فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
♨️سه دسته از مردم که اهلبیت را یاری نمیکنند!!
👌 #سخنرانی بسیار شنیدنی
🎤حجت الاسلام #مومنی
📡حداقل برای یک☝️نفر ارسال کنید.
http://eitaa.com/joinchat/4240572439Cf0699ea22b
199881_717.mp3
16.34M
🏴🏴🏴
🎧 #سبک_زمینه 👆
🎤حاج امیر #عباسی👌
(نوکری برای توعین عزته)
📝 #متن_نوحه 👇
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دارم میام به سمت کربلای تو
دارم میام بمیرم از غمای تو
درم میام شبیه بچه های تو
فصل پرکشیدنه
فصل کوچ عاشقا
از سراسر زمین
سمت شهر کربلا
پرستوی مهاجر حسینی ام
تو راه آسمونی سرخ کربلا
تنم فدای خستگی زینب
سرم فدای داغ شاه سرجدا
حرمت تو واجبه
مثل خونه خدا
با عنایت توئه
استجابت دعا
به جز مسیر روشن تو یا حسین
قدم تو راه دیگه ای نمیزارم
تو اینقدر برای من مقدسی
که هر کی عاشق توئه دوسش دارم
اشک و شور روضه ها اوج لذته برام
نوکری برای تو عین عزت برام
تا روزی که خدا خدایی میکنه
شکوه و سربلندی تو باقیه
زمین نمیخوره خدایی پرچمت
تا وقتی بیرق تو دست ساقی
دارم میام به اذن ساقی حرم
دارم میام بیفته زیر پات سرم
دارم میرم که از جوونی بگذرم
♻️ #پیشنهاد_دانلود 💯
#اربعین ۹۸🏴
#امام_حسین ع🏴
╭┅───────┅╮
http://eitaa.com/joinchat/4240572439Cf0699ea22b
#دفاع_مقدس
#کوچه_شهید
#شهید
#چهارپاره
ما که حالا چنين زمين گيريم
روزگاري در آسمان بوديم
پر پروازمان که وا مي شد
مي پريديم و بي نشان بوديم
خوب بوديم و خوب مي ديديم
پاک بوديم و پاک مي رفتيم
متديّن بدون بار گناه
زير خروار خاک مي رفتيم
همه در زير سايه ي قرآن
همه مشغول زندگي بوديم
لحظه هاي جواني خود را
در مناجات و بندگي بوديم
بر سر شانه هايمان هر شب
کيسه هاي کريم مي برديم
نان افطار سفره هامان را
از براي يتيم مي برديم
لقمه ناني که بود مي خورديم
کي به فکر غذاي فردا بود
اهل از خود گذشتگي بوديم
دلمان دل نبود دريا بود
هر شب جمعه کنج خانه مان
سر سجاده ي دعا بوديم
با همان ذکر السلام عليک
زائر صحن کربلا بوديم
هر کجا خيمه مي زديم با خود
کوله بار اميد مي برديم
شاد بوديم از اينکه هر لحظه
روي شانه شهيد مي برديم
ناگهان بين ناگهاني ها
پاي شيطان به خانه ها وا شد
عطر سجاده هايمان هم رفت
جبرئيل از کنارمان پا شد
ناگهان بين ناگهاني ها
باد آمد بهارمان را برد
بوي پرواز رفت و همراهش
بوي آغوش يارمان را برد
کم کم از ذکر حق که دور شديم
روزي آسمان مان کم شد
مي دويديم از پي دنيا
ولي از سفره نانمان کم شد
کاروان رفت و عده اي رفتند
عده اي بين چاه افتادند
عده اي در مسير خود ماندند
عده اي بين راه افتادند
عده اي رفته و شهيد شدند
عده اي بي بها عزيز شدند
عده اي تا خدا سفر کردند
عده اي هم اسير ميز شدند
از دل زندگي ما بوي
عمر بي استفاده مي آيد
از سر سفره هاي ما حالا
بوي خمس نداده مي آيد
اي شهيدان راه عشق و وفا
خوش به حال شما و بال شما
پيش ارباب ياد ما هستيد؟
منم و غبطه ي وصال شما
بايد اين روزهاي پاييزي
يک نفر با بهار برگردد
از براي نجات اين دنيا
وارث ذولفقار برگردد
با هزاران اميد مي گويم
آفتابا امام ما برگرد
يا ابالغوث يا اباصالح
جان زهرا تو را خدا برگرد
#علی_اکبر_لطیفیان
#صلوات
🔹http://eitaa.com/joinchat/4240572439Cf0699ea22b
سلام آقا سلام، تو راه کربلام
به امید خدا منم دارم میام.
با کوله بار اشکم
با کوله بار آهم.
یه اربعین دیگه
ایشالا توی راهم.
تو راه کربلا منو میبینی
انی احامی ابدا عن دینی.
تو موکبا کنار من میشینی
انی احامی ابدا عن دینی.
انی احامی ابدا عن دینی.
روی دوشم علم، قدم پشت قدم
ایشالا میرسم شب جمعه حرم.
قدم بذار رو چشمام
که موقع نزوله.
بذار منم بفهمم
زیارتم قبوله.
فدای اسم تو چقدر شیرینی
انی احامی ابدا عن دینی.
تو پادشاهی و منم مسکینی
انی احامی ابدا عن دینی.
انی احامی ابدا عن دینی.
قرار عاشقا نجف تا کربلا
نفس پشت نفس به امید خدا.
اگر که حسن مطلع
امیرالمومنینه.
حسن ختام تو صحن
یل ام البنینه.
از ابتدا تا انتهای این راه
روحی لک الفداء اباعبدالله.
با زائر تو میگه خورشید و ماه
روحی لک الفداء اباعبدالله.
روحی لک الفداء اباعبدالله
⚜🕊#قسمت_اول توسل و روضه جانسوز ویژه شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها به نفسِ 🎤سیدمجیدبنی فاطمه⚜
┄┅═══••↭••═══┅┄
【توجه】:
جهت استفاده ، متون حتماً به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد.
┄┅═══••↭••═══┅┄
السلامُ علَی الجوهرةِ القُدسیَّة فی تعیُّنِ الإنسیّة ، صورةِ النَّفسِ الکُلیّةِ ، جوادِ العالمِ العَقلیّةِ ، بِضعَةِ الحَقیقةِ النَّبویّةِ ، مطلع الأنوارِ العلویّةِ ، عینِ عیونِ الأسرارِ الفاطمیّة ، النّاجیةِ المُنجیّةِ لِمُحبّیها عن النّار ، ثمرة شَجَرة الیقین ، سیدة نساء العالمین ، المعروفة بالقَدْر ، المجهولةِ بِالْقَبرِ ، قُرّةِ عین الرَّسولِ ، الزَّهراءِ البتول ، علیها الصّلوة و السّلام.
مرا ببین و برای سفر شتاب مکن
بیا و بر سر من خانه را خراب مکن
تمام حرف دلت را غروب با من گفت
و شرح سرخی خود را چه خوب با من گفت
هنوز حضور سایه ی احساس عشق بودی تو
مدار گردش دستاس عشق بودی تو
پس از تو ثانیه هایم به چنگ دستاس است
و دانه های دلم زیر سنگ دستاس است
غمت چو دانه که فردا جوانه خواهد زد
هزار مرتبه ام تازیانه خواهد زد
هنوز هم به شفایت امید دارم من
میان شام عزا صبح عید دارم من
قبول کن که ز تنهایی ام خبرداری
دلم به همره تو رفت همسفر داری
مگر ز داغ پیمبر چقدر میگذرد
که باغ سبز تورا این شب خزان ببرد
مگر قرار نشد غمگسار من باشی
میان معرکه ها ذوالفقار من باشی
مگر نه قبل ورودم قیام میکردی
و گاه پیشتر از من سلام میکردی
ز جای خیز جواب سلام میخواهم
نگاه نیمه تمامت تمام میخواهم
*بعد کوچه دیگه یه چشمش باز نمیشه...الهی بشکنه دست مغیره...الهی بشکنه اون دستی که به صورتت زد...به جور سیلی زد گوشواره از گوشش افتاد... *
نگاهِ بی رمق و دست بی رمق آری
شباهتی چه صمیمانه با شفق داری
اگر چه قصه ی فتح علی شنیدنی است
شکست تازه ی امروز نیز دیدنی است
چه شد که زندگیت را ز سر نمیگیری
و مرغکان مرا زیر پر نمیگیری
اگر نه فکر دل یار خسته را بکنی
ز جا خیز که همسایه را دعا بکنی
مرو که چینی این دل، شکسته تر نشود
غریب خسته ی این شهر خسته تر نشود
هنوز ناله ی جانکاه تو به پشت در است
تنت از آتش آنروز خشم شعله ور است
سخن اگر چه نگفتم ولی دلم پر بود
تنت از آتش آن نگاه من که همیشه به خاک چادر بود
*مگه میشه یه مادر بچه های قد و نیم قد داشته باشه...از خدا بخواد از دنیا بره... همه ی مادرا آرزوشون اینه وقتی بچه دارن بچه هاشون بزرگ بشن...پسر دوماد کنن...دختر رو عروس کنن...اما این روزگار یه کاری با زهرا کرد...فرمود علی جان هر مادری نگران بچشه...علی جان بچه هامو به تو میسپُرم...خیلی حواست به بچه های من باشه......فرمود سلام منو تا قیامت به بچه هام برسون...هرکی برا فاطمه امشب اومده زار بزنه بچه ی فاطمه است...مادر جان و علیک السلام...مادر امشب میخوایم بگیم کاش ما تو کوچه بودیم...میگفتیم نامرد سیلی رو تو صورت من بزن...مادرجان ما با روضه ی حسینت بزرگ شدیم...مادرامون مارو با محبت حسین شیر دادن...فرمود: علی جان شبا بالا سر حسینم آب بذار...حسین تو رَحِم من بود هی میگفت یا "اُمٓاه اناالعطشان..."چه خبره...امشب امام زمان کجا گریه میکنه برا مادر...صورت رو قبر گمشده ی مادر...آقا به حق مادرت امشب یه نگاه به ما کن*
#سید_مجید_بنی_فاطمه
#روضه_حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#فاطمیه
╰━═━⊰✾••✾⊱━═━╯
☑️
@babolharam.ir- Banifateme Shab 5 Fatemie 96-01 (1)- 1.mp3
3.75M
⚜🕊#قسمت_اول توسل و روضه جانسوز ویژه شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها به نفسِ 🎤سیدمجیدبنی فاطمه⚜
┄┅═══••↭••═══┅┄
https://t.me/joinchat/FW-Dg1fje4PJoMXTJV93eg
⚫️هفت مصیبتِ شام از زبان امام سجاد علیه السلام...
🌺از امام سجاد علیه السلام پرسیدند:
سخت ترین مصائب شما در سفر کربلا کجا بود؟
▪️در پاسخ سه بار فرمودند: الشّام، الشّام، الشّام...
امان از شام !
🔴در شام هفت مصیبت بر ما وارد آوردند که از آغاز اسیری تا آخر ، چنین مصیبتی بر ما وارد نشده بود:
▪️1.ستمگران در شام اطراف ما را باشمشیرها احاطه کردند و بر ما حمله مینمودند و در میان جمعیت بسیار نگه داشتند و ساز و طبل میزدند.
▪️2.سرهای شهداء را در میان هودجهای زنهای ما قرار دادند. سر پدرم و سر عمویم عباس(علیه السلام) را در برابر چشم عمههایم زینب و ام کلثوم(علیها سلام) نگهداشتند و سر برادرم علی اکبر و پسر عمویم قاسم(علیه السلام) را در برابر چشمان خواهرانم سکینه و فاطمه میآوردند و با سرها بازی میکردند، و گاهی سرها به زمین میافتاد و زیر سم سُتوران قرار میگرفت.
▪️3.زنهای شامی از بالای بامها، آب و آتش بر سر ما می ریختند، آتش به عمامهام افتاد و چون دستهایم را به گردنم بسته بودند نتوانستم آن را خاموش کنم. عمامهام سوخت و آتش به سرم رسید و سرم را نیز سوزاند.
▪️4. از طلوع خورشید تا نزدیک غروب در کوچه و بازار با ساز و آواز ما را در برابر تماشای مردم در کوچه و بازار گردش دادند و میگفتند: «ای مردم! بکُشید اینها را که در اسلام هیچ گونه احترامی ندارند؟!»
▪️5.ما را به یک ریسمان بستند و با این حال ما را در خانه یهود و نصاری عبور دادند و به آن ها میگفتند: اینها همان افرادی هستند که پدرانشان، پدران شما را (در خیبر و خندق و ...) کشتند و خانههای آنها را ویران کردند . امروز شما انتقام آنها را از اینها بگیرید.
▪️6.ما را به بازار برده فروشان بردند و خواستند ما را به جای غلام و کنیز بفروشند ولی خداوند این موضوع را برای آن ها مقدور نساخت.
▪️7.ما را در مکانی جای دادند که سقف نداشت و روزها از گرما و شبها از سرما، آرامش نداشتیم و از تشنگی و گرسنگی و خوف کشته شدن، همواره در وحشت و اضطراب به سر میبردیم...
⚫️صلی الله علیک یا سیدالساجدین
📕برگرفته از: تذکرة الشهداء ملاحبیب کاشانی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــhttp://eitaa.com/joinchat/4240572439Cf0699ea22b
#ترحیم_خوانی #مادر
#اشعار_در_مقام_مادر
مادر -(دلم گرفته زخانه کجایی ای مادر )
دلم گرفته زخانه کجایی ای مادر
که خانه بی تو ندارد صفایی ای مادر
.
چنان به دیدن روی تو آرزو مندم
خدا کند که بخوابم بیایی ای مادر
.
هنوز چشم به راه توام که بازآیی
گره ز کار دل من گشایی ای مادر
.
مرا که طفل نحیف توام بیاد آور
که تو فرشته مهر و وفایی ای مادر
.
بیا بیا به تو گویم حدیث غم ها را
به قصه دل من آشنایی ای مادر
.
بخوابم آمده ای من ز شوق می خواهم
بپایت افتم و ترسم نپایی ای مادر
.
کنار پنجره هر روز چشم می دوزم
از آن رهی که برفتی بیایی ای مادر
.
به جای خالی تو خیره می شود هر روز
چه می کشد دل از این جابجایی ای مادر
.
تو زنده ای و نمیری که درسرای وجود
تو آن بنای بلند بقایی ای مادر
.
پس از خدا که جهانی رهین منت اوست
امید من تو به روز جزایی ای مادر
.
نیازمند دعای تو ام که بنمایی
برای این دل زارم دعایی ای مادر
.
بزرگی تو در این مختصر نمی گنجد
که جلوه ای زجلال خدایی ای مادر
.
به گریه بود دلم خوش که دیگر آنهم نیست
نمانده نای دلم را نوایی ای مادر
.
بهشت زیر قدمهای تست می بخشی
بدون آنکه ستانی بهایی ای مادر
.
خوشا که این قفس تنگ بشکندروزی
که سردهم چوتوشعر رهایی ای مادر
.
شاعر: #علی_شهودی
.
http://eitaa.com/joinchat/4240572439Cf0699ea22b
.
#ترحیم_خوانی
#دوبیتی_های_مجالس_ختم_وترحیم #مادر
مادر ای اسوۂ احسان و محبت مادر
مادر ای نور خدا معنی عزت مادر
رفتی و اشک بصر دیده گریان بر جاست
صبر و ایمان و رضا نزد خدایت مادر
......................................
دیدن روی جمالت به قیامت مادر
بوسه بر دیدۂ ماهت به قیامت مادر
کن دعا بهر من ای معنی ایثار خدا
دیدن مهر و وفایت به قیامت مادر
..............................................
روی قبرم بنویسید که مادر بودم
لطف حق بود اگر عاشق حیدر بودم
حب زهرا و علی در رگ و در ریشۂ من
سالها نوکر شاهنشه بی سر بودم
،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،
دیدن عکس تو در قاب برایم سخت است
جای خالی تو ای آ ب برایم سخت است
سایۂ روی سرم بودی و رفتی در خاک
بوسه بر جسم تو مهتاب برایم سخت است
؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛
بنویسید که چون شمع به پای من سوخت
همچو پروانه به قلبم دل خود را می دوخت
عمر خود کرد فدا تا که به عزت برسم
مادری کرد برایم گهی بود او چون اخت
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
دریغا رفتی و ماتم برایم ارمغان آ مد
غم و اندوه عظمایت نویدی بهر جان آ مد
دریغا دیدن رویت به روز حشر ممکن شد
دل پر خون ز داغ تو به اشک دیدگان آ مد
؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛
خاک مزارت طوطیای چشم مادر
هرگز ندیدم از تو هرگز خشم مادر
یار و انیس و مونس جانم تو بودی
بودی برای من مثال یشم مادر
،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،
شاعر و مداح اهل بیت (ع)
چهارمحالی(ساقی )
http://eitaa.com/joinchat/4240572439Cf0699ea22b
#ترحیم_خوانی #مادر
#مادر
ترحیم نامه |اشعار در مقام مادر | استاد سید رضا موید
آبروی اهل دل از خاک پای مادر است
هر چه دارند این جماعت از دعای مادر است
آن بهشتی را که قرآن می کند توصیف آن
صاحب قرآن بگفتا زیر پای مادر است
آسمان زندگی شد روشن از نور پدر
گلشن هستی مصفا از صفای مادر است
قوت شیر از شیره جان می خوراند طقل را
وین شگفت آید که خون دل غذای مادر است
گرمی آغوش مهرش را ندارد آفتاب
مهربان تر دیگر از مادر خدای مادر است
از دم روح القدس عیسی پدید آمد اگر
باز هم پرورده در ظلّ همای مادر است
اوج گیرد قدر فرزند از دعای خیر او
چون دم عیسی بن مریم در دعای مادر است
قدر و جاهی را که در اسلام دارا شد اُویس
از کمال طاعت و خدمت برای مادر است
امر او را داد رجحان بر ملاقات نبی
چون رضای مصطفی هم در رضای مادر است
بسکه محبوب است مادر داشتن بر هر کسی
مصطفی را دخترش زهرا، به جای مادر است
من که از مهر علی جان و دلم دارد صفا
این صفای باطن من از صفای مادر است
طبع والایم که منت بر نمی دارد ز کس
شرمگین از رحمت بی منتهای مادر است
بهترین منظر به چشم و دل مرا سیمای اوست
خوش ترین آواز در گوشم صدای مادر است
با تضرع چهره بر پایش (موید)سود گفت:
آبروی اهل دل از خاک پای مادر است
شاعر: استاد سید رضا موید
ترحیم نامه |اشعار در مقام مادر | رحیمی ماهدشتی
ای خوشا در زندگانی مهر داور داشتن
بعد مهر ذات یکتا مهر حیدر داشتن
نیست در این عالم هستی برابر نعمتی
هم تراز نعمت یک لحظه مادر داشتن
لذتی در زندگانی نیست بالاتر از این
سایه ی یک مادر محبوب بر سر داشتن
بهر فرزندان بسی مشکل بود در این جهان
داغ مرگ مادری دلسوز باور داشتن
مادری دلسوز تر آیا بود از فاطمه
کی سزد طفلانش از غم دل مکدّر داشتن
ای فلک از ماتم زهرا کجا شایسته بود
بحر چشمان علی را پر ز گوهر داشتن
در مدینه روز رفت از این جهان زهرا ولی
از چه رو باید تن او را به شب برداشتن
جای دارد روز و شب دل را در آذر داشتن
شاعر: رحیمی ماهدشت
.
http://eitaa.com/joinchat/4240572439Cf0699ea22b