eitaa logo
کانال متن روضه مجمع الذاکرین اهل بیت علیه السلام🎤
40.9هزار دنبال‌کننده
8.5هزار عکس
3.4هزار ویدیو
379 فایل
﷽ 💚مقدمتان را به کانال ✅ خوب ✅ پرمحتوا ✅ و ارزشمند مجمع الذاکرین گرامی میداریم💚 مدیریت 👇 @khadeem110 @majmazakerinee لینک کانال👆 https://eitaa.com/joinchat/272171029Cdda5575628 لینک گروه 👆 https://rubika.ir/maajmaozakerine کانال ما درروبیکا👆
مشاهده در ایتا
دانلود
ف ابراهیم زاده: گریه بر سیدالشهدا (ع) افضل مستحبات و از نماز شب بالاتر است پدرم گریه بر سیدالشهدا علیه‌السلام را افضل مستحبات و حتی از نماز شب بالاتر می‌دانست. ایشان می‌گفت این حرف چیست که می‌گویند گریه یعنی چه؟ خیلی از انبیاء از خوف خدا بکاء داشته‌اند. آیا از شوق لقاء خدا بکاء نداشتند؟ گریه از شوق رسیدن به معشوق حقیقی عالم داشته‌اند. خود انبیاء برای امام حسین (ع) گریه می‌کردند. آنها وقتی عظمت کار امام حسین (ع) را درک کردند، اشکشان جاری شد و توسل پیدا کردند. این مسئله، تک بودن و عظمت کار امام حسین (ع) را نشان می‌دهد. پدرم می‌گفت: خیال می‌کنم گریه بر سیدالشهدا (ع) از افضل مستحبات باشد. گریه بر سیدالشهدا (ع) از همه مستحبات بالاتر است حتی از نماز شب! گریه، اذن دخول و محرم شدن انسان است پدرم می‌گفت: گریه، رابطه انسان با آن طرف عالم است. گریه، واسطه و رابطه است. وقتی که می‌خواهید وارد حرمی شوید و پا به حریمی بگذارید، طلب اجازه می‌کنید و اذن دخول می‌گیرید. می‌گویید یا خداوند وارد شوم؟ یا پیامبر وارد شوم؟ یا امام وارد شوم؟ در روایت است که اگر برای اذن دخول زیارت امام حسین (ع) اشک از چشمت جاری شد، بدان اجازه داده شده است. پس این اشک رابطه انسان با ماوراء است. این اشک یک نشانه است. یک رمز است. فقط یک اتفاق فیزیکی نیست. پدرم تأکید داشت خود گریه یک اذن و اجازه است. مثل چراغی است که روشن می‌شود و برای تو نشانه است. اگر اشکی آمد، علامت این است که به تو اذن داده‌اند. این عین عبارت آقاست. آیت‌الله بهجت، 50 سال هر هفته مراسم داشتند و خودشان جلوی در می‌نشستند مسئله روضه اباعبدلله (ع) اینقدر برای آیت‌الله بهجت مهم بود که حدود 40، 50 سال هرهفته مجلس داشتند و ایشان حاضر نبود به این سادگی این کار را ترک کند. حتی در حال مریضی اصرار داشت که این مجلس باید برقرار شود و اصرار داشت که خودش باید حضور داشته باشد. خیلی برایش مهم بود که از اول مجلس حضور داشته باشد. سالها این مجلس روضه در منزل ایشان بود و پدرم درها را باز می‌کرد و خودش دم در می‌نشست و برای هرکسی که وارد می‌شد، احترام می‌کرد. هیچ وقت اینگونه نبود که برای شخصیت خاصی بلند شود و برای همه این احترام را قائل می‌شد. استاد آیت‌الله بهجت پای سماور می‌نشست و در روضه سیدالشهدا علیه‌السلام چای می‌داد ایشان می‌گفت: استاد بزرگ ما، مرحوم غروی کمپانی (آیت الله کمپانی اصفهانی) که از لحاظ علمی در سطح بالایی بود، در مجالس روضه ابا عبدالله (ع) پای سماور می‌نشست و چای می‌داد. هر مجلسی برای هر امامی برگزار می‌کنید آخرش با امام حسین (ع) تمام کنید مطلب دیگری که پدرم در این روضه‌ها بر آن اصرار داشت این بود که مجلس به مناسبت هر امامی که برگزار شده بود، باید آخرش به امام حسین (ع) ختم می‌شد. ایشان تأکید می‌کرد امام حسین (ع) منشأ همه اینهاست و اینقدر بزرگ است که همه اینها به او متوسل می‌شدند. نه تنها امامان، بلکه قبل‌تر از آن پیامبران نیز به ایشان متوسل می‌شدند. این توسلات انسان را خدایی می‌کند سفارش پدرم همیشه این بود که خدا می‌داند این توسلات برای انسان چه می‌کند. این توسل برای انسان یک ارتباط است. چطور وقتی یک لامپ را به برق وصل می‌کنیم، نور می‌دهد. انسان اگر به اینها متوسل شود، اسباب وصل می‌شود. انسان وقتی به آنها متصل شود، انگار به خدا متصل شده است. این توسلات انسان را خدایی می‌کند. نظر ایشان این بود که انسان هرچه می‌تواند در این زمینه کم نگذارد. لذا خود ایشان با آخرین توانش می‌آمد. وصیت‌نامه آیت الله بهجت درباره عزاداری برای امام حسین (ع) ایشان در وصیت‌نامه خود ذکر کردند که بعد از من از ثلث مانده‌هایم، مجلس عزا و روضه سید‌الشهدا (ع) را اقامه کنید. ایشان می‌گفت اگر من در عمرم 50 سال مراسم گرفتم، کم است و بعد از من شما باز هم برایم مراسم روضه اباعبدلله (ع) را بگیرید. زیارت عاشورا را هر روز با صد لعن و صد سلام می‌خواند آیت‌الله بهجت هر روز زیارت عاشورا را با صد لعن و صد سلام می‌خواند و بارها می‌گفت: آقایی از خدا خواسته بود تا زیارت عاشورایش هیچ روزی ترک نشود حتی در روز مرگش. ایشان نمی‌گفت که این درخواست خود من است. در حالیکه ما می‌دیدم خودش هر روز این کار را می‌کرد. ایشان روز یکشنبه رحلت کرد. یک روز قبلش که شنبه بود، دیدم ایشان مشغول خواندن زیارت عاشورا شده بود و هنگامی که برای رفتن به درس جلوی در ایستاده بود، صد لعن و صد سلام را با تسبیح می‌شمرد. آن روز از همه روزها سرحال‌‌تر بود. شرکت در مجالس روضه سیدالشهدا (ع) تعظیم شعائر است یکی از کارهای ایشان این بود که در مراسم مختلفی که برای اباعبدلله (ع) گرفته می‌شد، به اندازه توانشان شرکت می‌کردند. از زمان قدیم که من بچه بودم، ایشان به شرکت در این مجالس التزام داشت. شرکت در مجالس این بزرگواران را عظمت بخشیدن به یاد و نام آنها می‌دانست. لذا
متن زیارتنامه حضرت رقیه سلام الله علیها ⬇️⬇️⬇️⬇️ 🌟بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرّحیم🌟 ِ اَلسَّلامُ عَلَیْكِ یا سَیِّدَتَنـا رُقَیَّةَ، عَلَیْكِ التَّحِیَّةُ وَاَلسَّلامُ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَكاتُهُ، [اَلسَّلامُ عَلَیْكِ یـا بِنْتَ رَسُولِ اللهِ]، اَلسَّلامُ عَلَیْكِ یـا بِنْتَ اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ عَلِیِّ بْنِ اَبی طالِبِ، اَلسَّلامُ عَلَیْكِ یا بِنْتَ فاطِمَةَ الزَّهْراءِ سَیِّدَةِ نِسـاءِ الْعالَمینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْكِ یا بِنْتَ خَدیجَةَ الْكُبْرى اُمِّ الْمُؤْمِنینَ وَالْمُؤْمِناتِ، اَلسَّلامُ عَلَیْكِ یا بِنْتَ وَلِىِّ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْكِ یا اُخْتَ وَلِىِّ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْكِ یا بِنْتَ الْحُسَیْنِ الشَّهیدِ، اَلسَّلامُ عَلَیْكِ اَیَّتُهَا الصِّدّیقَةُ الشَّهیدَةِ، اَلسَّلامُ عَلَیْكِ اَیَّتُهَا الرَّضِیَّةُ الْمَرْضِیَّةُ، اَلسَّلامُ عَلَیْكِ اَیَّتُهَا التَّقیّةُ النَّقیَّةُ، اَلسَّلامُ عَلَیْكِ اَیَّتُهَا الزَّكِیَّةُ الْفاضِلَةُ، اَلسَّلامُ عَلَیْكِ اَیَّتُهَا الْمَظْلُومَةُ الْبَهِیَّةُ، صَلَّى اللهُ عَلَیْكِ وَعَلى رُوحِكِ وَبَدَنِكِ، فَجَعَلَ اللهُ مَنْزِلَكِ وَمَاْواكِ فِى الْجَنَّةِ مَعَ آبائِكِ وَاَجْدادِكِ، الطَّیِّبینَ الطّاهِرینَ الْمَعْصُومینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْكُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدّارِ، وَعَلَى الْمَلائِكَةِ الْحـافّینَ حَوْلَ حَرَمِكِ الشَّریفِ، وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَكاتُهُ، وَصَلَّى اللهُ عَلى سَیِّدِنا مُحَمَّد وَآلِهِ الطَّیِّبینَ الطّاهِرینَ وَسَلَّمَ تَسْلیماً بِرَحْمَتِكَ یا اَرْحَمَ راحمین @majmaozakerine
تو این هوای شرجی از آب تو این هوای ابری از غم دوای دردم اشکه انگار 🎺🎷 دارم دوباره زنده میشم عشق حسینی شدنه گریه مناجات منه 🎺🎷 سینه زنی پر زدنه 🥁 کربلا کربلا کربلا کربلا 🥁 برای درد اگه دوا نیست دردا اگه یکی دو تا نیست 🎺🎷 دلم خوشه به خونه ی تو هیچ جا شبیه کربلا نیس 🎺🎷 من هوا خواه تو ام مبهوت درگاه تو ام مسافر راه تو ام 🥁 کربلا کربلا کربلا کربلا 🥁  با روسیاهیمان خریدی دلمو بس که مهربونی تا حالاشو خودت آوردی بقیشم خودت میدونی من طرفدار تو ام 🎺🎷 غلام دربار تو ام مال علمدار تو ام 🥁 یا حسین یا حسین 🥁 هرجا به هر هدف برم من تو دنیا هر طرف برم من آروم نمیگیرم تا اینکه 🎺🎷 یک کربلا نجف برم من شیعه ی حیدری ام 🎺🎷 عاشق این بر تری ام هلاک این نوکری ام 🥁 یا علی یا علی 🥁 @majmaozakerine
زشتیم و روسیاه، تو زیبا حساب کن اندک بضاعتیم، تو دارا حساب کن تلخیم و ناگوار، تو امّا ز روی مهر ما را به سان شهد گوارا حساب کن عمریست رنگ و بوی بیابان گرفته ایم ما را بیا و آبی دریا حساب کن مُشتی خراب بی سرو پا را به یک نظر در راه خویش بی سر و بی پا حساب کن این اشک های روضه ی جدت حسین را باران محو آتش فردا حساب کن یک عمر پای دست عمویت گریستیم ما را گدای حضرت سقا حساب کن در انتقام صورت نیلی فاطمه روی وفای ما گل زهرا حساب کن ما را برای مرقد زیبای مادرت آیینه کار و زرگر و بنّاحساب کن #محمد_حسین_رشیدی http://eitaa.com/joinchat/1537867798Cb4afe113b7
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
نگاهِ گریه داری داشت زینب چه گامِ استواری داشت زینب دلِ با اقتداری داشت زینب ببین چه اعتباری داشت زینب چهل منزل حسینِ مُنجلی شد گهی زهرا شد و گاهی علی شد ندیدم زینب کبری تر از این ندیدم زینت باباتر از این ندیدم دختر زهرا تر از این حسینی مذهبیُ غوغاتر از این اگر چه غصه دارد آه دارد به پایش خستگیِ راه دارد به گِردش آفتاب و ماه دارد به والله که ای والله دارد همین که با جلالت سر نداده به دستِ هیچ کس معجر نداده پس از آن که زمین را زیر و رو کرد سپاه کوفه را بی آبرو کرد به سمت کربلا خوشحال رو کرد کمی از خاک را برداشت بو کرد رسیدم کربلا ای داد ای داد حسین سر جدا ، ای داد ای داد چهل روز است گریانم حسین جان چو مویِ تو پریشانم حسین جان چهل روز است می خوانم حسین جان حسین جانم حسین جانم حسین جان تویی ذکر لبم الحمدلله حسینی مذهبم الحمدلله همین جا شیرخواره گریه می کرد ربابِ بی ستاره گریه می کرد گهی بر گاهواره گریه می کرد گهی بر مشکِ پاره گریه می کرد خدایا از چه طفلم دیر کرده؟ مرا بیچاره کرده ، پیر کرده ... همین جا دورِ اکبر را گرفتند زِ ما شبه پیمبر را گرفتند ولی از من دو دلبر را گرفتند هم اکبر هم برادر را گرفتند به تو گفتم که ای افتاده از پا ز جا بر خیز ور نه معجرم را ... همین جا بود که سقایِ ما رفت به سمتِ علقمه دریای ما رفت پناهِ عصمتِ کبرای ما رفت پی او گوشواره هایِ ما رفت ... فقط از علقمه یک مشک برگشت حسین بن علی با اشک برگشت همین جا بود که دل ها گرفتُ ... کسی رویِ تن تو جا گرفتُ ... سرت را یک کمی بالا گرفتُ ... و از پشتِ سرت سر را گرفتُ ... همین که بر گلویت خنجر آمد صدایِ نالۀ زهرا در آمد .... همین جا بود الف را دال کردند تنت را بارها پامال کردند ته گودال را گودال کردند تو را با سّم مرکب چال کردند اگر خواندم قلیلت علت این بود که یک تصویری از تو بر زمین بود تو ماندی و کبوتر رفت کوفه تو را کشتند و خواهر رفت کوفه خودم در راه و معجر رفت کوفه چه بهتر زودتر سر رفت کوفه و گر نه دردها می کشت ما را نگاه مردها می کشت ما را بهاری داشتم اما خزان شد قدی که داشتم بی تو کمان شد عقیق تو به دستِ ساربان شد طلایِ من نصیب کوفیان شد خبر داری مرا بازار بردند میان مجلس اغیار بردند همین جا بود افتادند تن ها همین جا بود غارت شد بدن ها تمامی کفن ها، پیرهن ها بدون تو کتک خوردند زن ها همین جا بود گیسو می کشیدند به هر سو دخترانت می دویدند همین جا بود تازیانه باب گردید رخ ما در کبودی قاب گردید ز خجلت خواهر تو آب گردید که معجر بعد تو نایاب گردید سکینه معجر از من خواست اما خودم هم بودم آن جا مثل آن ها ... ز جا برخیز غم خواری کن عباس دوباره خیمه را یاری کن عباس برای عزتم کاری کن عباس علم بردار علم داری کن عباس سکینه می کند زاری ابالفضل چه قبر کوچکی داری ابالفضل
یازهرا⚘: http://eitaa.com/joinchat/272171029C7c2be56d94. لینک گروه مجمع الذاکرین👆👆
به سبک: نسیمی جانفزا می آید نسیمی جانفزا می آید بوی کرببلا می آید واویلا واویلا واویلا دوباره کربلا غوغا شد ماتم زینب کبری شد واویلا واویلا واویلا من پی ات کوچه گردی کردم خسته از دشمن نامردم یک جهان درد دل اوردم واویلا واویلا واویلا سر به خاک بلا بگذارم خیزو کن چاره ای دلدارم مادرم امده دیدارم واویلا واویلا واویلا زنده شد خاطراتم اینجا چیده شد روی نیزه سرها وای از ان غروب عاشورا واویلا واویلا واویلا بوسه از حنجرت یادم هست نگاه مادرت یادم هست غارت پیگرت یادم هست واویلا واویلا واویلا شام پر ماجرا را دیدم وادی بی حیا را دیدم سرو تشت طلا را دیدم واویلا واویلا واویلا خواهرت ببین تنها مانده اسیر موج غمها مانده رقیه خرابه جا مانده واویلا واویلا واویلا روضه خوانت خرابه جان داد پای راس تو از پا افتاد عاقبت شد زهجران آزاد واویلا واویلا واویلا خبر داری که دیدم آزار شد چهل منزل این غم‌تکرار راهم افتاده بین بازار واویلا واویلا واویلا هرچه آمد سرم را دیدی چون هلالی ز نی تابیدی دور من هرطرف چرخیدی واویلا واویلا واویلا
🔘🔘9⃣2⃣5⃣🔘🔘 ☑️بنداول دلم شکسته ای خدا غمی نشسته تو سینه دستم به روی گونه هام سرم همیشه پایینه نکنه بچه ای بیاد کبودی هامو ببینه خدا کنه که باز نیان حرومیای بد دهن اونا که با حرفای بد شرز زدن به قلب من اونا که عمه ی منو همه ش کنیز صدا زدن کل تن ماها داره بابا نشونه ازونا که مارو زدن هی وحشیونه ازقاتلات خیلی کتک خوردیم بابایی یاسیلی ویا لگد و یا تازیونه خسته شدم جان پدر بابا من و باخودببر •┈┈••✾❀🕊💓🕊❀✾••┈┈• ☑️بند دوم منم همون رقیه ی عزیز ودردونه ی تو آرزومه یک بار دیگه بیام روی شونه ی تو اما حالا دستای من باید بشه خونه ی تو ..... از ضربه ضجر لعین کنده شده گوشواره ها کل تنم کبوده از جفای قوم بی حیا این پیرزن سه ساله ی چند روزِ پیشته بابا سر پر ازخون تو رو بغل میگیرم ازین زمونه بخدا بابایی سیرم حاجت مو اگه میشه امشب رواکن آرزومه روی سرت امشب. بمیرم خسته شدم جان پدر بابا من و باخودببر •┈┈••✾❀🕊💓🕊❀✾••┈┈• سادات ببخشن ☑️بندسوم بهار قلب دخترت شبیه فصل خزونه خیلی از دلم گرفته از نامری این زمونه بابا بیا مثل قدیم اگه میشه بریم خونه .... تنها نذار ازین ببعد هرجا میری منم ببر چیزی نمونده بابا از قناری شکسته پر بابا ببین که دختره سه ساله تو زدن نظر ..... پاشو بابا ببین دلم چه پریشونه بهارعمردخترت رو به خزونه سه ساله تو ببین این دم آخر شبیه مادرت تنم داره نشونه ته شدم جان پدر بابا من و باخودببر •┈┈••✾❀🕊💓🕊❀✾••┈┈• 💠💠💠9⃣2⃣5⃣💠💠💠