هدایت شده از روزهای مادرانه
میدونی رفیق؟
من این شکل از زن بودن رو به هر شکل دیگهای ترجیح میدم. زن به مثابه انسانِ مقاومِ جریانسازِ سازنده!
#زن_ایرانی
#شب_شصت_و_چندم
#کتاب
چراغها را من خاموش میکنم
شنیدنش را در راه کاشان شروع کردم. نشان میگفت دو ساعت توی راهیم. وقتی کلاریس رفت خانهی جی چهار مهمانی سیمونیانها، رسیدیم به باغ فین. گوشی را گذاشتم کنار و تا آن موقع هنوز خودم را یک توریست نمیدانستم. تا اینکه یک اتوبوس آدم رنگ و وارنگ نزدیک به منارههای خشتی باغ فین پیاده شدند و مردی که ریش پروفسوری و تیشرت آبی داشت بلند، جوری که صدایش به همهمه خانمها تا آن انتها برسد گفت: تورِ من جمع شن اینجا و دو کف دستش را به هم کوبید چندبار جمله را تکرار کرد. همه جمع شدند کنار در ورودی باغ که تازه باز شد و مردهای کارتخوان به دست برای دادن بلیت کارت کشیدند. من و شوهرم خندیدیم و پشت آدمهای توریست رفتیم توی باغ. مرد تقریبا چاق با آن ریش پروفسوری که حالا ایستاده بود رو به روی کوشک قاجاری برای آدمها میگفت: میدونین ویژگی باغ ایرانی چیه؟
حوصله نداشتم همراه آنها شوم و خودمان چرخیدیم توی باغ. فکر کردم شاید شوهر کلاریس همین قیافه را داشت و کلاریس چقدر با جزئیات به زندگی نگاه میکرد. به درختهای چند صد ساله باغ نگاه میکردم و فکر کردم خوب است آدم اینقدر جزئی نگری کند یا نه؟
کلاریس ماند توی آن خانه کمنور، پشت میز غذا خوری سیمونیانها چاتنی تند هندی زن کوتاه قامت میزبان را هم میزد و من قول دادم زود بروم سراغش. لحظات توریستی ما که تمام شد تمام راهِ برگشت تا قم را شبنم مقدمی حرف زد و من شنیدم. لبخند زدم و فکر کردم شاید باید خیلی صحبت کنم. شاید حرف زدن اولین نسخه علاج بعضی از مشکلات آدمهاست.
پ.ن؛
سعی کردم گزارش پر جزئیاتی بنویسم. اما زویا پیرزاد کجا و این پرت و پلا نویسی من کجا؟:) چخجعفقالچخحجختا
یادم باشه یه عکس از درخت ۴۸۰ ساله باغ فین بذارم تو کانال. با این عنوان که قدمت درختهای ما از طویلهی اسرائیل خیلی خیلی بیشتره.
هدایت شده از علیرضا زادبر
#معرفی_کتاب
این کتاب نامگذاری دقیقی دارد: التهاب دویست ساله
همان دو قرنی که مدام درباره آن صحبت میکنیم. تفاوت در این است که کتاب براساس نگاه رهبر شهید به تاریخ معاصر جمع آوری شده است. حتما بخوانید
@Politicalhistory
برادرم هیچ وقت میانهای با نقاشی نداشت. دفتر نقاشی تمام سالهای دبستانش، پر بود از آدمکهای کله گردالی با تن و دستهایی به قائده یک نخ نازک. هیچ کدام از آدمکهایش هم رنگ به رو نداشتند. تمام آنسالها مدادرنگیهایش سهم من بود. شهریور سالی که میرفت اول راهنمایی با مامان رفتیم لوازم تحریر بخریم و من به اسم او یک بسته مداد رنگی بیست و چهار رنگه خریدم و تا همین چندسال پیش ازش استفاده کردم.
دیشب که رسیدم میدان پنج شش تا نوجوان خوش قد و بالا، همسن و سال برادرم کنار نیسان آبیِ بلندگو به پشت، ایستادند و روی آسفالت اثر هنری خلق کردند. خوش خطشان نوشت مرگ بر آمریکا و اویی که مثل برادرم ته هنرش یک آدمک کله گردالی بود مسئول کشیدن مردک کله زردی شد که یک موشک بالستیک خیبر شکن دهان گندهاش را مورد عنایت قرار داده بود. تمام مدت نگاهشان کردم. با لبخند. انگار که چندین برادر داشتم که ته ته هنرشان را ریخته بودند کف خیابان و با انگشتها و سر آستینهای گچی ایستاده بودند کناری و داشتند میگفتند حیف این همه استعداد هنری نیست که تا الان رو نکرده بودند.
خندیدند و رفتند و من تا مدتها آنجا ماندم. تا وقتی که پیرها با عصا، جوانها با خنده و کودکان تاتیتاتی کنان پا کوبیدند روی کلمه آمریکا و کم کم آن اثر هنری خلق شده را با لگدهایشان کمرنگ و کمرنگتر کردند.
من تا مدتها آنجا ایستادم. به نقاشی گچی و کمرنگ کف خیابان نگاه کردم. به نوجوانهایی فکر کردم که توی مدرسه به زور نقاشی میکشیدند اما حالا با اشتیاق گچهای رنگی رنگی میخرند و اعتقاداتشان را کف آسفالت نقاشی میکنند.
مکروبه🇮🇷
آخرهای اردیبهشت بوی کتاب میده. بوی قدمهای باوقار کتابخوانترین رهبر دنیا در نمایشگاه مملو از کتاب
یه لیست کوچولو از کتابهایی که امسال میخوام، تهیه کردم
براتون میفرستم.
هدایت شده از محمدامین نخعی
دحوالارض.mp3
زمان:
حجم:
20M
🌏 چرا باید دَحو الأرض را پاس بداریم و جشن بگیریم؟
قبله، کعبه، توحید و ولایت مفاهیمی هستند که باید با نگاه به دحو الارض آنها را از نو شناخت!
https://eitaa.com/joinchat/995557609Cbefd88e171
هدایت شده از مکروبه🇮🇷
وقتی رعد و برق میزنه
دعای امام سجاد رو بخونیم:
اللَّهُمَّ وَ إِنْ كُنْتَ بَعَثْتَهَا نِقْمَةً وَ أَرْسَلْتَهَا سَخْطَةً فَاِنَّا نَسْتَجِيرُكَ مِنْ غَضَبِكَ ، وَ نَبْتَهِلُ إِلَيْكَ فِي سُؤَالِ عَفْوِكَ ، فَمِلْ بِالْغَضَبِ إِلَى الْمُشْرِكِينَ ، وَ أَدِرْ رَحَى نَقِمَتِكَ عَلَي الْمُلْحِدِينَ .
بار خدايا! اگر آن ابرها را براى عذاب و كيفر برانگيختهاى، و از روى خشم فرستادهاى، پس ما از خشم و غضبت به تو پناه مىبريم، و براى طلب عفو و بخشش به درگاه تو زارى مىكنيم، پس خشم را متوجه مشركين گردان و آسياى عقوبت را بر ملحدان به چرخش درآور.
هدایت شده از علیرضا زادبر
از امشب همانند شب نخست جنگ در خیابان باشید. خیابان از امشب تعیین کننده تر از گذشته خواهد بود.
@Politicalhistory