غصــــه کــــمان غربت آن نیست که سـر بر سر نی ره کنــــد با ســــپه دشـــمــن طی غربت آن نیست که با ضربت سنگ چهـــره از خــون جبین گـردد رنگ غربت آن اسـت کـه فـردی مـظلوم شـــود از کینــه ی همــسر،مسموم غربــت آن است که بعــد از کُشتن بارش تـــیـــر بـــبارد بـــه بــدن تیـــــر باریـــد ز بــــس بر بدنـــت بدنـــت گــــشــت یکـــی با کفـنت قلب احمــد که برایـــت خــون بود بـه هــــمـه مـــردم عـــالم فـــرمود روز محـــشـــر کــه هــــمه گریانند اشــک ریــزانِ حســــن خـــندانند 👉 https://eitaa.com/joinchat/3428122659C786854d92e
💠اللهم عجل لولیک الفرج💠 ❣❣❣❣❣❣❣❣❣❣❣ 💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟 ☀️بند اول☀️ خاطره ی اون کوچه از(یادم نمیره3 ) تا میشنوم اسم فدک(دلم میگیره3) حرومی نامرده پست،راهه عبوره ماروبست از رو عداوت دستشو رد کرد از سرم،باسیلی زد به مادرم وای از جسارت ثانی به اشکه چشام می خندید مادرم از درد به خود می پیچید 🔹(واویلتا2آه وواویلا3)🔸 ❇️❇️❇️ ☀️بند دوم☀️ جلویِ دیدگانه من(مادر زمین خورد3) مِسماری که بود پشت در(سینشو آزُرد3) شعله ی آتیش بود و دود، غلاف و بازوی کبود هجومه اعدا به زخمِ من نمک زدن ، مادرمو کتک زدن مظلومه زهرا مغیره میزد چه وحشیانه با لگد و مشت ، با تازیانه 🔹(واویلتا2آه وواویلا3)🔸 ❇️❇️❇️ ☀️بند سوم☀️ میسوزه از زهر جگرم(کجایی مادر3) سرم رو زانوی حسین(این دَمه آخر3) دارم میبینم کربلا ، تنت به زیره مرکبا سَرت به نیزه غارت میره انگشترت،حرفه اِسارت خواهرت دلم میلرزه طفل سه ساله،خاره مغیلان زینب کبری ، ناقه ی عُریان 🔹(واویلتا2آه وواویلا3) 🔸 ✏️:
پروانه صفت با غم تو سوخته ام من چشمان دلم را به رَهَت دوخته ام من لطفی کن و من را زِ فِراقت نده آزار جانا تو بیا دست از این فاصله بردار ای عشق ببین بی سر و سامان تو باشم چندی است که دیوانه و حیران تو باشم من سائلم و دست  به دامان  تو هستم بیمار توام ،  چشم به درمان  تو هستم دیدی که سر راه  تو  بر خاک فِتادم بر گِرد رَهَت صورت خود را بنهادم جز خال لب صورت تو در نظرم نیست یعنی که به جز ذکر تو وِرد سحرم نیست مجنونم  و  هر لحظه  گرفتار  تو گشتم خون از مُژه می بارم و من زار تو گشتم مَپسند که از  کوی  تو  آواره  شوم من در راه  رسیدن  به  تو  بیچاره  شوم من گر  رُخ بِنمایی همه جا  یار تو گردم من مشتریِ  یوسفِ  بازارِ  تو گردم ای یوسف گُم گشته ی زهرا  مددی کن حالا  که  به  راه  تو  نشستم نظری کن 👉 https://eitaa.com/joinchat/3428122659C786854d92e
پروانه صفت با غم تو سوخته ام من چشمان دلم را به رَهَت دوخته ام من لطفی کن و من را زِ فِراقت نده آزار جانا تو بیا دست از این فاصله بردار ای عشق ببین بی سر و سامان تو باشم چندی است که دیوانه و حیران تو باشم من سائلم و دست  به دامان  تو هستم بیمار توام ،  چشم به درمان  تو هستم دیدی که سر راه  تو  بر خاک فِتادم بر گِرد رَهَت صورت خود را بنهادم جز خال لب صورت تو در نظرم نیست یعنی که به جز ذکر تو وِرد سحرم نیست مجنونم  و  هر لحظه  گرفتار  تو گشتم خون از مُژه می بارم و من زار تو گشتم مَپسند که از  کوی  تو  آواره  شوم من در راه  رسیدن  به  تو  بیچاره  شوم من گر  رُخ بِنمایی همه جا  یار تو گردم من مشتریِ  یوسفِ  بازارِ  تو گردم ای یوسف گُم گشته ی زهرا  مددی کن حالا  که  به  راه  تو  نشستم نظری کن 👉 https://eitaa.com/joinchat/3428122659C786854d92e
🏴سبک زمینه یا شور روضه ای شهادت پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله روضه ی کربلا 🏴بند اول فاطمه بیقراره و،علی گریونه امشب داره جون پیمبر،میرسه بر روی لب تموم غصش اینه،علی تنها میمونه داره انگار میبینه،یاس باغش خزونه امون از بی وفایی،امون از مردم بد جای دادنه تسلا،میکنن یاس و لگد میریزن توی خونه،عده ای وحشیونه جلو حیدر به زهرا،میزنن تازیونه واویلتا واویلا... 🏴بند دوم میبوسه دخترش رو،میسپاره دست حیدر میکُنه بو گلش رو،یاسی که میشه پرپر یه نگاهش به زهراست،یه نگاهش به مسمار با اشاره به حیدر،میگه اون میخ و بردار امون از بی حیا اون،مردم بی لیاقت دو سه روز بعد رحلت،اینه مزد رسالت؟! هیزم آوردن و بعد،زدن آتیش به در وای سینه ی فاطمه شد،واسه حیدر سپر وای واویلتا واویلا... 🏴بند سوم روی سینش نشستن،دوتا آقا دو سرور یکیشون میشه مسموم،اونیکی میشه بی سر داره انگار میبینه،همه ی غصه هارو خون جگر مجتبارو،صحنه ی کربلارو داره میبینه انگار،اومده شمر با خنجر داره میبُره ای وای،بی حیا از قفا سر داره میبینه انگار،زیر مرکب یه پیکر داره میبینه میره،سمت خیمه یه لشکر واویلتا واویلا... 🙏التماس دعای خیر ✍♩کربلایی امیرحسین سلطانی
مرثیه ی رحلت پیامبر اکرم ص (12) پیمبر گشته بیمار و بود زهرا پرستارش نگاهش بر رخ بابا و ریزد اشک رخسارش بسوزد او زسوز تب و زهرایش دعا برلب که تابرخیزد ازبستر سلامت جسم بیمارش گهی چشمان خود باز وگهی می بنددآن سرور زبیحالی عرق بنشسته برسیمای گلزارش بود در احتضار و در کنارش اهلبیت او درآغوشش بنا گه آمده سبطین سالارش دویده فاطمه تا آنکه بردارد دوطفل خود پدرچشمان خود واکرد وبوسید آن دودلدارش به روی سینه ام باشند شود جان دادنم آسان ندارد خوش که گریان بیندآن گلهای بی خارش سرش بردامن مولا دلش با عالیِ اعلا بود چشمش به درآید امین وحیِ دادارش ملاقاتش شده ممنوع که تا آرامشی یابد دراین دم قابض الارواح بیامد بهر دیدارش بزد برحلقه ی در گفت و خواهان ملاقاتم پیِ اذن ورود او بود و دائم بود اصرارش ولی زهرا به او می گفت پدربیمار وتبداراست زتو خواهش بود برَگرد نباید داد آزارش بناگه فاطمه بشنید پدر گوید که زهراجان جناب قابض الارواح بود مامور برکارش خدا داندچها بگذشت درآندم بردل زهرا پدرعزم سفر دارد که بوده یار وغمخوارش غم داغ پیمبر عالمی غرق عزا کرده غم فقدان او برچهره ی مولاست آثارش زلطف سرورعالم سراید مرثیه دانا به امیدی قبول آید مراثیها و اشعارش هدیه به روح مقدس سید الانبیا محمد مصطفی صلوات برمحمد وآل محمد 12/07/1400برابربا 27صفر 1443رسول دانا :التماس دعا
مرثیه ی رحلت پیامبر اکرم ص (12) پیمبر گشته بیمار و بود زهرا پرستارش نگاهش بر رخ بابا و ریزد اشک رخسارش بسوزد او زسوز تب و زهرایش دعا برلب که تابرخیزد ازبستر سلامت جسم بیمارش گهی چشمان خود باز وگهی می بنددآن سرور زبیحالی عرق بنشسته برسیمای گلزارش بود در احتضار و در کنارش اهلبیت او درآغوشش بنا گه آمده سبطین سالارش دویده فاطمه تا آنکه بردارد دوطفل خود پدرچشمان خود واکرد وبوسید آن دودلدارش به روی سینه ام باشند شود جان دادنم آسان ندارد خوش که گریان بیندآن گلهای بی خارش سرش بردامن مولا دلش با عالیِ اعلا بود چشمش به درآید امین وحیِ دادارش ملاقاتش شده ممنوع که تا آرامشی یابد دراین دم قابض الارواح بیامد بهر دیدارش بزد برحلقه ی در گفت و خواهان ملاقاتم پیِ اذن ورود او بود و دائم بود اصرارش ولی زهرا به او می گفت پدربیمار وتبداراست زتو خواهش بود برَگرد نباید داد آزارش بناگه فاطمه بشنید پدر گوید که زهراجان جناب قابض الارواح بود مامور برکارش خدا داندچها بگذشت درآندم بردل زهرا پدرعزم سفر دارد که بوده یار وغمخوارش غم داغ پیمبر عالمی غرق عزا کرده غم فقدان او برچهره ی مولاست آثارش زلطف سرورعالم سراید مرثیه دانا به امیدی قبول آید مراثیها و اشعارش هدیه به روح مقدس سید الانبیا محمد مصطفی صلوات برمحمد وآل محمد 12/07/1400برابربا 27صفر 1443رسول دانا :التماس دعا
مرثیه ی رحلت پیامبر اکرم ص (12) پیمبر گشته بیمار و بود زهرا پرستارش نگاهش بر رخ بابا و ریزد اشک رخسارش بسوزد او زسوز تب و زهرایش دعا برلب که تابرخیزد ازبستر سلامت جسم بیمارش گهی چشمان خود باز وگهی می بنددآن سرور زبیحالی عرق بنشسته برسیمای گلزارش بود در احتضار و در کنارش اهلبیت او درآغوشش بنا گه آمده سبطین سالارش دویده فاطمه تا آنکه بردارد دوطفل خود پدرچشمان خود واکرد وبوسید آن دودلدارش به روی سینه ام باشند شود جان دادنم آسان ندارد خوش که گریان بیندآن گلهای بی خارش سرش بردامن مولا دلش با عالیِ اعلا بود چشمش به درآید امین وحیِ دادارش ملاقاتش شده ممنوع که تا آرامشی یابد دراین دم قابض الارواح بیامد بهر دیدارش بزد برحلقه ی در گفت و خواهان ملاقاتم پیِ اذن ورود او بود و دائم بود اصرارش ولی زهرا به او می گفت پدربیمار وتبداراست زتو خواهش بود برَگرد نباید داد آزارش بناگه فاطمه بشنید پدر گوید که زهراجان جناب قابض الارواح بود مامور برکارش خدا داندچها بگذشت درآندم بردل زهرا پدرعزم سفر دارد که بوده یار وغمخوارش غم داغ پیمبر عالمی غرق عزا کرده غم فقدان او برچهره ی مولاست آثارش زلطف سرورعالم سراید مرثیه دانا به امیدی قبول آید مراثیها و اشعارش هدیه به روح مقدس سید الانبیا محمد مصطفی صلوات برمحمد وآل محمد 12/07/1400برابربا 27صفر 1443رسول دانا :التماس دعا
🏴سبک زمینه یا شور روضه ای شهادت پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله روضه ی کربلا 🏴بند اول فاطمه بیقراره و،علی گریونه امشب داره جون پیمبر،میرسه بر روی لب تموم غصش اینه،علی تنها میمونه داره انگار میبینه،یاس باغش خزونه امون از بی وفایی،امون از مردم بد جای دادنه تسلا،میکنن یاس و لگد میریزن توی خونه،عده ای وحشیونه جلو حیدر به زهرا،میزنن تازیونه واویلتا واویلا... 🏴بند دوم میبوسه دخترش رو،میسپاره دست حیدر میکُنه بو گلش رو،یاسی که میشه پرپر یه نگاهش به زهراست،یه نگاهش به مسمار با اشاره به حیدر،میگه اون میخ و بردار امون از بی حیا اون،مردم بی لیاقت دو سه روز بعد رحلت،اینه مزد رسالت؟! هیزم آوردن و بعد،زدن آتیش به در وای سینه ی فاطمه شد،واسه حیدر سپر وای واویلتا واویلا... 🏴بند سوم روی سینش نشستن،دوتا آقا دو سرور یکیشون میشه مسموم،اونیکی میشه بی سر داره انگار میبینه،همه ی غصه هارو خون جگر مجتبارو،صحنه ی کربلارو داره میبینه انگار،اومده شمر با خنجر داره میبُره ای وای،بی حیا از قفا سر داره میبینه انگار،زیر مرکب یه پیکر داره میبینه میره،سمت خیمه یه لشکر واویلتا واویلا... 🙏التماس دعای خیر ✍♩کربلایی امیرحسین سلطانی
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم زمزمه شهادت امام حسن و حضرت رسول علیهم السلام سبک مَرهم واسه چشم..... یه بغض سنگینه تویِ سینه‌َم زائری تو حرم نمی‌بینم فرشِ حرم گرد و غبار شمع و چراغ ستاره‌ها صحنِ کرم چه خلوته چه سوت و کوره این شبا باز به سرم زده بگم غریب شمایی یا‌رضا جانم‌حسن جانم‌حسن جانم‌حسن‌غریب‌ِمادر/۴/ خوب یادمه آقام کجا پیر شد روزی که روضه‌ها نفس‌گیر شد یادم میاد کوچه رو بست به رویِ ما یه بی‌حیا پیش چشام سیلی زد و .... گذاشت رویِ چادری پا یه تیکّه گوشواره‌یِ یاس مونده روخاکِ کوچه‌ها جانم... (حضرت رسول) مزد رسالتو می‌دَن مردم چند روز دیگه با آتیش و هیزم پشتِ درِ بیتِ ولا گُر می‌گیره شعله‌یِ کینه میخ در و ضربِ لگد چه می‌کنه با پر و سینه دستِ علی بسته می‌شه غلافی رو بازو می‌شینه وای مادرم وای مادرم وای مادرم آه و واویلا/۴