هدایت شده از کتیبه و پرچم باب الحرم
آمدم از سفر، مدینه سلام
خسته و خون جگر مدینه سلام
با شکوه و جلال رفتم من
دیده ای با چه حال رفتم من
وقت رفتن غرورِ من دیدی
آن شکوهِ عبورِ من دیدی
محملم پرده داشت یادت هست؟
جای دستی نداشت یادت هست
ثروت عالمین بود مرا
دلبری چون حسین بود مرا
دستِ عباس پرده دارم بود
علی اکبرم کنارم بود
هر زنی یک نفر مُلازم داشت
نجمه مه پاره ای چو قاسم داشت
کاروان آیه های کوثر داشت
روی دامان رباب اصغر داشت
حال بنگر غریب و سرگشته
کاروان را چنین که برگشته
با غمِ عالمین آمده ام
کن نظر بی حسین آمده ام
ای مدینه خمیده برگشتم
زار و محنت کشیده بر گشتم
با رسولِ خدا سخن دارم
بر سرِ دست پیرهن دارم
دل من شاکی است یا جدّاه
چادرم خاکی است یا جدّاه
سو ندارد ز گریه چشمانم
پینه بسته ببین به دستانم
خاطرت هست ناله ها کردم
دست بر سر تو را صدا کردم
از حرم سویِ او دویدم من
هر چه نادیدنی ست دیدم من
من غروبی پر از بلا دیدم
شاه را زیر دست و پا دیدم
آن چه را کس ندیده من دیدم
صحنۀ دست و پا زدن دیدم
خنجری کُند و حنجری دیدم
تَه گودال پیکری دیدم
آه جَدّاه امان ز صوتِ حزین
جملۀ آخرم به اُمّ بنین
پسرت تکیه گاه زینب بود
مرد بود و سپاه زینب بود
پسر تو ز زین اسب افتاد
ضربه هایِ عمود کار دستش داد
او زمین خورده و بلند نشد
سرِ او روی نیزه بند نشد
#برگشت_کاروان_به_مدینه
▪️🎤 روضه شهادت آقا ثامن الائمه امام رضا(ع)
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
دوماه رفت اگر میشود گدا بخرید
نشسته اید دو دل اینچنین چرا؟ بخرید
سه روز نه! همه ی عمر معتکف شدم
نمیروم ز در روضه خانه تا بخرید
گره به زندگی ام میخورد همیشه ولی
نمیخورم به دَرِ بسته گر مرا بخرید
دل شکسته ی من را کسی نگاه نکرد
بروی دست گرفتم مگر شما بخرید
▪️جنسم به درد نمیخوره،خودم هم خبر دارم، یه جنسی برات آوردم که رو دست خودم هم مونده، کسی ازم نمیخره،اما شنیدم تو خوب معامله میکنی، اصلا می گردی دنبال جنس خراب، می گردی دنبال جنسی که کسی نمیخره، تو میای می خری....
هر چقدر که امروز زمزمه کردی،حسین حسین گفتی هست دیگه، دو سه ساعت دیگه هم باید مشکیت رو در بیاری و هم مشکیای مجلس روضه رو،*
خدا کند همه شهر باخبر بشوند
خدا کند که مرا با سر و صدا بخرید
▪️برای چی این حرف رو می زنم؟ آخه همه به من میگن:دو ماه خودت رو برا کی خرج کردی؟امروز اومدم بگم:آقا تو مزدم رو بده، یه جوری هم مزدم رو بده همه بفهمن،آی قبرونت برم آقا... دیدی کارگر که کارش تموم میشه میاد میگه کارم تموم شد، اوستا کارش میاد میگه: ببین من باید تأیید کنم،باید ببینم... بعد نسبت به اونچه تأیید میکنه مزد میده، امروز بیا ببین ما دو ماه برا حسین گریه کردیم یا نه... می دونی چه کسی میاد تأیید میکنه؟ یهو همه می بینند یه خانوم قد خمیده میاد....*
غریبه چند شبی بیشتر نمی ماند
اگر بفکر خریدید آشنا بخرید
▪️اگه می خواهید بخرید مارو بخرید،دوماه اومدیم و رفتیم،آی آقا.....*
هرآنچه هم بشود دست من به سوی شماست
ردم کنید ازاین آستان و یا بخرید
▪️امروز بیا تکلیف من رو روشن کن، یا من رو از در خونت ردم کن، یا بهم بگو برو تو به دردم نمی خوری،یا بیا پای برگه هامون رو یه امضاء بزن آقا...
نوکرِ داشت جون میداد،اومدن بالا سرش هر چی می گفتن بگو:"لااله الا الله"، نمی گفت، یه عده می گفتند:دیدید چقدر به سینه می زد برا ابی عبدالله،ببین آخر کار زبونش بند اومده، دیدی چی شد، هر چی رفیقاش می گفتن بگو،نمی گفت، چرا نمی گی؟ تا فهمید چه خبر شده، آروم آروم چشماش رو باز کرد،یه خنده ای زد، می دونید چی گفت؟ گفت: تا آقام نیاد نمیگم... همین طور که خوابیده بود دیدن پاهاش رو جمع کرد، با همون زبون آذری گفت:خوش گلدی،خوش گلدی...خوش اومدی آقا....*
{یا غریب الغربا میوه ی قلب زهرا
حاجتم حاجت سلمانیِ نیشابور است}
*مگه چی بود حاجتش؟ گفت:آقا یه نگاه به سن من بنداز ببین دیگه پیر شدم، محاسنم سفید شده،دارم می میرم، من این چیزا رو نمیخوام،امام رضا علیه السلام فرمود: چی می خوای؟ هر چی میخوای بگو بهت میدم... گفت: آقا بی ادبی می کنم، میشه لحظه ای که پاهام رو، رو به قبله می کنند بیایی؟ تو بیایی سرم رو بغل بگیری....میشه یه سرم به ما بزنی آقاجان.....*
{روی قولت حساب کرده دلم
وقت مرگم بیا امام رضا}
▪️امروز ما اومدیم به مادرش بگیم مارو حلالمون کن، چقدر روضه شنیدم و برات نمردم، دستت درد نکنه مارو اربعین بردی کربلا، تا قیامت نوکرتم، خدا سایه ات رو از سرم کم نکنه... تو دلمه بذار بگم:..*
{غریب گیر آوردنت
با لب تشنه کشتنت
رو خاکا کشیدنت
به زور نیزه بردنت....}
کرم کنید فقط دیده را ندیده کنید
و آبروی مرا محضر رضا بخرید
شما که صبح و مسا داغ کربلا دارید
چه خوبتر ز غلامان کربلا بخرید..
سید پوریا هاشمی
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
#روضه
#امام_رضا
@majmaozakerine
4_5798424600874320507.m4a
6.04M
▪️🎤مناجات با امام رضا
🔷🔷🔷🔷▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
دل من تنگه برا حرم امام رضا
میخوام از اونجا برم تا به صحن کربلا
دوست دارم بشینمو حرمو نگاه کنم
بعد دیدن حرم آقامو صدا کنم
صدای نقاره ها دل من رو میبره
آره آقای من از همه عالم برترِ
چشم بینا نمیخوام چشم قلبمو دارم
این آقا شفا میده هر کسیو تو حرم
قلب من برای او گاه و بی گاه میزنه
آهای اهل کهکشون مشهدش عشق منه
کافیه نگام کنه تا که من فداش بشم
دوست دارم هر روزِ من جزو زائراش بشم
میخوام از مشهد تو تا به کربلا برم
آقاجون منو بخر قربون شما برم
خود تو گفتی بهم گریه تو غم حسین
تموم آرزوهام فدای سر حسین
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
@majmaozakerine
1. سبط رسول ص.mp3
10.99M
#روضه_امام_حسن_مجتبی
( علیه السلام )
#مرحوم_کافی
سبط رسول و پور بتول
که ذوالجلال بنامید
#شهادت_امام_حسن #هفتم_صفر
1. متن روضه.pdf
364.5K
#پی_دی_اف pdf
#روضه_امام_حسن_مجتبی
( علیه السلام )
#مرحوم_کافی
سبط رسول و پور بتول
که ذوالجلال بنامید
.
#بازگشت_به_مدینه
تا کاروان غم زده برگشت از سفر
پیچید بین شهر پیمبر چنین خبر
گفتا بشیر گریه کنان و به شورُ شین
بر گشته آل احمد مختار بی حسین
ام البنین چو این خبر تلخ را شنید
بی تاب سوی قافله ی عاشقان دوید
میگشت بین قافله دنبال زینبش
با ذکر یا حسین که افتاده برلبش
در پیش چشم زینب مظلومه میگداخت
اما چه حیف زینب خود را نمیشناخت
گفتا صدای خسته به او دل غمین منم
دنبال زینب آمدی؟ ام البنین منم
من زینبم که داغ مرا پیر کرده است
مویم سپید کرد و زمین گیر کرده است
ام البنین ز سینه بر آورد آه سرد
رو کَند و مو کشید و فغان کرد و گریه کرد
گفتا تو زینبی بخدا نیست باورم
بی بی چقدر پیر شدی خاک بر سرم
بی بی بگو کجاست پس آن نور عین من
تاج سرم عزیز دلم کو حسین من
جان چهار شیر یل من فدای او
بی بی چقدر کرده دل من هوای او
زینب به گریه گفت حسینم غریب بود
وقتی که بین طایفه ای نانجیب بود
لب تشنه پیش آب سرش ازقفا برید
پیش نگاه مضطرم آن بی حیا برید
ام البنین زِ ناله ی زینب زِ هوش رفت
جانش رسید یک دفعه بر لب زِ هوش رفت
عالیه رجبی
#حضرت_ام_البنین_سلام_الله_علیها
#حضرت_زینب_سلام_الله_علیها
....__________________________
.
10379.mp3
1.22M
تو این شبا برای حال خستمون دعا کن
شعر مداحی امام زمان (عج) | قالب زمزمه | تو این شبا برای حال خستمون دعا کن
متن شعر
امام زمان (عج)
زمزمه
@majmaozakerine
تو این شبا برای حال خستمون دعا کن
تو رو خدا برا دل شکستمون دعا کن
ببین گناه،بال و پر پروازمون رو بسته
آقا بیا،برای بال بستمون دعا کن
تو رو به اضطرار زینب،بیا آقا
به قلب بی قرار زینب،بیا آقا
به غربت مزار زینب،بیا آقا
تو رو به لکنت رقیه بیا آقا
به زخم صورت رقیه بیا آقا
تو رو به غربت رقیه،بیا آقا
دوباره باز،گدا در انتظار لطف شاهِ
حاجت من،از تو فقط یه گوشه ی نگاهِ
امشب فقط،امید من به دستای کریمت
دستی بگیر از منی که پرونده ام سیاهِ
به مشک پاره ی علمدار،بیا آقا
تو رو به اون دو چشم خون بار،بیا اقا
به طفل تشنه تشنه بین گهوار،بیا آقا
تو رو به شاه بین گودال بیا آقا
تو رو به اون پیکر پامال بیا آقا
به مادری که رفته از حال،بیا آقا
من اومدم،صدات زدم تو هم منو صدام کن
یه کاری کن،بیا منو دوباره رو به رام کن
تو رو قسم به خجلت سکینه از ابالفضل
آقا منو،این اربعین زائر کربلا کن
تو رو به قلب زار حیدر،بیا آقا
به چهره ی کبود مادر،بیا آقا
تو رو به خون میخ رو در،بیا آقا
تو رو به پهلوی شکسته بیا آقا
به محسن به خون نشسته بیا آقا
به حرمت دو دست بسته ، بیا آقا
@majmaozakerine
#کانال_نوحه_مجمع_الذاکرین
اشعار بازگشت کاروان اهل بیت به مدینه – حضرت زینب(س) ـــ محمدجواد غفورزاده(شفق)
مدینه! کاروانی سوی تو با شیون آوردم
ره آوردم بود اشکی که دامن دامن آوردم
مدینه! در برویم وا مکن چون یک جهان ماتم
نیاورد ارمغان با خود کسی، تنها من آوردم
مدینه، یک گلستان گُل اگر در کربلا بُردم
ولی اکنون گلاب حسرت از آن گلشن آوردم
اگر موی سیاهم شد سپید از غم ولی شادم
که مظلومیت خود را گواهی روشن آوردم
اسیرم کرد اگر دشمن، به جان دوست خرسندم
که پیروزی به کف در رزم با اهریمن آوردم
مدینه، این اسارت ها نشد سدّ رهم بنگر
چه ها با خطبه های خود به روز دشمن آوردم
مدینه، یوسُف آل علی را بردم و اکنون
اگر او را نیاوردم، از او پیراهن آوردم
مدینه، از بنی هاشم نگردد با خبر یک تن
که من از کوفه پیغام سرِ دور از تن آوردم
مدینه، گر به سویت زنده برگشتم مکن عیبم
که من این نیمه جان را هم به صد جان کندن آوردم
**
اشعار بازگشت کاروان اهل بیت به مدینه ــــ پروانه نجاتی
عبا به روی سر انداخت سمت کوچه دوید
ورود قافله را از دهان شهر شنید
مسافران عزیزش ز راه می آیند
میان گریه چو ابر بهار می خندید
پس از تحمل یک انتظار جان فرسا
عصای حوصله اش روی کوچه می لغزید
نشان قافله را با نگاه مضطربش
میان همهمه ها می گذشت و می پرسید
میان زمزمه ها بوی مرگ می آمد
برای آن چه نباید شود کمی ترسید
بشیر! حرف بزن! از حسین می دانی
هزار ماه و ستاره فدای یک خورشید
خبر سریع تر از او ز کوچه ها می رفت
و بغض شهر در این سوگ بی کران ترکید
گرفت دست به پهلو، شکست، طوفان شد
به روی خاک نشست، ابر شد و خون بارید
***
اشعار بازگشت کاروان اهل بیت به مدینه ــــ حضرت رباب(س) ــــ مصطفی متولی
شکسته پشت غم از بار غصه های رباب
از آن زمان که شنیده است ماجرای رباب
به سوز سینه ی گهواره داغ غم زده است
شرار زخم دل خون لای لای رباب
و تار صوتی آتش گرفته می فهمد
که آمده چه بلایی سر صدای رباب
برای کودکش آن قدر آه و ناله نکرد
که چشم مشک پر از اشک شد به جای رباب
به جان گریه ی شش ماهه روی دست حسین
کسی نریخته اشکی مگر به پای رباب
قنوت صبر گرفته برای حلق علی
خدا کند به اجابت رسد دعای رباب
میان هلهله ی چنگ و های و هوی رباب
سه شعبه زخم زد و ناله شد نوای رباب
و ناگهان پر و بال فرشته ها تر شد
به خون کشته ی مظلوم کربلای رباب
“رقیه” آمده از یک فرشته می پرسد
پیام تسلیت آورده ای برای رباب؟
و فکر می کنم آب فرات گِل شده است
که ریخته به سرش خاک، در عزای رباب
خدا به داد دل خاطرات او برسد
چه می کشند خیالات انزوای رباب
***
اشعار بازگشت کاروان اهل بیت به مدینه ــــ سیدهاشم وفایی
مدینه رو به سوی تو دوباره آوردم
به همرهم دل پر از شراره آوردم
مدینه باز مکن دربه روی من زیرا
ز کوی عشق غمی بی شماره آوردم
مدینه سوی تو این کاروان عاشق را
گهی پیاده و گاهی سواره آوردم
من این سفینۀ در خون نشسته را با خود
ز موج خیز بلا تا کناره آوردم
مدینه این چمن غنچه های پرپر را
ز زیر تیغ غم و سنگ و خاره آوردم
ستاره های شب افروز من به خون خفتند
کنون خبر ز شب بی ستاره آوردم
پس از شکفتن لبخند خون گرفتۀ عشق
خبر ز کودک و از گاهواره آوردم
در این رسالت عظمی، تمام عالم را
به پای خطبه خود بر نظاره آوردم
دلم ز غارت گلچین لبالب از خون است
اگر اشاره ای از گوشواره آوردم
اگر ز یوسف زهرا نشانه می طلبی
نشانه پیرهنی پاره پاره آوردم
«وفائی» ازغم و دردم اگر سخن گفتم
ز صد هزار سخن یک اشاره آوردم
:
مداحی_آنلاین_گریونه_چشای_عالم_محمود_کریمی.mp3
6.5M
🔳 #شهادت_حضرت_پیامبر(ص)
🌴گریونه چشای عالم
🌴بی تابه سینه ی دنیا
🎤 #محمود_کریمی
⏯ #زمینه
@majmaozakerine
AUD-20210913-WA0056.mp3
3.01M
🔳 #شهادت_امام_حسن_مجتبی(ع)
🌴اگه غریب ندیدی
🌴یه سر برو مدینه
🎤 #سید_مجید_بنی_فاطمه
⏯ #شور
👌بسیار دلنشین
@majmaozakerine🔴