📋 #روضه_امام_کاظم (ع)
#گریز_به_روضه_حضرت_رقیه (س)
#متن_روضه / *بخش دوم صوت*
#شهادت_امام_کاظم (ع)
مداحیهای حاج آرمین غلامی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
امام رضا (ع) با حضرت معصومه سلام الله علیها نشسته بودن ، یه مرتبه این خواهر دید امام رضا از نظرها غائب شد، ساعتها رفت، بعد از ساعتها برگشت....
یه نگاهی به داداش کرد. دید موها آشفتهست، سر و رو خاکیه، لباسها خاکیه، صورت برآشفتهست؛ کجا بودی داداش؟ چرا سر و وضعت اینطوریه؟
صدا زد خواهرم دیگه بیبابا شدیم، دیگه نمیخواد منتظر بابا باشی.
فقط یه خبر برا این خانوم آوردن. اینقدر گریه کرد....
دختره ، دخترا باباییان ، فقط یه خبر براش آوردن...
اما قربون اون دختری برم، کاش براش خبر میآوردن؛ یه مرتبه دید یه سر بریده رو آوردن...
حسین...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#کانال_نوحه_روضه
◾️◾️◾️◾️◾️◾️◾️
🏴#شهادت_امام_موسی_کاظم_علیه_السلام
🏴#متن روضه موسی ابن جعفر🤞🤞
🎤مداح :حاج آرمین غلامی
آقا اصالتاً که سلیمان ما تویی
حالا شدی اسیر خیالات مورها
بمیرم برات ... چهارده سال از این زندان به اون زندان ... از این حبس خانگی به اون حبس خانگی ، آخرالامر هم تو سیاه چالِ نمور و تاریک ... روز و شب از هم تشخیص داده نمیشد ...
شب ها دائم الصلاه بودی و روزها روزهدار ... صدا میزد خدا من از تو جای خلوتی میخواستم با تو مناجات کنم و حرف بزنم ... ولی این زندان آخر و زندانبانِ آخر نمیدونم چی بود! اون آقایی که هی میگفت خدا ، یه جای خلوت به من بده باهات حرف یزنم ، توو این زندان آخر هی میگفت کی منو راحت میکنی؟ خدا دیگه مرگِ منو برسان .. مثل مادرش که هی صدا میزد خدا کی مرگِ فاطمه رو میرسانی .. تو سجده ناله میزد خدا مرگِ موسی بن جعفر رو برسان ...
خورشید هم
اجازه ی داخل شدن نداشت
در مَحبسِ تو
محبس مهتاب و هورها
داوودها به صوت شما
گریه میکنند
خیس است آیههای خدا
در زبورها
هارون زندگیِ تو
قارون قصه هاست
موسی ، اسیر مانده
میان شرورها
با تازیانه بر تن تو
خط نوشته اند
قربانیِ وِقاحتِ
جمع جسورها ...
این روزها
به مادر خود گریه میکنی
اشکی عجیب
گریه ی چشمِ غیورها
( دیگه بریم کربلا با موسی ابن جعفر .. روزهای پایانی ماهِ رجب و آخرِ سال .. )
سرد است قتلگاه تو
برعکسِ کربلا
پس گریه میکنی تو
به یاد تنورها ...
( با موسی ابن جعفر برا جدش ابی عبدالله گریه کنیم ... )
هرجا که سر گذاشت
برآن ریگهای داغ
از تاب رفت و
باز به جای دگر گذاشت
شب جمعهست ... امشب اگر کسی هم نباشه کربلا ! مادرش زائرِ حرمِ .. انبیاء و اولیاء میان کربلا .. فاطمه جان، مادر جان روزهای آخرِ ساله .. دست ما رو پر کن .. ما کلی به روضههای حسینت اشک بدهکاریم .. اگه امسال کم گذاشتیم ما رو حلال کن ...
خاک های گرم گودال رو زیرِ صورتش جمع کرد ... هی صدا میزنه یا غیاثَ المستغیثین .. ( کی صدا زد خدا به فریادم برس؟!) دید نانجیبا صدا میزنه سمتِ خیمهها حمله کنید ... دیگه طاقت نیاورد هی میگه یا غیاثَ المستغیثین .. اما خواهر مگه طاقت میاره برادر رو تو این حال ببینه؟ صدا زد: اَما فیکُم مُسلِم ؟! یه نفر مسلمان بین شما نیست ؟ دستِ آخر رو کرد : يَا عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ أَ يُقْتَلُ أَبُو عَبْدِ اللهِ، وَأَنْتَ تَنْظُرُ إِلَيْه (1) حسین ...
#کانال_نوحه_روضه