هدایت شده از کانال متن روضه مجمع الذاکرین اهل بیت علیه السلام🎤
4_5897679302220061416
2.32M
🔊 درد و دل و مناجات
با امام حسین علیه السلام
🔘 روضه حضرت زهرا سلام الله علیها
#ویژه_ایام_فاطمیه 🏴
#شب_جمعست_هوایت_نکنم_میمیرم 🕌
🎤 حاج حيدر خمسه
#اشعار_شهادت_و_مصائب_اهل_بیت
#شهادت_حضرت_فاطمه_زهرا_س
شعر فاطمیه-ایام بستری -( ای اذان اشهد انّ علی مولای من )
ای اذان اشهد انّ علی مولای من
میشود تکمیل با دنیای تو دنیای من
چند سالی میشود تاج سر زهرا شدی
نقطه ی پایین با ای نقطه ی در فا ی من
یا علی جانم ، فدای عین و لام و یای تو
حرف حرفم : فا و آ و طا و میم و های من
من خودم فکری به حال دردهایم میکنم
جان زهرا تو فقط غصه نخور آقای من
صبح تا حالا نشسته ام چند تا گل چیده ام
ای بزرگ خانه ام ! تقدیم تو گلهای من
هر چه کردم سینه ام نگذاشت ، جان فاطمه
چند بار این بچه هایم را بغل کن جای من
من نمیدانم هر وقت خوابم میبرد
استخوان من میفتد روی هم ، ای وای من
دست تو وا شد خدا رو شکر پس من میروم
راستی تابوت را آماده کرد اسمای من ؟
بعد از این مسجد برو راحت برو راحت بیا
یک سر مویی کم شد ز مویت پای من
پیرهن را بافتم یعنی به دردش میخورد ؟
یا خجالت میکشد این زینب کبرای من
شاعر: #علی_اکبر_لطیفیان
هدایت شده از کانال متن روضه مجمع الذاکرین اهل بیت علیه السلام🎤
4_5965360612346168215.mp3
21.67M
یازهرا🌺:
⚫️ وسط شعله ی ڪینه ی حسودا...
💠 سبڪ : #زمینه
( وسط شعله ڪینـه ی حسودا
بین تاریڪی ناتمـوم دودا
صورت مادرم ڪبـود شد ، ڪبـودا ) ۲
اثر شعلـه ها رو پَر چادره
دود بالا بره نفسش میبـره
ای خدا ضربه ها ضربه ها ، به ڪجا میخوره
( آی آتیش ، سمت مِسمار نـرو
ای دَر ، سوی دیوار نـرو
ای میخ ، ڪلنجار نـرو ) ۲
وسط شعله ڪینـه ی حسودا
بین تاریڪی ناتمـوم دودا
صورت مادرم ڪبود شد ، ڪبودا
اثر شعلـه ها رو پَر چادره
دود بالا بره نفسش میبـره
ای خدا ضربه ها ، ضربه ها به ڪجا میخوره
( آی آتیش ، سمت مِسمار نـرو
ای دَر ، سوی دیوار نـرو
ای میخ ، ڪلنجار نـرو ) ۲
عمر خورشیدِ این خونـه بی فروغ بود
سر ظهری چقدر خونمون شلوغ بود
ڪاش اون ضربه به پهلـو دروغ بود
دست به پهلـو گرفت
آروم آروم نشست
بابا فهمیـد چی شـد
دیگه چشماشـو بست
بین دیـوار و در عاقبت
بار شیشـه شڪست
این قصه اون ڪه میدونیـه
خونه رو به ویرونیـه
دیوار چرا خونیـه
( آی آتیش ، سمت مِسمار نـرو
ای دَر ، سوی دیوار نـرو
ای میخ ، ڪلنجار نـرو ) ۲
این مصیبت چرا آخری نداره
حال مادر شاید خوب بشـه دوباره
ضربه اون غَلاف اگر ڪه بزاره
زخم این ماجرا ضربـه آخره
فاطمـه راهی آخرین سنگره
سند روضه ی ڪوچه ها بازوی مـادره
تا مسجد ، میرسـه آخرش
اما ، زخمـه بال و پرش
ای وای ، چی اومد سرش
آی آتیش ، سمت مِسمار نـرو
ای دَر ، سوی دیوار نـرو
ای میخ ، ڪلنجار نـرو....
@majmaozakerine
فاطمیه خط مقدم ماست؟:
حضرت زهرا
چرا مادر نماز خویش را بنشسته میخواند
ز فضّه راز آن پرسیدم و گویا نمی داند!
نفَس از سینه اش آید به سختی، گشته معلومم
که بیش از چند روزی پیش ما، مادر نمی ماند!
به جان من، تو لب بگشا مرا پاسخ بده فضّه!
که دیده مادری از دختر خود رو بپوشاند؟!
الهی! مادرم بهر علی جان داد، لطفی کن
که جای او، اجل جان مرا یکباره بستاند!
به چشم نیمْ باز خود، نگاهم می کند گاهی
کند از چهره تا اشک غمم را پاک و نتواند!
دلم سوزد بر او، امّا نمی گریم کنار او
مبادا گریه من، بیشتر او را بگریاند!
کنار بسترش تا صبحدم او را دعا کردم
که بنشیند، مرا هم در کنار خویش بنشاند
بسی آزار از همسایگانش دید و، می بینم
دعا درباره همسایگانش بر زبان راند!
چه در برزخ، چه در محشر، چه در جنّت، چه در دوزخ
به غیر از وصف او، « میثم » نمی خواند
استاد سازگار
4_5873237639770932932.mp3
4.71M
#بشنوید
نوحه حضرت زهرا سلام الله علیها
#تنظیم_دیجیتال «مادر مگه چند...»
بانوای دلنشین: حاج محمود کریمی
#بشنوید
نوحه حضرت زهرا سلام الله علیها
#تنظیم_دیجیتال «مادر مگه چند...»
بانوای دلنشین: حاج محمود کریمی
هدایت شده از کانال متن روضه مجمع الذاکرین اهل بیت علیه السلام🎤
4_5816717416343799477.mp3
7.73M
#بشنوید
واحد | عاشق اینم که خدا خدا کنم...
بامداحی: #حاج_مهدی_رسولی
🔻پستویژه ایام شهادت حضرت زهرا (س)
@majmaozakerine
🌸🌸🍃🍃🌸🌸🍃🍃🌸🌸
#فدایی_امام_زمانت_شو
❤️پیام حضرت فاطــمــه سلام الله علیها و فــاطـــمیــه چیست؟
💫این است که:
✨حتی اگر دستت راشکستند دست از یاری امـــام زمــانــت برنداری👌
منِ فاطمه، برای #امام_زمانم،
امیرالمؤمنین (ع) جان دادم.
شمابرای #امام_زمانتان
پسرم مــهــ❤️ـــدی(عج) چه کردید؟😭
🌸🌸🍃🍃🌸🌸🍃🍃🌸🌸
🏴الّلهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَج🏴
.
#فاطمیه
🏴 يا فاطمة الزهرا (س) 🏴
باز هم ای دختر پیغمبر اکرم بمان
مرهم درد علی ای درد بی مرهم بمان
زندگیِ روبه راهی داشتم؛ چشمم زدند
کوری چشم همه با شانه های خم بمان
دست های تو شکسته ش هم پناه مرتضی ست
تکیه گاه محکم من پشت من محکم بمان
تو نباشی پیش من، این ها زمینم می زنند
ای علمدار مدینه پای این پرچم بمان
این نفس های شکسته قیمت جان من است
زنده ام با یک دمت پس لطف کن یک دم بمان
کم ببوس دست مرا دارم خجالت میکشم
من حلالت میکنم اما تو هم یک کم بمان
آب ها از آسیاب افتاد خوبت میکنم
یار هجده ساله، هجده سال دیگر هم بمان
با همین دستی که داری، باز دستم را بگیر
پیش این مظلوم ای مظلومۀ عالم بمان
آه آهِ... تو مرا به آه آه... انداخته
جای کم کم رفتن از پیش علی کم کم بمان
روی تو گرچه ورم کرده ولی با آن خوشم
با همین روی به هم پیچیده و درهم بمان
رفته رفته کار من دارد به خواهش میکشد
التماست میکنم، پیشم بمان پیشم بمان
/علی اکبر لطیفیان/
.