تو رفتی،گله ای ندارم
خزونم،برا تو میبارم
برای سَرِ تو برادرم
یه دنیا دلشوره دارم
شده آرزوی خواهرت
تنها با قلب بی قرار
کاشکی سر تو رو زمین
آروم بذاره نیزه دار
تو بازار، خجالت از سرت کشیدم
تو بازار، به آخرین نفس رسیدم
تو بازار، به جون مادرم بریدم
حسین،حسین..
میبینی نمی بینه چشمام
نمونده رمقی به پاهام
خدایا چه سر و صداییِ
دَمِ این دروازه ی شام
میخنده حرمله حسین
چشماتو وا کن و ببین
اطراف نیزه ی علی
پا میکوبه رو زمین
تو بازار، حراجِ روسری و معجر
تو بازار، رو نیزه ها علی اصغر
تو بازار، رسیده کار ما به آخر
تو بازار، خجالت از سرت کشیدم
تو بازار، به آخرین نفس رسیدم
تو بازار، به جون مادرم بریدم
حسین،حسین..
رسیده نفس های آخر
میوفتم یاد تو برادر
تو گودال، سر تو رو می بُرند
بمیرم برای مادر
میزد صدا تو رو حسین
وای از کبودی تنت
دریای خون شدی چرا
حتی نمونده پیکرت
بُنَیَّ،تو رو به خاک و خون کشیدند
بُنَیَّ، سر از تنت چرا بریدند
بُنَیَّ، پاشو که تا حرم رسیدند
تو بازار، خجالت از سرت کشیدم
تو بازار، به آخرین نفس رسیدم
تو بازار، به جون مادرم بریدم
حسین،حسین
@wwwmajmazakrin
#نکنهروبرومیخودتییاعمومی
#سبک_واحد
با نوای کربلایی سیدرضا نریمانی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نکنه روبرومی/ خودتی یا عَمومی
نشناختمت هنوزم/ خودت بگو کدومی
صورتِ نصفه نیمه/ حال سرت وخیمه
به همه گفتم این سر/ تموم زندگیمه
خوش اومدی بابا
خونهی دخترت امشب
مهمونم شد سرت امشب
کنج خرابه
منو ببخش حالا
دخترت دیگه زیبا نیست
وقتی که دیگه بابا نیست
چطور بخوابه
منو زدن، منو زدن دشمنت سرم ریخت
منو زدن، منو زدن صورتم بهم ریخت
" باباحسین، باباحسین ای آروم جونم "
سلام ای قرص ماهم/ روشنی نگاهم
دم غروب همیشه/ تو فکر قتلگاهم
نمیشنوم صداتو/ هیچکی نداشت هواتو
پیراهنت رو بردن/ عمامه و عباتو
اون لحظه فهمیدم
داره کارت تموم میشه
دست و پا میزدی پیشِ
چشای عمه
من خیلی ترسیدم
کاش میشد کاری میکردم
هم برای تو بابا هم ...
برای عمه
تو رو زدن، تورو زدن نیزهها و خنجر
تو رو زدن، تورو زدن پیش چشم مادر
" باباحسین، باباحسین ای آروم جونم "
خونِ گلوتو دیدم/ به صورتم کشیدم
رگاتو کی بریده/ ای بابای شهیدم
رفتی و ازدحام شد/ کار حرم تمام شد
قافلهی اسیری/ راهی شهر شام شد
دروازه که وا شد
اومدن مردم شام و
پاره کردن لباسام و
قلبم ترک خورد
دروازه که و اشد
پر شدم از کبودی ها
پشتِ هم از یهودی ها
عمهم کتک خورد
با سنگ و چوب، صبح تا غروب، افتادن به جونش
مردا زدن، زنها زدن، بریده امونش
" باباحسین، باباحسین ای آروم جونم "
1_101587379.mp3
23.09M
تو رو به مشک پاره ی علمدار
بیا آقا...بیا آقا...
بسیار سوزناک
دلتون شکست برای فرج مولای عزیزمان دعا کنیم...
دلدار حسین ، دریای کرم
سردار حسین ، سقای حرم
ای شاه وفا ، ای نور دلم
ای ساقی عشق ، ای صاحب علم
سایه سار خورشیدی ، قبله گاه مهتابی
تو پناه طفلان و تو امید اربابی
... سیدی ابوفاضل ، سیدی ابوفاضل ...
دلها شده به داغ تو اسیر
چشمت پر خون ، مشکت پر تیر
قربون وفات ، خشکی لبات
داغ لب تو بر قلب فرات
تیر و نیزه از هر سو سمت پیکرت اومد
بی حیایی به فرقت با عمود آهن زد
... سیدی ابوفاضل ، سیدی ابوفاضل ...
زهرا اومده پیش قمرش
مادر اومده پیش پسرش
با ناله و آه ، با غصه و غم
اربابم اومد اما با قامت خم
بین این همه صیاد پیکر تو غارت شد
تا علم رو خاک افتاد صحبت اسارت شد
... سیدی ابوفاضل ، سیدی ابوفاضل ...
#حضرت_اباالفضل
#شب_تاسوعا_محرم_1398
#زمینه
@wwwmajmazakrin
#صلی_الله_علیک_یا_اباعبدلله
هر کس که روی عشق تو محکم حساب کرد
درد جهان غم زده را کم حساب کرد
خوشبخت آنکه خرج عزاخانه ی تو را
بر خرج زندگیش مقدم حساب کرد
سعی و طواف دور ضریح تو را خدا
بالاترین عبادت عالم حساب کرد
اشکی که با شنیدن نامت چکیده شد
آنرا قبول توبه ی آدم حساب کرد
اندازه ی پر مگسی اشک روضه را
در پای بنده قدر مسلم حساب کرد
رد کرد اجر نافله های مرا ولی
آهی که پای روضه کشیدم حساب کرد
از من گذشت فرصت یک شب هزار ماه
قدر مرا به ماه محرم حساب کرد
موی سفید و دیده ی بارانی مرا
هر کس که دید قوت مرا غم حساب کرد
#امام_حسین_علیه_السلام
#محرم
@wwwmajmazakrin
کوفه تا شام
هی از این نیزه به آن نیزه مکانت دادند
کوچه کوچه به همه شهر نشانت دادند
پیش چشمان من از نی که زمین افتادی
از روی خاک به سر نیزه تکانت دادند
هدف سنگ پرانی کنیزان شده ای
خوب ای قاری من مزد بیانت دادند
نیزه ی داغ اگر جان تو را سوزانده
داغ مسمار درِ خانه نشانت دادند
حرمله بیشتر از هر کس دیگر شاد است
با نشان دادن او زخم زبانت دادند
با دف و هلهله تا قافله بازاری شد
چه عذابی به علمدار جوانت دادند
#محرم
#امام_حسین_علیه_السلام
#حضرت_زینب_سلام_الله_علیها
@wwwmajmazakrin
بسم الله الرحمن الرحیم
سبک زمینه حضرت زینب سلام الله علیها :
بند اول
منزل به منزل آه و حسرت ، خونه دلا از این مصیبت
از کربلا تا کوفه و شام ، زینب نکرده استراحت
نافله ، می خونه با گریه
تو قنوت، جای دعا گریه
تا رباب ، میگه علی اصغر
می خونه ، لالایی با گریه
می سوزه پای دخترا ، رمق نمونده تو تنا
آتیش به جونمون زده ، صدای زجر بی حیا
(( وای امان ، امان امان از شام )) (3)
بند دوم
تازه شروع ماجرا بود ، دروازه ی کوفه که وا شد
آتیش کینه بود و سهم ، اولاد حیدر ناسزا شد
تو مسیر ، به ما زدن سیلی
می زدن ، جلوی من سیلی
رسمشون اینه نامردا که
می زنن ، به روی زن سیلی
دوباره قصه ی فدک ، دوباره سیلی و کتک
یه بچه ای تو کوچه ها ، می گفت کمک کمک کمک
(( وای امان ، امان امان از شام )) ۳
بند سوم
بی حرمتی تو ذات شامه ، زخم زبون سوغات شامه
اوج مصیبت های زینب ، دروازه ی ساعات شامه
بدجوری ، مارو عذاب کردن
خارجی ، مارو خطاب کردن
ما رو که آیه ی تطهیریم
وارد ، بزم شراب کردن
سر امام و نیزه ها ، لب امام و خیزران
یه عمره که فقط میگیم ، امان ز شام و خیزران
(( وای امان ، امان امان از شام )) ۳
#مجتبی_خرسندی
@wwwmajmazakrin