eitaa logo
، اشعارمجنون کرمانشاهی(حاج آرمین غلامی)
629 دنبال‌کننده
8.8هزار عکس
5.4هزار ویدیو
954 فایل
اشعار ناب آیینی اثرشاعر ومداح اهل بیت (ع)حاج آرمین غلامی متخلص به (مجنون کرمانشاهی) شاعر۱۱/کتاب شعرآیینی،عاشقانه(فارسی،کردی)
مشاهده در ایتا
دانلود
لیالی: ماجرای👈 ولادت امام حسن مجتبی السلام امام (ع)، در سال سوم به دنیا آمد، و مشهور آن است كه این مولود فرخنده در شب 👈نیمه ماه رمضان-بهترین ماههاى خدا-متولد شده و البته در این باره در كتابهاى و سنت اقوال دیگرى هم نقل شده كه مشهور است داستان و مراسم نامگذارى و اما داستان ولادت به گونه ‏اى كه در 👈روایات شیخ صدوق(ره)در امالى و علل و عیون اخبار الرضا(ع)و روایات دیگر محدثین شیعه و اهل سنت آمده و از امام (ع) روایت‏شده این گونه است كه فرمود چون 👈فاطمه(س)فرزندش حسن را به دنیا آورد، به پدرش على(ع) عرض كرد: نامى براى او بگذار، على(ع)فرمود: 👈من چنان نیستم كه در مورد نامگذارى او به رسول خدا پیشى گرفته و سبقت جویم. در این وقت رسول (ص)بیامد، و آن كودك را در پارچه زردى پیچیده به نزد آن بردند.حضرت فرمود:👈 مگر من به شما نگفته بودم كه او را در پارچه زردنپیچید؟سپس آن پارچه را به كنارى افكند و 👈پارچه سفیدى گرفته و كودك را در آن پیچید، آنگاه رو به على(ع)كرده فرمود: آیا او را نامگذارى كرده ‏اى؟ عرض كرد:👈 من در نامگذارى وى به شما پیشى نمى‏گرفتم! رسول خدا(ص)فرمود: من هم در نامگذارى وى بر سبقت نمیجویم👇 در این 👈وقت‏خداى تبارك و تعالى به جبرئیل وحى فرمود كه براى محمد پسرى متولد شده، به نزد وى برو و برسان و تبریك و تهنیت گوى و به وى بگو: براستى كه نزد تو به 👈منزله هارون است از موسى، پس او را به نام پسر هارون نام بنه! 👈جبرئیل از آسمان فرود آمد و از سوى خداى تعالى به وى تهنیت گفت و سپس اظهار داشت: 👈خداى تبارك و تعالى تو را مامور كرده كه او را به نام پسر هارون نام بگذارى. رسول خدا(ص)پرسید: نام پسر چیست؟عرض كرد: «شبر».فرمود: زبان من عربى است؟ عرض كرد:👈 نامش را«حسن‏»بگذار، و رسول خدا(ص)او را حسن نامید... و در برابر این روایت، 👈روایات دیگرى هم در كتابهاى علماى شیعه و اهل سنت آمده كه چون حسن(ع)به دنیا آمد، على(ع)او را«حرب‏»نامید، و چون رسول خدا(ص)اطلاع یافت‏به 👈على(ع)دستور داد آن نام را به‏«حسن‏»تغییر دهد. و یا اینكه (ع)نام این نوزاد را«حمزه‏»گذارد و چون به دنیا آمد نام او را«جعفر»گذارد، و پس از آن رسول (ص)على(ع)راطلبیده و به او فرمود: 👈 به من دستور داده شده كه نام این فرزند خود را تغییر دهم، سپس به على(ع)دستور داد كه نام آن دو را«حسن‏»و«حسین‏»بگذارد، و على(ع)نیز به دستور آن حضرت عمل كرد.. ولى همان گونه كه كشف الغمه گفته است، این مطلب بعید به نظر مى‏رسد، و خلاف مشهور و ضعیف است، و 👈مشهور همان است كه در روایت‏ بالا ذكر شد، و باقر شریف در كتاب حیاة الحسن این گونه👈 روایات را از موضوعات و جعلیات دانسته و دلیل هایى بر این مطلب ذكر كرده كه بهتر است‏براى اطلاع بیشتر به همان كتاب مراجعه نمایید و در 👈روایات بسیارى از طریق اهل سنت آمده كه این دو نام 👈شریف‏«حسن‏»و«حسین‏»در جاهلیت‏ سابقه نداشته و از نامهاى بهشتى است، و متن یكى از آن روایات كه طبرى در كتاب العقبى روایت كرده، این گونه است كه عمران بن سلیمان گفته:👇 «الحسن و الحسین اسمان من اسماء اهل الجنة، ما سمیت‏بهما فى الجاهلیة 👈(حسن و حسین دو نام از نامهاى اهل بهشت است كه در زمان ‏سابقه نداشته است.) 👈انجام مراسم دینى و سنتهاى مذهبى از جمله سنتهاى اسلامى درباره ، گفتن اذان و اقامه در گوش راست و چپ اوست كه رسول خدا(ص)این را درباره این نوزاد عزیز انجام داد، و پس از اینكه او را به دست آن حضرت دادند،👈 در گوش راستش‏ اذان و در گوش چپ او اقامه گفت و نیز براى نوزاد جدید كرد(یعنى گوسفندى🐑 براى او قربانى كرد و یك ران آن را به قابله داد، و در برخى از روایات است كه این كار را در روز انجام داد و در 👈روایت كلینى(ره)در كافى این گونه است كه پس از عقیقه این دعا را خواند «...بسم الله عقیقة عن الحسن‏» (به نام خدا این عقیقه‏اى است از حسن...) و به دنبال آن نیز این دعا را خواند:👇 «اللهم عظمها بعظمه، و دمها بدمه، و شعرها بشعره، اللهم اجعله وقاءا لمحمد و آله‏» (خدایا استخوان آن در برابر استخوان این نوزاد، و گوشتش در برابر گوشت وى، 👈و خونش در برابر خون او، و مویش در برابر موى او، خدایا آن را وسیله حفاظتى براى و خاندانش قرار ده.) و همچنین رسول (ص)دستور داد👈 موى سر نوزاد را در روز هفتم بتراشند و هم وزن آن نقره صدقه دهند، و سپس بر سر نوزاد«خلوق‏»-كه نوعى عطر مخلوط بوده-مالید، و به دنبال آن به عنوان مذمت از و شیوه معمول آن زمان كه خون بر سر نوزاد مى‏ مالیدند به اسماء كه راوى حدیث است فرمود:👈 «یا اسماء الدم فعل الجاهلیة‏» (اى اسماء مالیدن خون بر سر نوزاد از كارهاى زمان جاهلیت است! و در پاره‏اى از👈 روایات اهل سنت آمده كه در روز ه
👤محدث مظلوم مرحوم برسی رحمه الله نقل می کند: 🔰و از آن اخبار روایت عمار بن یاسر است که گفت: همراه با آقایم امیرالمؤمنین روزی در قسمتی از صحراهای حیره بودم که ناگهان ناقوس را به صدا درآورد پس امیرالمؤمنین به من فرمود : ای ! آیا میدانی چه میگوید؟ گفتم ای مولای من ناقوس چه میگوید ؟ فرمود : همانا او برای مثلی میزند و میگوید: 🌸ای دنیا را رها کنید و قدری آهسته تر و با نرمی و مدارا [ پیش بروید ] 🌸همانا خدا به درستی و راستی بی نیاز و پایدار است 🌸ای خدای ما همانا دنیا ما را کرد و داد 🌸هیچ روزی بر ما نمیگذرد مگر این که قسمتی از ما را ضعیف و ناتوان میکند 🌸نمی دانیم چه از دست داده و ضایع کرده ایم مگر آن گاه که بمیریم میفهمیم چقدر زبان کردیم 🔰عمارگفت: فردا نزد راهب آمدم و به او گفتم را بزن : گفت به آن چه کار داری حال آن که تو ؟ گفتم سرش را به تو نشان میدهم پس شروع کرد به زدن ناقوس و من آن چه امیرالمؤمنین دیروز فرموده بود را بر آن خواندم پس به افتاد و و گفت به درستی که نزد من به خط (وصی موسی) دست نوشته ای است که همانا خداوند در امتها رسولی را میکند که او دارد که آن چه ناقوس میگوید را میداند! 📚مشارق‌انوارالیقین‌فی‌حقایق‌اسرارامیرالمومنین‌ج۱ ص۱۲۷ 📚ترجمه مشارق‌انوارالیقین‌ ج۱ ص۱۶۹ 📚الأمالي للصدوق ج۱ ص۲۹۵