دلدار حسین ، دریای کرم
سردار حسین ، سقای حرم
ای شاه وفا ، ای نور دلم
ای ساقی عشق ، ای صاحب علم
سایه سار خورشیدی ، قبله گاه مهتابی
تو پناه طفلان و تو امید اربابی
... سیدی ابوفاضل ، سیدی ابوفاضل ...
دلها شده به داغ تو اسیر
چشمت پر خون ، مشکت پر تیر
قربون وفات ، خشکی لبات
داغ لب تو بر قلب فرات
تیر و نیزه از هر سو سمت پیکرت اومد
بی حیایی به فرقت با عمود آهن زد
... سیدی ابوفاضل ، سیدی ابوفاضل ...
زهرا اومده پیش قمرش
مادر اومده پیش پسرش
با ناله و آه ، با غصه و غم
اربابم اومد اما با قامت خم
بین این همه صیاد پیکر تو غارت شد
تا علم رو خاک افتاد صحبت اسارت شد
... سیدی ابوفاضل ، سیدی ابوفاضل ...
#حضرت_اباالفضل
#شب_تاسوعا_محرم_1398
#زمینه
@wwwmajmazakrin
#صلی_الله_علیک_یا_اباعبدلله
هر کس که روی عشق تو محکم حساب کرد
درد جهان غم زده را کم حساب کرد
خوشبخت آنکه خرج عزاخانه ی تو را
بر خرج زندگیش مقدم حساب کرد
سعی و طواف دور ضریح تو را خدا
بالاترین عبادت عالم حساب کرد
اشکی که با شنیدن نامت چکیده شد
آنرا قبول توبه ی آدم حساب کرد
اندازه ی پر مگسی اشک روضه را
در پای بنده قدر مسلم حساب کرد
رد کرد اجر نافله های مرا ولی
آهی که پای روضه کشیدم حساب کرد
از من گذشت فرصت یک شب هزار ماه
قدر مرا به ماه محرم حساب کرد
موی سفید و دیده ی بارانی مرا
هر کس که دید قوت مرا غم حساب کرد
#امام_حسین_علیه_السلام
#محرم
@wwwmajmazakrin
کوفه تا شام
هی از این نیزه به آن نیزه مکانت دادند
کوچه کوچه به همه شهر نشانت دادند
پیش چشمان من از نی که زمین افتادی
از روی خاک به سر نیزه تکانت دادند
هدف سنگ پرانی کنیزان شده ای
خوب ای قاری من مزد بیانت دادند
نیزه ی داغ اگر جان تو را سوزانده
داغ مسمار درِ خانه نشانت دادند
حرمله بیشتر از هر کس دیگر شاد است
با نشان دادن او زخم زبانت دادند
با دف و هلهله تا قافله بازاری شد
چه عذابی به علمدار جوانت دادند
#محرم
#امام_حسین_علیه_السلام
#حضرت_زینب_سلام_الله_علیها
@wwwmajmazakrin
بسم الله الرحمن الرحیم
سبک زمینه حضرت زینب سلام الله علیها :
بند اول
منزل به منزل آه و حسرت ، خونه دلا از این مصیبت
از کربلا تا کوفه و شام ، زینب نکرده استراحت
نافله ، می خونه با گریه
تو قنوت، جای دعا گریه
تا رباب ، میگه علی اصغر
می خونه ، لالایی با گریه
می سوزه پای دخترا ، رمق نمونده تو تنا
آتیش به جونمون زده ، صدای زجر بی حیا
(( وای امان ، امان امان از شام )) (3)
بند دوم
تازه شروع ماجرا بود ، دروازه ی کوفه که وا شد
آتیش کینه بود و سهم ، اولاد حیدر ناسزا شد
تو مسیر ، به ما زدن سیلی
می زدن ، جلوی من سیلی
رسمشون اینه نامردا که
می زنن ، به روی زن سیلی
دوباره قصه ی فدک ، دوباره سیلی و کتک
یه بچه ای تو کوچه ها ، می گفت کمک کمک کمک
(( وای امان ، امان امان از شام )) ۳
بند سوم
بی حرمتی تو ذات شامه ، زخم زبون سوغات شامه
اوج مصیبت های زینب ، دروازه ی ساعات شامه
بدجوری ، مارو عذاب کردن
خارجی ، مارو خطاب کردن
ما رو که آیه ی تطهیریم
وارد ، بزم شراب کردن
سر امام و نیزه ها ، لب امام و خیزران
یه عمره که فقط میگیم ، امان ز شام و خیزران
(( وای امان ، امان امان از شام )) ۳
#مجتبی_خرسندی
@wwwmajmazakrin
✨✨✨✨
✨⭐️🍃
✨🍃🌺
✨
مدح و مناجات امام زمان (عج)
آن درد می اَرزد که درمانش تو باشی
آن هجر می چَسبد که پایانش تو باشی
دل آرزو دارد در این تاریکیِ محض
یک شب بیایی ماهِ تابانش تو باشی
روحی که در سردرگُمی ها در عذاب است
آرامش حالِ پریشانش تو باشی
یک عُمر مانده مُنتظر، پیرِ محلّه
یک دَم ببیند پیشِ چشمانش تو باشی
دل می خورَد حسرت به حالِ آن جُذامی
وقتی فقط هم لُقمه ی نانش تو باشی
حالا برایت روضه ای می خوانم آقا
آن روضه که عُمریست گریانش تو باشی
دختر به بابا گفت؛ “بابای عزیزم
بد نیست ویرانه، چو مهمانش تو باشی
بد نیست، حتّی شام هم خوب است بی شام!
اما به شرطی که پدرجانش تو باشی
تو چوب خوردی، دخترت زخم زبان خورد
من غصّه خوردم، عمّه هم سنگ از سنان خورد
#مناجات_با_ #امام_زمان_عج
#رضا_رسول_زاده
خواهرم ای دختر ایران زمین
یک نظر عکس شهیدان را ببین
در خیابان چهره آرایش مکن
از جوانان سلب آسایش مکن
خواهر من این لباس تنگ چیست
پوشش چسبان رنگارنگ چیست
پوشش زهرا و زینب بهترین
بر تو ای محبوبه خواهر آفرین
پیش نامحرم تو طنازی مکن
با اصول شرع لجبازی مکن
یادت آید از پیام کربلا
گاه گاهی شرمت آید از خدا
در جوارش خویش را مهمان نما
با خدا باش و بده دل را صفا
یاد کن از آتش روز معاد
طره گیسو را مده بر دست باد
زلف را از روسری بیرون مریز
با حجاب خویش از پستی گریز
در امور خویش سرگردان مشو
نو عروس چشم نا محرم مشو
❗️خواهر من قلب مهدی خسته است
❗️ از گناه ماست کو رو بسته است
شاعر:مرحوم آقاسی
@wwwmajmazakrin
خواهم چو اکبر روم به میدان
ای شاه خوبان کرم نما
مرا چو یاران ای ماه تابان
فدایی این حرم نما
جان رقیه برم نگردان
از راه احسان عموی من
بنگر به اشکم که چون فتاده
در دیده غلطان به روی من
افتادم از پشت فرس
عمو به فریادم برس
جانم فدایت عموی تنها
عزیز زهرا ای دلبرم
غمی ندارم من از یتیمی
تا که تو هستی تاج سرم
از سوی بابا آورده ام من
اجازه نامه برای تو
کرده وصیت بابای خوبم
خونم بریزم به پای تو
افتادم از پشت فرس
عمو به فریادم برس
به دل هراسی ندارم از مرگ
سر مست عشقم چو اکبرم
خوش ام اگر که افتد سر من
این پیکر من برابرم
افتادم از پشت فرس
عمو به فریادم برس
جانم فدایت عموی تنها
عزیز زهرا ای دلبرم
غمی ندارم من از یتیمی
تا که تو هستی تاج سرم
شکست عموجان هر استخوانم
رسیده تا عرش فغان من
بیا و بنگر که لشگر دون
فتاده اینک به جان من
افتادم از پشت فرس
عمو به فریادم برس
مردم عمو جان بس که ز هر سو
من نیزه خوردم بیا بیا
به ضرب سنگ و شمشیر دشمن
من جان سپردم بیا بیا
جانم فدایت عموی تنها
عزیز زهرا ای دلبرم
غمی ندارم من از یتیمی
تا که تو هستی تاج سرم
افتادم از پشت فرس
عمو به فریادم برس
@wwwmajmazakrin