eitaa logo
کانال متن روضه مجمع الذاکرین اهل بیت علیه السلام🎤
40.9هزار دنبال‌کننده
8.5هزار عکس
3.4هزار ویدیو
379 فایل
﷽ 💚مقدمتان را به کانال ✅ خوب ✅ پرمحتوا ✅ و ارزشمند مجمع الذاکرین گرامی میداریم💚 مدیریت 👇 @khadeem110 @majmazakerinee لینک کانال👆 https://eitaa.com/joinchat/272171029Cdda5575628 لینک گروه 👆 https://rubika.ir/maajmaozakerine کانال ما درروبیکا👆
مشاهده در ایتا
دانلود
دلم دوباره ببین که شده پریشانت عزیز فاطمه ای جان من به قربانت برای روز ظهورت، برای آمدنت چقدر مانده که کامل شوند یارانت؟ بگو چگونه بیایم چگونه به جستجوی تو و خیمه و بیابانت به که قسم بخورم بی تو من کم آوردم بس است این همه دوری بس است هجرانت تو را قسم به صبوریِ قلب منتظران عزیز برگرد سوی کنعانت عدالت علویِ تو خواب این شهر است فدای آن لبه ی ذوالفقار برانت اگر چه لایق احسان تو نبودم من همیشه شامل من بوده است احسانت از این حجاب پر از ابر آسمان، آخر ظهور می کند آن روی ماه پنهانت : دیدار تو گر صبحِ ابــد هم دهَدَم دست من سرخوشم از لذت این چشم براهی سلام عليكم ورحمة الله،صبحتون بخير، آدینتون معطر بنام .
می نشینم در خیالم با تو خلوت می کنم باز هم دل را به پابوسیت دعوت می کـنم میروم با سر فرو، بین فُراتِ اشکِ خویش ارتمـاسی هم شده غـسـل زیارت می کنم من از اُفتــادن به خاکِ پایت عزّت یـافتم شاهدم،این سجده هایی که به تُربت می کنم بی بضاعت هستم امّـا باز خوشحالم لااقل عُـمرِ خودم را صرفِ هیئت می کنم کاملاً حِـس می کنم ابواب رحمت وا شـدند آن زمانهایی که در باب تو صحبت می کنم خوب یا بد، زشت و زیبا،چون به تو وابسته اند با تمــام سینه چاکانت رفاقت می کنم نَفْـس هم حاضر نشد حـرف دلم را بشــنود از خودم دارم به درگاهت شکایت می کـنم مرهم دردت نبودن جای خود، طوری شده دردهایم را نشـستم با تو قـسمت می کنم خیمه های روضه ات وقتی که خلوت می شوند بیشتر از هر زمان احساسِ غُربت می کنم نـیّـتم تنها تأسّـی کردن است و بس، اگر شب به شب در روضه ها ذکر مصیبت می کنم من مُرید روضه خوانهای تو هستم ورنه کی در محـضر جسارت می کنم روضه خوانهای تو آنانـند که افتاده اند در دل ویرانه ها پای سرت جان داده اند : 💔 ز اشک دیده جهان را به آب خواهم بست کنون که مرهم تو گریه‌ی محبین است.. سلام عليكم و رحمة الله، صبحتون بخير، روزتون معطر بنام .
تو مرا نوكر خود كردی و من در عجبم كه مثال من ِ بد، ارج و مقامی دارد نوكرت معتبر از سوی تو ميباشد و بس لطف تو باشد اگر عز و سلامی دارد هركه در زندگی اش با تو خدا را حس كرد بيمه ی عشق تو شد، بَه چه امامی دارد ذكر هر ثانيه ام را تو خودت ميدانی بأبی انت و امی چه صفایی دارد نام تو در شريان بدنم ميجوشد اسم زيبای حال و هوایی دارد هر كه نامت به لب آورد يقيناً دق كرد راه عشق است كه زلفت چه بهایی دارد من در اين وادی غم نوكر دربار توام غيز از اين كار گدايت چه نشانی دارد شب جمعه حَـرَمَـت مادر تو می آيد هركه آنجاست به لب شور و نوایی دارد آرزو دارم اگر مُردم و در گور شدم به سرم آیی و گويم چه وفایی دارد : 💔 سرگرمِ روضه های ام ولی دلـتنگِ شدنم را چه می کُنی؟ سلام عليكم و رحمة الله، صبحتون بخير، .
از غم هجر کنم ترک جماعت گاهی می‌زند بر دل من شور محبت گاهی شد و یاد حرمت افتادم میچشم از غم هجران تو تربت گاهی سائلم، هر سحر از دور سلامت دادم شهریارا نظـری کن به گــدایت گاهی عبد دربار توام شکــر خدا را، اما کـربـلایی بده از باب رفاقت گاهی حاجتم چیز کمی نیست به من حق بده که می کشانم سخنم را به شکایت گاهی مرغ بی بال و پرم دانه نمی خواهم که بده در کنج حرم اذن اقامت، گاهی بَدَم اما تو کریمی و برای تو بد است ندهی دست گدا برگ زیارت، گاهی در حریم تو کریمان همه زانو زده اند چه حریمی، چه بهشتی، چه زیارتگاهی هدف عاشق بیچاره مقرب شدن است گاه با روضه و با ذکر فضیلت گاهی بعد از این جای ضریح تو که رؤیام شده میزنم بوسه بر این پرچم هیئت گاهی : اگرچه غرق گناهم ولی دلـم طفلی ست که می شود شب جمعه بهانه گیر حسین سلام عليكم و رحمة الله، صبحتون بخير، .
دوست دارم خاک باشم در قدمهای علی تا کنم در رهگذار او تماشای علی دوست دارم اشک باشم، چشمه‌چشمه جوبه‌جو تاکه قطره قطره اُفتم در قدمهای علی دوست دارم باد باشم با امید و آرزو سرنهم مثل نسیمِ صبح، بر پای علی دوست دارم چون کبوتر باشم و با بالِ شوق پَر زنم تا گلشن سبز و دلـآرای علی دوست دارم گوش باشم تا به بزم انس او بشنوم از دوستانش صوت آوای علی دوست دارم چشم باشد عضو‌عضوم تا مگر وقت جان دادن ببینم روی زیبای علی دوست دارم شمع باشم تا بسوزم روز و شب گاه با یاد علی، گاهی به زهرای علی دوست دارم دست مارا او بگیرد روز حشر نامـه‌ی اعمـال ما باشد به امضای علی : مدح حیدر روبروی کعبه شک می آورد مینویسم قبله، اما باز میخوانم نجف سلام عليكم و رحمة الله، صبحتون بخیر، روزتون معطر بنام
پادشاه است هر آن کس که گدای حسن است کار جبریل امین گریه برای حسن است چای می خورد دم هیئت و با خود می گفت شک ندارم که شفا در ته چای حسن است چه خداوند کریمی همه را می بخشد این خداوند به هر حال خدای حسن است همهمه بین گداها به وجود آمده است به گمانم که دگر دقت عطای حسن است هر چه داریم و نداریم خودش داده به ما هر چه داریم و نداریم فدای حسن است کربلا قاسم او تا که به میدان آمد همه گفتند که این شیر به جای حسن است بعد نابودی حکام سعودی دیگر نوبت ساختن صحن و سرای حسن است : حسنی هستم و از حشر چه باکی دارم؟ که سروکار غلامان با سلام عليكم و رحمة الله، صبحتون بخير، .
همچون نسیم صبح و سحرگاه می رود هر کس میان صحن حرم راه می رود از هرچه غصه دارد و غم، می شود رها هر سائلی به خدمت این شاه می رود وقتی فرشته های حرم بال می زنند از سینه های شعله زده آه می رود اینجا بهشت روی زمین فرشته هاست از کوی تو فرشته به اکراه می رود خورشید در طواف حرم، وه! چه دیدنیست هر شب به پای بوسی آن ماه می رود راه ورودی به قلب توست حاجت رواست هرکه از این راه می رود ": و شاهدند ما از کسی‌ به‌ غیر تو حاجت‌ نخواستیم♥️ سلام عليكم و رحمة الله، صبحتون بخير، .
آفرینش ز ازل سر به گریبان تو بود چرخ گردون، چو یکی گوی به دامان تو بود خاک پای تو گِل آدم و حوّا گردید خضر از خانه به دوشان بیابان تو بود رفت فرزند فدای تو کند ابراهیم نوح را در دل دریا، غم طوفان تو بود موسی آن دم که عصا بر دل دریا میزد یکی از سوختگان لب عطشان تو بود عیسی آن لحظه که بر اوج سما کرد عروج نگهش سوی زمین، بر تن عریان تو بود چشم یعقوب که بر یوسف خود می‌افتاد یاد داغ پسر و دیده گریان تو بود عضو عضو بدنت را چو نبی می‌بوسید نگهش یکسره بر زخم فراوان تو بود تن پاک تو به گودال و سرت زیب تنور یاد آن شب، که دو جا فاطمه مهمان تو بود نه فقط غربت تو بود شب یازدهم صبح هم صحنه ای از شام غریبان تو بود بعد از آنی که پیمبر دو لبت را بوسید چوب، عاشق پی بوسیدن دندان تو بود : 💔 بگو چگونه فروشم غمت به شادیِ عالم؟ که شادیِ دو جهآن دادم و غمِ‌تو خریدم سلام عليكم و رحمة الله، صبحتون بخير، .
آهم چرا از سوز هجرت آتشین نیست قلبم چرا چون قبل از دوری غمین نیست تو نیستی! من بی خیال بودن تو بی عارم و از ننگ داغی بر جبین نیست من را همیشه در بدی می‌بینی اما دیگر شرار قهرت آقا در کمین نیست حق می‌دهم از من، تو برداری نظر را میدانم از لطف تو سهمم بیش از این نیست انقدر  که غیر از تو را با چشم دیدم چشمم دگر با گریه در روضه قرین نیست دیگر ندارم انتظار دیدنت را تقدیر این آلوده‌دامن اینچنین نیست تنها مسیری که نجات من در آن است جز کربلای روزهای اربعین نیست روضه بخوانم! مادری جانسوز می‌گفت بعد از حسین ام البنین، ام البنین نیست : ترسم رَوَم از دست اگر روی تو بینم زین سان که شَوَم مست ز نام تو شنیدن سلام عليكم و رحمة الله، صبحتون بخير، معطر بنام .
خدا کند که نرانند عبد سر به هوا را به نوکری بنویسند نام و منسب مارا خدا کند که نگیرند اشک چشم غلام و خدا کند که نگیرند طبع شعر گدا را اگر بناست که روزی زنم زغیر شما دم همان به است بگیرند این طنین صدا را فقط نه اینکه طنین صدای بی تو نخواهم خدا گواست نخواهم دگر ز نای نوا را نرفته است زیادم هنوز اینکه چه بودم و اینکه باز نراندی منه تمام خطارا هزار مرتبه دادی تو ابرو به دو عالم همین غلام سیاه به شهر، شهره نمارا در این مسیر گدایی تمام کرده ای آقا به حق نوکرخود لطف و بذل و جود و عطا را تمام هست، دخیلت، همین نشانه که دارد چقدر دست کریم تو با فقیر مدارا به حال و روز خودم هی نگاه میکنم آقا چه قدر خوب خریدی گدای بی سرو پارا : مڹ و خورشید نشستیم و توافق کردیم صبح را با طپش اسم  تو  آغاز  کنیم سلام عليكم و رحمة الله،صبحتون بخير، روزتون معطر بنام .
علی شدی که غلام و فقیرتان باشیم امیرمان بشوی و اسیرتان باشیم علی شدی که بخوانند حیدرت مولا اسیر رزم به مانند شیرتان باشیم علی شدی که گدا زیر دینتان برود نمک چشیده ی خیر کثیرتان باشیم نوشته اند امیری فقط به قامت توست نوشته اند که باید حقیرتان باشیم  بناست تا به ابد سر بلند باشی و بناست تا به ابد سر به زیرتان باشیم علی شدی پدر خاک باشی و ما هم فدای این لقب بی نظیرتان باشیم خوشیم تا که جهان هست نوکرت باشیم و مست باده ی خمّ غدیرتان باشیم : برای بردن نامت لبم بُرّان‌تر از تیغ است همیشه نامِ را فقط مردانه آوردم سلام عليكم و رحمة الله، صبحتون بخیر، روزتون معطر بنام .
باران گرفته، دل، چمدان مسافر است       ها، اضطراب عادت مرغ مهاجر است می‌گوید: «از نشاط جهان دلگرفته‌ام           یک تکه از غم تو برایم جواهر است» هی می‌رود، می‌آید و هی غصه می‌خورد     از اینکه تو نخواهی‌اش آشفته خاطر است با این همه خوش است که شاید بخواهی و این سال آخری همه دیدند زائر است پلکـش که گرم می‌شود، این گوشه ی حرم   بازار خط و ساحت فال تو دایر است تو دلبرانه می‌گذری از دل نسیم     دل آهوانه گمشده‌ی این مناظر است ذوقی که ریخته‌ست در آواز کائنات            یک گوشه از ترانگی روح شاعر است روحی که شرحه شرحه تو را دور می‌زند       روحی که رنجدیده‌ی بغض معاصر است وا کرد پلک و دید کنار ضریح توست           آغاز عاشقی‌ش همین بیت آخر است : شهر مشهد بی حریمش خانه‌ای متروکه بود ماه رخشان، قرنها منت سر ظلمت گذاشت سلام عليكم و رحمة الله،صبحتون بخير، .