⏫⏫
امام_رضا_ع_مدح_و_مناجات
#روضه آخر ماه صفر
#روضه شهادت امام رضا(ع)
#گریز امام حسین علیه السلام
#مداح.حاج آرمین غلامی
من آمدم و قبر تو بوسيدم و رفتم
از روي ادب خاک تو بوئيدم و رفتم
تا در دم مرگم تو به ديدار من آئي
من آمدم و قبر تو را ديدم و رفتم
😭💚🕊
اي عقده گشا تا ز دلم عقده گشائي
من حلقه به دربار تو کوبيدم و رفتم
🏴🏴🏴🏴🏴🏴
🔶دو ماه زندگی ام خرج روضه های تو بود
🔶سلامِ روز و شبم سمت کربلای تو بود
🔶دلیل سجده ی ما تربت تو بوده فقط
🔶دلیل گریه ی ما مجلس عزای تو بود
🔶نگاه کن به دلی که تپیده با غم تو
🔶دلی که در همه حالات مبتلای تو بود
🔶شبی برای گدایان خود دعا کردی
🔶خدا هر آنچه به ما داد از دعای تو بود
🔶نوشته اند که جبریل هم دلش می خواست
🔶به جای این همه منصب فقط گدای تو بود
🔶تویی که نور خداوند در تو جلوه نمود
🔶تویی همان که خداوند خونبهای تو بود
🔶چگونه سمت خداوند پر زدی که زمین
🔶سه روز بعد تو دنبال رد پای تو بود
🔶میان گودیِ گودال سجده می کردی
🔶زمین کرب و بلا محو ربنای تو بود
⬅️اجرومزده شما برادران و خواهران با بی بی دو عالم فاطمه زهرا (س) انشاالله در هر گوشهای از این مجلس ومحفل نشسته آید حاجت روا بشید عزاداران ماه محرم و صفر هم به پایان رسید دوماه عزاداری هم تمام شد معلوم نیست تا سال آینده زنده باشیم یا نه که در چنین مراسماتی شرکت کنیم یانه خیلی ها بودند در سالهای گذشته دراین ایام شرکت داشتند ولی جایشان خالیست انشاالله روحشان فیض ببرد اما دعا کنید آقا اباعبدالله در لحظات آخر عمر که دستمان ازهمه جا کوتاست به فریادمان برسه
ایام مصیبت پیغمبر خدا.
و ایام شهادت آقای غریب.
کریم اهل بیت امام حسن مجتبی ۲۸ صفر بود تمام شد وامشب هم آخر صفروشهادت امام رضاست دیگه سفره محرم وصفرهم جمع شد حالاآخرصفر و روضه امام رضا(ع) برایتان بخونم همهی اموات فیض ببرند اما عزیزانی که
دلتنگ حرم امام رضا(ع) شدی صداش زدی یا امام رضا
آی کسی که هر وقت گرفتار شدی صداش زدی یا امام رضا
آی کسی که هر وقت گره به زندگیت افتاد صداش زدی یا امام رضا ع.
جوون داری ـ مشکل داری ـ در خونه امام رضا بیا...امشب شب شهادته.. آقا امام رضا رو به جان جوادش قسم بده انشاالله حاجت روا بشید خیلی ها حالا آمدند مشهد شب شهادت حرم امام رضا باشد خیلی هم آرزو دارند چنین شبی حرم مطهر امام رضا (ع) باشند
امام رضا(ع)
فرمود اباصلت من میرم مجلس مامون.
ساعتی بعد برمیگردم
اگه دیدی عبا رو سرم کشیدم
دیگه با من حرف نزن.
بدان کارم تمامه.
یا صاحب الزمان..
اباصلت میگه دیدم امام رضا از مجلس مامون بیرون اومدن.
عبا روی سر کشیدن.
حالشون منقلبه.
هی روی زمین میشینه.
هی بلند میشه.
وارد حجره شد.
صدا زد اباصلت.
درها رو ببند.
میخام تنها باشم.
یه گوشه ای داخل حجره.
این فرش ها رو کنار زد.
روی زمین نشست.
مثل مار گزیده ای از شدت درد به خودش میپیچه وناله میزنه...
خدایا یدفعه دید یه جوانی اومده...
یه گوشه ای ایستاده...
اباصلت میگه اومدم نزدیکتر...
عرضه داشتم...
من تمام درها رو بسته بودم شما از کجا وارد شدید...
فرمود اباصلت...
اون خدایی که منو از مدینه تا طوس آورده...
از در های بسته هم عبور میده...
میگه دیدم تا این آقازاده وارد حجره امام رضا شد...
حضرت خوشحال شدند...
از جاشون بلند شدند ...
هی صدا میزدند...
پسرم خوش آمدی بابا...
جوانم جواد... خوش آمدی بابا...
فهمیدم میوهی دل امام رضا...
آقام جوادالائمه است...
سر بابا رو در آغوش گرفت...
دارن با هم نجوا میکنن ...
عجب لحظات سختیه...
امام رضا داره وصیت میکنه...
اما طولی نکشید...
یه دفعه دیدن حضرت آرام آرام چشمانشون رو از این دنیا بستند...
صدای اقا جوادالائمه به ناله بلند شد...
اما خود امام رضا فرمودند...
همه روضه ها به کربلا ختم میشه...
عرضه بداریم آقا جان...
یا امام رضا...
شما رو مظلومانه به شهادت رسوندند...
اما لحظات آخر دیگه شما تنها نبودید...
وقتی چشمان مبارک رو باز کردید...
سر شما روی دامن آقا جوادالائمه بود...
اما دلها بسوزه برا اون آقایی که.
داخل گودال قتلگاه...
با لب تشنه.
سر از تنش جدا کردند.
🔸اگر کشتند چرا خاکت نکردند
🔸کفن بر جسم صد چاک نکردند
⏫⏫⏫
#روضه امام_رضا_علیه_السلام ۱۴۰۴
#مداح.حاج آرمین غلامی
ای کاش که خاک ره زوار توباشم
تا آن که مقیم تو و دربار توباشم
ای کاش که مثل همه در مشهد قدست
مهمان حریم تو و زوار توباشم
برگنبد و گلدسته ی تو چشم بدوزم
با شوق ،«تماشایی گلزار توباشم»
ای کوثر رأفت ،به زلالی تو سوگند
چون تشنه لبان ،تشنه ی دیدار توباشم
یک لحظه رهایم مکن ای کعبه ی امید
آزادیم این است گرفتار توباشم
تا آن که نصیبم بشود نور تو ،ای کاش
چون اینه ها ، نقش به دیوار توباشم
وقتی که طبیب دل بیمار تو باشی
من صحتم این است که بیمار توباشم
نیکوست که با وعده ی تو ، درسفرمرگ
دلباخته ی دیدن رخسار توباشم
*من نقل محدث قمی رو بگم"
ایشون فرمود : امام رضا رم شب دفن کردن ، تازه عروسای نوقان داشتن میرفتن خونه ی شوهر ، اون موقع هم رسم بود چندتا خانواده جمع میشدن ، برا این که هزینه ها کمتر بشه ، چند تا عروسی رو با هم برگزار میکردن تو یه مجلس ، عروسو دارن میبرن ، طایفه ها و فامیلا دنبال عروسای نوقان شادی کنان دارن میرن ، یه وقت دیدن یه بدنی رو غریبانه دارن میبرن تشیع کنن ، الله اکبر ، بعضی ها چه معرفتی به امام داشتن ، بدن امام هم میتونه ابزار هدایت باشه ، تازه عروس ها به شوهراشون گفتن مهریه هامون حلالتون ، اجازه بدید ما بریم این بدن فرزند زهرا رو دفن کنیم ... هر چی گل آورده بودن ، هر چی هدیه برا عروس ها آورده بودن ، ریختن رو بدن امام رضا ..." ای ... درستشم همینه ، بدن پسر زهرا باید گل باران بشه ...؛
قربونت برم که زنها واسطه ی دفنت شدن
فهمیدی چی میخوام بگم؟!!،،، یه همچین اتفاقی تو تاریخ یه بار دیگه هم افتاده،،، اونم مال کربلاست،،،
زنای بنی اسد اومدن به نامرداشون گفتن،،،مهریه هامون حلال،،، اجازه بدید این بدن ها رو بریم دفن کنیم،،، لذا تو زیارت ناحیه به ابی عبدالله می گی:
أَلسَّلامُ عَلى مَنْ دَفَنَهُ أَهْـلُ الْقُرى
قربونت برم که روستایی ها دفنت کردن،،، اما من میخوام بگم یا امام رضا،،،
خود حضرت رضا فرمودا:إِنْ كُنْتَ بَاكِياً لِشَيْ ءٍ فَابْكِ لِلْحُسَيْنِ
اگه میخوای برا کسی گریه کنی،،،بر حسین ما گریه کن،،،
یا امام رضا بدنتو وقتی میخواستن دفن کنن،تلی از گل و کنار زدن،،،
اما لایوم کیومک یا اباعبدالله،،،،
به به ،،، رحمت خدا بر این ناله ها،،،،
شصت شبه داری میگی حسین،،،دیگه بستونه،بازم دلت کربلا میخواد؟!!،،،
نشست کنار گودال،چه کنه زینب؟!!
_نیزه شکسته ها رو کنار بزن،،،
نه نه،،،دونه دونه اینا رو بیرون آورد،،،شمشیرا رو از بدن بیرون آورد،تازه بدنی که زیر سم اسب رفته،،،اما ادب اقتضا میکنه روضه ی خود امام رضا رو بگم،،،برا ابی عبدالله اینجوری روضه خواند،،،
به خدا ما که هنوز یه دل سیر براش گریه نکردیم،،،چقد زود داره این سفره جمع میشه،،،چه شبای خوبی بود چه روزای خوبی بود،،، صبح و شاممون با تو شروع میشد،،، ان شاالله عمرمونم با تو تموم بشه آقا؛،،، ان شاالله تو بیای بالا سرمون،،،
امام رضا فرمود: یابن شبیب إِنْ كُنْتَ بَاكِياً لِشَيْ ءٍ فَابْكِ لِلْحُسَيْنِ
چرا؟ علتشم فرمود،اگه نمی گفت جرات نمیکردیم اینجوری بگیم:
فَإِنَّهُ ذُبِحَ کَمَا یُذْبَحُ الْکَبْشُ اخه مثل یه مذبوح سر از بدنش جدا کردن،،، یدونه شباهتشو بگم،،،میخوام بگم شباهتش اینه،تو ماها اگه بخوان یه گوسفندی رو سر ببرن،،،یه مذبوحی رو ذبح کنن،همه دورش جمع میشن،همه خوشحالن، هر کی میگه من از این مذبوح سهمی دارم،،، ( فهمیدی چی گفتم؟!!) همه دورش حلقه زدن،،، اخنس گفت عمامه ش رو من میبرم،،،بجدل گفت انگشترشو من میبرم،،، خولی گفت سرشو من میبرم،،،، همه دارن شادی می کنن،،،
حسین،،،،،
نوحه امام عسکری.mp3
زمان:
حجم:
2.99M
#صوت مراسم
#روضه شهادت امام عسکری،(ع)
#نوحه شهادت امام عسکری(ع)
#مداح..حاج آرمین غلامی
#جمعه۳۱شهریورماه۱۴۰۲
#حسینیه حجت الاسلام میرمعینی کرمانشاه
🔴 #نــــــــشر حداکثری ☝️
👇👇👇
نوحه وروضه شهادت حضرت محسن(ع).mp3
زمان:
حجم:
5.48M
#صوت مراسم
#روضه شهادت حضرت محسن(ع)
#نوحه شهادت حضرت محسن(ع)
#مداح..حاج آرمین غلامی
#عصریکشنبه۲۶شهریورماه۱۴۰۲
#حسینیه کرم کرمانشاه
🔴 #نــــــــشر حداکثری ☝️
👇👇👇
روضه محسنیه...mp3
زمان:
حجم:
12.01M
#صوت مراسم
#روضه شهادت حضرت محسن(ع)
#مداح..حاج آرمین غلامی
#عصرجمعه۳۱شهریورماه۱۴۰۲
#مسجدحسین ابن علی(قربی) کرمانشاه
🔴 #نــــــــشر حداکثری ☝️
👇👇👇
روضه حضرت زهرا.س..mp3
زمان:
حجم:
4.94M
#صوت مراسم شام غریبان امام رضا(ع)
#روضه ایام شهادت حضرت محسن(ع)
#مداح..حاج آرمین غلامی
#شام شنبه۲۵شهریورماه۱۴۰۲
#مسجدمعتمدالدوله،کرمانشاه
روضه حضرت سکینه....mp3
زمان:
حجم:
8.93M
#صوت مراسم
#روضه شهادت حضرت سکینه(ع)
#کریز امام حسن عسکری
#مداح..حاج آرمین غلامی
#شام پنجشنبه۶شهریورماه۱۴۰۲
#مسجدرشیدی کرمانشاه
🔴 #نــــــــشر حداکثری ☝️
👇👇👇
#شهادت_حضرت_محسن_علیه_السلام
#روضه
#ایام_محسنیه
#شنبه۸شهریورماه۱۴۰۴
#مسجدمعتضدی
#،مسجدآیت الله بروجردی(ره)
#مداح.حاج آرمین غلامی
◼️ #ریختن_تو_خونت_با_داد_و_بیداد
😭😭
#شهادت_حضرت_محسن_علیه_السلام
#روضه ونوحه امام عسکری
#ایام_محسنیه
#شام شنبه۸شهریورماه۱۴۰۴
#منزل برادرمرادحاصلی/بهار
#مداح.حاج آرمین غلامی
◼️ #ریختن_تو_خونت_با_داد_و_بیداد
😭😭
روضه امام عسکری۱۳.mp3
زمان:
حجم:
8.13M
#روضه و توسل ویژه شهادت ابا المهدی آقا امامحسن عسکری علیه السلام اجرا شده ۱۴۰۳به نفسِ حاج آرمین غلامی
●━━━━━━─────👇
.🤞
#روضه و توسل ویژه شهادت ابا المهدی آقا امامحسن عسکری علیه السلام اجرا شده ۱۴۰۳به نفسِ حاج آرمین غلامی
●━━━━━━───────
مامورا هر چه گشتن این بچه رو پیدا نکردن و رفتن. امام حسن عسکری تا برگشت نرجس خاتون گفت: آقا من بچمو از تو میخوام. ریختن تو خونه مجبور شدم بچه رو تو چاه بندازم. این اتفاق توی کودکی برای امام حسن عسکری هم افتاده بود حضرت بچه که بود یه بار توی چاه افتاده بود .زنها اینقدر به سر زدن گریه و شیون کردن..امام هادی فرمودن: غصه نخورید بچه بدون اینکه حتی تنش خیس شده باشه میاد بیرون آب چاه اومد بالا و امام هادی دیدن امام حسن عسکری اومدن بیرون...اراده الهی ست امام زمان ما هم همینطور.حضرت فرمود: غصه نخور این بچه آرام آرام تو چاه بود. آب اومد بالا بچه رسید به دست مادر..یه مادر بیقرار و مضطربی بچه بهش رسید نگران بود بچه جان نداده باشه یه وقت اما بچه سالم اومد بغلش یه اشاره کنم..یه مادریم دم خیمه منتظر بود گفت: الان بچه ام سیراب برمیگرده از شدت عطش این بچه فرمودن محتضر شده بود یعنی آبم میرسید به این بچه فایده نداشت...*
ذره ذره نفسش سوخت تنش آب شده
هشت روز است که اینگونه تقلّا دارد
سر او روی زمین مانده در این مدت نه..
پسری هست به دامن سر بابا دارد
*حضرت اومد بالا سر پدر آب رو یا اون جوشانده رو که به دست بابا داد امام عسکری اومد بخوره اینقدر دست حضرت میلرزید. حتی این هشت روزه خدا لعنت کنه نامردا رو طبیب درباری میفرستادن منزل حضرت به بهانه اینکه طبابت کنه اما ببینه آیا تو خونه طفلی هست یا نه..*
*روایت میگه زمانی امام عسکری رو دفن کردن مردم متفرق شدن خلیفه و اصحابش ترسان و مضطرب شدن گفتن دنبال این پسر هر جور هست باید بگردیم. چون دیدن حضرت بر بدن امام حسن عسکری نماز خوند. هیچکی تا حال ندیده بود ایشون رو هیچکی.. عموش جعفر کذاب اومد نماز بخونه بر امام. حضرت عمو رو کنار کشیدگفت اونی که باید نماز بخونه منم ..نماز خوند بر بدن امام معصوم...
بلافاصله بعد نماز دیگه کسی حضرتو ندید.
سلطان و اصحابش مضطرب دنبال آقای ما حجه ابن الحسن گشتن..از اینجاش یه اشاره روضه داره.. دیگه شروع کردن تفتیش همه خونه ها اینقده ریختن تو منزل حضرت گشتن دنبال این آقازاده نتونستن پیداش کنن...حتی جسارت کردن..
خانه اش کرب و بلا حجره او گودال است
هشت روز است به لب وا حسینا دارد
هشت روز است که در خلوت خود میخواند
چقدر گودی گودال مگه جا دارد
روضه میخواند چرا آن همه طولش دادند
یک نفر تشنه مگر آن همه بلوا دادند
یا بقیه الله!
وقت دادند سه ساعت سر فرصت بزنند
شمر آنجاست ولی با همه دعوا دارد
آه از آن سینه که سنگینی پا را حس کرد
وای از آن تیغ که بد کینه از آقا دارد
شمر مشغول حسین است گهی هم میزد
خواهری را که به سر چادر زهرا دارد
*چند جمله ام برا وفات حضرت سکینه بخونم..*
بیقرار و حزین تو منم
دختر تو سکینه منم
همونی که اگه تو بری
به غم تو میشینه منم
گفت بابا!
الهی سکینه ت بمیره
فکر من کجاها نمیره
نکنه بی حیا شه سَنان
موهاتو توی دست بگیره
اینقدر این بانو روضه داره.. بحث وداع شد اینم بگم.. آخرین وداع ابی عبدالله این بود رفت برگشت سمت خیمه راوی میگه هر نفسی که ابی عبدالله میزد از لای این زره خون بیرون میزد حالا اومده داره وداع میکنه این وداع چه کرد با ابی عبدالله...
یه وداعم اینه ابی عبدالله میخواست حرکت کنه دید اسب حرکت نمیکنه دید یه نگاه کرد دید سکینه جلوی اسبو گرفته بابا بیا پایین از مرکب تا نیای حرف نمیزنم بچه رو بغل کرد بابا قربونت بره چرا اینقدر گریه میکنی؟ گفت: بابا! یادته خبر مسلمو آوردن دختر مسلم حمیده رو بغل کردی من اونجا فهمیدم حمیده یتیم شده تو دست نوازش رو سرش کشیدی.. گفت بابا منم میدونم بری یتیم میشم منم همونطوری بغل کن دست نوازش رو سرم بکش*
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
#اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج
#روضه_امام_حسن_عسکری
#روضه_سیدالشهدا_علیه_السلام
#حاج_آرمین _غلامی۱۴۰۳
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
.👇