#زبانحال_حضرت_رقیه_س_با
#سر_بریده_پدر_در_خرابه_شام
در کنجِ یه ویرونه نوری می درخشه
گویی فرود اومد شهابِ آسِمونی
دختر گرفته راسِ بابا رو به دامن
چن تا ترک روی لب و چن تا پیشونی
داره میگه این بوده بابا آرزویم _
شونه زنی با لای انگشتات به مویم
دَس که نداری لااقل پس بوسه ای زن
"ردِِّ طنابِ مونده" بر زیرِ گلویم
دیشب توو خوابم اومدی بابا چه زیبا
دَستی کشیدی زخمِ رویم ناز کردی
بس که گره افتاده بود هر تارِ مویم
با نرمیِ دسّات اونا رو باز کردی
اصلاً خودم دیدم در آغوشم کشیدی
امشب چرا بابا حسین "بی دسّ و پایی"
دیدم که با دسات تو لُپّامو کشیدی
آخه! مگه در "جسم و سر" میشه جدایی؟
تو اومدی و عمّه جونم پیشمون بود
اما دلش از دردِ این ویرونه خون بود
داش پیشتون مینالید از رنجِ اسارت
پاهاش همه زخمیِ تیغِ خیزرون بود
خواب دیده ام محکم منو کردی در آغوش
با نازِ بوسه خونِ لبهام و چشیدی
امشب کجا قایم نمودی "دست و پا تو"
بابا نکنه از رقیه دل بریدی؟!
#هستی_محرابی
#زبانحال_حضرت_رقیه_س_با
#سر_بریده_پدر_در_خرابه_شام
در کنجِ یه ویرونه نوری می درخشه
گویی فرود اومد شهابِ آسِمونی
دختر گرفته راسِ بابا رو به دامن
چن تا ترک روی لب و چن تا پیشونی
داره میگه این بوده بابا آرزویم _
شونه زنی با لای انگشتات به مویم
دَس که نداری لااقل پس بوسه ای زن
"ردِِّ طنابِ مونده" بر زیرِ گلویم
دیشب توو خوابم اومدی بابا چه زیبا
دَستی کشیدی زخمِ رویم ناز کردی
بس که گره افتاده بود هر تارِ مویم
با نرمیِ دسّات اونا رو باز کردی
اصلاً خودم دیدم در آغوشم کشیدی
امشب چرا بابا حسین "بی دسّ و پایی"
دیدم که با دسات تو لُپّامو کشیدی
آخه! مگه در "جسم و سر" میشه جدایی؟
تو اومدی و عمّه جونم پیشمون بود
اما دلش از دردِ این ویرونه خون بود
داش پیشتون مینالید از رنجِ اسارت
پاهاش همه زخمیِ تیغِ خیزرون بود
خواب دیده ام محکم منو کردی در آغوش
با نازِ بوسه خونِ لبهام و چشیدی
امشب کجا قایم نمودی "دست و پا تو"
بابا نکنه از رقیه دل بریدی؟!
#هستی_محرابی