4_5812271940508846648.mp3
10.02M
🏴#وفات_حضرت_معصومه_س
🏴#سبک_شور
🎤مداح :کربلایی حسین طاهری
@majmazakerinee
#کانال_متن_روضه_مجمع_الذاکرین
🏴#وفات_حضرت_معصومه_س
🏴#سبک_شور
🎤مداح :کربلایی حسین طاهری
#کانال_متن_روضه_مجمع_الذاکرین
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
من همیشه خاک پاتم یه عمریه گداتم
به اذن فاطمه گریه کن کرببلاتم
من غلام نوکراتم مجنون بچه هاتم
تشنه ی دیدن و بوسیدن اون صحن و سراتم
تو دو عالم از تو من دم میزنم
کربلا خونه ی مادریم شهرم وطنم
با دعای مادرم سینه زنم
روز و شب این شده آقا سخنم
احب الله من احب حسینا
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
من ز دل مستم و مجنون ، شدم بی سر و سامون
بعد لب زدن به تربت شما شدم مسلمون
من همه عمرم به تو مدیون ، مثل قطره های بارون
کربلامو میگیرم از دستای شاه خراسون
ای بهار قلب بی تاب و تبم
گریه بر شما نیاز هر شبم
مادرم گفته غلام زینبم
نمیوفته این عبارت از لبم
احب الله من احب حسینا
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
من با این باطن زشتم ، توی هیئت تو بهشتم
گره خورده روضه هات با گوشت و پوستم و سرشتم
من از آرزوم گذشتم ، با خون دل نوشتم
زیر بیرق عزاتون ، رو پر و بال فرشتم
بی تو جنتم برام جهنمه
بهترین ماه خدا محرمه
فدای ذکر یل ام البنین
که میگفت تو راه دشت علقمه
احب الله من احب حسینا
@majmazakerinee
#کانال_متن_روضه_مجمع_الذاکرین
🌟💫🌾💫
💫🌻🌼
🌾🌼
💫
روضه و گریز حضرت معصومه سلام الله علیها
#گریز_روضه_حضرت_معصومه_س
#حضرت_فاطمه_معصومه_س
پیک امام رضا به سرعت خود را به شهر پیامبر (صلی الله علیه و اله)، مدینه منوره رساند و براساس دستور حضرت نامه را به فاطمه معصومه تسلیم نمود.
گرچه از محتوای آن نامه باارزش اطلاعی در دست نیست اما هرچه بود شوق دیدار امام رضا علیه السلام را در دل نزدیکان ایشان بیشتر کرد. فاطمه معصومه و گروهی بهمراه چند تن از براداران و برادرزادگان امام تصمیم گرفتند تا به مرو رفته و به محضر امام رضا علیه السلام شرفیاب شوند.
آنها به سرعت بار سفر بستند و کاروانی تشکیل دادند. آب و آذوقه ای فراهم آوردند و با دنیایی از امید شهر
پیامبر خدا را به قصد مرو ترک کردند.
در میان قافله فاطمه معصومه چون نگینی میدرخشید. آن بانوی عزیز را پنج تن از برادرانش به نامها فضل، جعفر، هادی، قاسم و زید و تعدادی از برادر زادگان و گروهی از غلامان و کنیزان همراهی میکردند.
کاروان عاشقان امام رضا علیه السلام به پیش میرفت و جز توقفهای ضروری برای نماز و غذا و استراحت، لحظه ای از حرکت باز نمی ایستاد. تپهها و کویرها و ریگزارهای حجاز را یکی پس از دیگری پشت سر میگذاشت و از مدینه روز به روز دورتر میشد.
سفر کردن در بیابانهای حجاز آنقدر دشوار بود که گاه حتی شتران پرتوان را هم به زانو در میآورد تا چه رسد به مسافرانی که باید تا مرو میرفتند اما نور امیدی که در دل اهل کاروان میتابید آنها را به ادامه سفر دلگرم میکرد و آنان همراه باد و طوفانی که در بیابان میوزید به پیش میتاختند.
در آن روزگار، خطر حمله دزدان هر مسافری را تهدید میکرد و او را با مشکلات فراوانی روبرو میساخت. اگر آنها به قافله ای حمله میبردند دیگر امیدی به ادامه سفر نبود. کمترین آسیبی که به مسافران میرساندند غارت اموال و جواهرات و حیوانات آنان بود. وگرنه گاه کاروانیان را هم از دم تیغ خود میگذراندند. این خطر " فاطمه معصومه " و همراهانش را نیز تهدید میکرد. ولی آنها با توکل بر خدای بزرگ به راه خود ادامه میدادند و گام به گام به مقصد نزدیک تر میشدند.
روزها و شبها یکی پس از دیگری میگذشت و کاروان زائران امام رضا علیه السلام کویر بی آب و علف حجاز را پشت سر مینهاد. چیزی تا رسیدن به خاک ایران نمانده بود. رنج سفر "فاطمه معصومه" را بسیار آزار
میداد. برای بانوی جوانی مانند او پیمودن این مسیر ناهموار بسیار ناهموار بسیار سخت و طاقت فرسا بود. با اینهمه دیدار برادر آنقدر نزد او ارزش داشت که حاضر بود حتی صدها برابر
این رنج و سختی را هم به خاطر آن تحمل کند.(١)
👆جا دارد از همينجا دلها را كربلايي كنيم .!
همه درمدينه شاهد بودند .
برادرها و برادرزاده ها و محارم اين بانوى بزرگوار ، اجازه ندادند حضرت معصومه تنها راهى مرو شود ، بميرم براى عمه ى سادات ، عقيله ى بنى هاشم حضرت زينب سلام الله عليها ، او هم وقتى كربلا رسيد ، محارمش دور و برش بودند ، با عزت و احترام به كربلا رسيد ، گذشت تا عصر روز دهم محرم كه مشاهده نمود همه ى محارمش بر روى خاك گرم كربلا افتادند ، بعضي نقل كرده اند كه: بني اميه بدن امام حسين عليه السلام و اصحابش را روي زمين گذاردند و زنان را از روي عمد و عناد بر شهيدان آل رسول عبور دادند، و چونام كلثوم برادرش حسين عليه السلام را مشاهده كرد كه روي زمين افتاده و آغشته به خاك و خون و عريان است، خود را از بالاي شتر بر زمين افكند و بدن برادر را در آغوش گرفت .
قرة بن قيس تميمي ميگويد: من به آن زنان نگاه ميكردم، چون بر كشتگان عبور كردند فرياد برآوردند و لطمه به صورت خود زدند، و اگر هر چه را فراموش كنم، كلمات زينب دختر فاطمه را در آن لحظه اي كه بر برادرش حسين گذشت فراموش نخواهم كرد بخدا سوگند كه بيقراريها و سخنان زينب هر دوست و دشمني را به گريه واداشت .(٢)
📚منابع
١- دانستنيهاى كريمه اهل بيت حضرت معصومه به نقل از
مجلسی، محمّدباقر، بحارالانوار، ج ٥٧، ص ٢١١، و کشّی، محمّد، اختیار معرفة الرجال، ص ٣٣٣
٢- قصه كربلا به ضميمه قصه انتقام / آقاى منفرد صفحه ٤١٠ به نقل از تظلم الزهراء ٢٢٥ رياض الاحزان ٢٤.
نفس المهموم ٣٨٦.
كامل ابن اثير ٨١ /٤؛ الملهوف ٥٦.
🏴#وفات_حضرت_معصومه_س
🏴#سبک_زمینه
🎤مداح :حاج محمود کریمی
#کانال_متن_روضه_مجمع_الذاکرین
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
دم آخر بی تو چشم من گریونه
سفر سخته من ناتموم می مونه
دیدی منو کشت آخر جدایی
کارم تمومه رضا کجایی
خواهر تو آخر از پا افتاد
تو دیارغربت تنها جون داد
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
حالا که خواهر از دیدنت محرومه
تو بیا تا اینجا دیدن معصومه
جونی برای سفر ندارم
بیا که از تو خبر ندارم
خواهر تو اومد دنبال تو
ولی بی خبر موند از حال تو
خواهر تو آخر از پا افتاد
تو دیارغربت تنها جون داد
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
واسۀ معصومه شب اشکه امشب
زیر لب می خونه چی کشیده زینب
تموم لشکر دور برادر
کنار گودال رسیده مادر
یه بدن بی سر بین گودال
خواهری که پیشش رفته از حال
یجوری ام انگار خیلی پیرم
روی پای عمه از حال می رم
@majmazakerinee
#کانال_متن_روضه_مجمع_الذاکرین
السلام علیک یا معصومه سلام الله علیها
🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴
وفات اخت الرضا فاطمه ی معصومه تسلیت
ای که قم تو را ماوا یا اخت امام رضا
دخت پاک مرتضی ذریه ی مصطفی
یا حضرت معصومه یا حضرت معصومه
ای چراغ شهر قم از نور تو روشن قم
تیرگی شد از قم گم ای پناه این مردم
یا حضرت معصومه یا حضرت معصومه
تو پناه ایرانی خواهر شاه خراسانی
گرچه دخت موسایی آمدی به مهمانی
یا حضرت معصومه یا حضرت معصومه
مهمان شده ای برما چون جان شده ای برما
چه غریب توجان دادی دور از امام رضا
یا حضرت معصومه یا حضرت معصومه
التماس دعا
شاعر اهلبیت ابوالقاسم غفاری
#زمینه #رحلت
#حضرت_معصومه سلام الله علیها
#حجت_الاسلام_شیخ_حسین_فتحی
〰️〰️〰️〰️〰️〰️
دارم میرم به دیدن داداشم
کاشکی نیاد روزی ازش جداشم
هر چی بلا باشه به جون میخرم
اومدم اصلا که براش فداشم
درمونمه امام رضا
هم خونمه امام رضا
من بی سر و سامونشم
سامونمه امام رضا
ای جونم امام رضا ۴
تا که شنیدن خواهر امامم
دیدم خودم رو غرق احترامم
ولی دلم خونه به یاد زینب
به فکر رفتنش توو شهر شامم
یا زینبه روی لبام
گریون غم کربلام
جای همه بهش زدن
سنگاشونو از روی بام
ای وای از غم حسین ۴
.
#کانال_متن_روضه_مجمع_الذاکرین