✍حاجت گرفتن از شهید عارف محمد حسین یوسف الهی قسمت سوم...
🔸چه دلاورانی بودند و چه انسانهای بزرگی ؛ شهدا عزیز کرده های خداوندند و من باور دارم که چنین است.
🔹خداوند خود فرموده است ؛ وَلا تَحسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلوا في سَبيلِ اللَّهِ أَمواتًا ۚ بَل أَحياءٌ عِندَ رَبِّهِم يُرزَقونَ...
🔸که آنها زنده اند و در نزد پروردگار شان روزی می خورند و این روزی از همان عطیه ای است که اولیاء خداوند از آن بهره می برند و بدلیل قربشان به پروردگار به آن دست یافته اند.
🔹این دردانه های پروردگار بی دلیل به این مقام نرسیده اند که همچون سالارشان سر بر کف گرفته و در میدان عشق خداوند جانفشانی نموده و به این مرتبه رسیده اند و به همین دلیل روزی خاص نصیبشان می شود.
✅و چه روزی گوارایی !
🟢و از آن به ما بندگان هم به اندازه ی ظرفیت هایمان و درخواست هایمان می رسد.
🔸حرمت نگه داشتن برای سالار شهیدان باید با حرمت نگه داشتن برای این شهدا هم باشد که اینان اصحاب امام حسین علیه السلام در این زمان هستند.
🔹و آذر ماه بالاخره عازم سفر حج عمره شدم و من شهید یوسف الهی را در ثواب زیارت شریک کرده ام احساس می کنم که شور و حال نماز و دعایم از اوست.
🔸معنویت خانه خدا با هیچ جایی برابر نیست و جا های دیگر در مقابل عظمت و شکوه معنوی خانه خدا رنگ می بازد.
💢ادامه دارد...
#شهید_یوسف_الهی
┄┅ ❥❥❥ ┅
#جان_فدا
لینک کانال روایتگران راهیان مکتب حاج قاسم
🍀⚘🍀⚘🍀⚘
http://eitaa.com/maktabehajqasemsoleimani
روایتگران راهیان مکتب حاج قاسم سلیمانی(مجمع)
✨📚✨﷽✨📚✨ 📚✨📚✨ ✨📚✨ 📚✨ ✨ صلوات و سلام خداوند برارواح طیبه ی شهیدان 📖روایت «#در
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
✨📚✨﷽✨📚✨
📚✨📚✨
✨📚✨
📚✨
✨
صلوات و سلام خداوند برارواح طیبه ی شهیدان
📖روایت «#دردانه_کرمان»
🔸خاطراتی از سردارشهید حسین بادپا
🔹فصل : سوم
🔸صفحه: ۱۳۲-۱۳۳-۱۳۴
🔻ادامه قسمت: ۷۰
زیر بغلش را گرفتم.
آوردمش داخل اتوبوس.
محمدرضا را کنار حسین خواباندم؛ طوری که سرحسین و محمدرضا، کنارهم قرار گرفت.
همین که کنارهم قرار گرفتند، حسین یوسف الهی، دستش را روی صورت محمدرضا گذاشت.
محمدرضا هم دستش را گذاشت روی سینه ی حسین.
دوتایی آرام آرام با هم حرف می زدند و گریه می کردند.
حالم خیلی بدشده بود.
صحنه ی غریبی بود.
بی اختیار اشکم درآمد.
می بایست می رفتم بقیه ی بچّه ها را می آوردم داخل اتوبوس.
همین که خواستم از اتوبوس پیاده شوم ،حسین یوسف الهی گفت «آقای نژاد ،سلام من رو به همه ی بچّه ها برسون.
بگوممکنه دراین مدّت اذیّت شون کرده باشم؛ ناراحتی پیش اومده باشه؛ من رو عفو کنند.».
بغض، طوری گلویم را گرفته بود که قادر نبودم چیز دیگری بگویم.
فقط گفتم «چشم. ».
رفتم داخل سالن.
حسین بادپا، مهدی زینلی و دیگر بچّه ها را کمک کردم و یکی یکی داخل اتوبوس بردم.
بچّه ها را اعزام کردند به بیمارستان لبافی نژاد تهران.
مدّتی در آنجا بستری بودند.
محمدرضا کاظمی و حسین یوسف الهی ، هردو به علت مصدومیت شیمیایی شهید شدند.
قسمت : ۷۱
همرزم شهید: مرتضی حاج باقری
حسین شیمیایی شده و از ناحیه ی چشم آسیب شدیدی دیده بود.
سرو گردنش هم جراحت هایی برداشته بود.
حسین را منتقل کرده بودند به یکی از بیمارستان های تهران.
یک ماه، نه جایی را می دیده، نه قدرت تکلّم داشته.
بعد از یک ماه که تقریباً رو به بهبود بوده، یکی از پرستارها می آید بالای سرحسین.
ازش می خواهد که نشانی خانواده اش را بدهد تا آن ها را از وضعیتش باخبر کنند.
حسین چون حرف زدن برایش سخت بوده، یک کاغذ و خودکار می گیرد وشماره ی تلفن و اسم و فامیل دایی اش را که کارمند بیمارستان رفسنجان بوده، روی کاغذ می نویسد.
خلاصه، خانواده ی حسین، بعد از یک ماه، از سلامت پسرشان باخبر می شوند و می آیند تهران.
بعد از چند روز، حسین را مرخص می کنند و انتقال می دهند به بیمارستان رفسنجان.
در این مدّت که در بیمارستان بستری بوده، هروقت مادرش را می بیند، می گوید «مادر، ازت دلگیرم! چرا دعا کردی که من شهید نشم؟ من از همه ی رفقام جاموندم.
همه رفتند.
من رو تنها گذاشتند…».
مادرش می گوید «هنوز تو خیلی کار داری. شاید مصلحت تو این بوده بمونی.
نگران نباش. ».
#قسمت_اول👇
┄┅ ❥❥❥ ┅
#جان_فدا
لینک کانال روایتگران راهیان مکتب حاج قاسم
🍀⚘🍀⚘🍀⚘
http://eitaa.com/maktabehajqasemsoleimani
✨
📚✨
✨📚✨
📚✨📚✨
✨📚✨📚✨📚✨
11.49M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سخنان شهید حاج قاسم سلیمانی در رابطه با شهید خبرنگار محسن خزائیدر دیدار با خانواده شهید
┄┅ ❥❥❥ ┅
#جان_فدا
لینک کانال روایتگران راهیان مکتب حاج قاسم
🍀⚘🍀⚘🍀⚘
http://eitaa.com/maktabehajqasemsoleimani
📕⚘حسین پسر غلامحسین
۲۵ دقیقه سر پست خوابم برده بود و دفترچه را از خودم نوشتم. روز بعد محمدرضا کاظمی مرا صدا زد و گفت: حسین تو شهید نمی شوی!
رنگم پرید و فهمیدم قضیه از چه قراره، ولی اینکه از کجا فهمیده بود برایم خیلی مهم بود.
گفتم چرا شهید نمی شوم! گفت: خودت میدانی!
بله محمدرضا فهمیده بود که من آن شب خواب موندم و دفترچه رو از خودم نوشتم. اصرار کردم چگونه متوجه شده .
گفت: من و محمدحسین یوسف الهی تو قرارگاه شهید کازرونی اهواز داخل سنگر خواب بودبم، نصف شب محمدحسین مرا بیدار کرد و گفت: محمدرضا! حسین الان سرپست خوابش برده و کسی نیست که جزر و مدّ آب را اندازی بگیرد.
وقتی اسم محمدحسین یوسف الهی را شنیدم ، دیگر همه چیز دستگیرم شد. او را خوب می شناختم و باورم شد که شهید نمی شوم !
☘⚘به روایت از شهید- حسین -بادپا
#جان-فدا❤
💠:http://eitaa.com/maktabehajqasemsoleimani
------------------------------------------
✍رهبر انقلاب:
حاج قاسم سلیمانی نمونهی برجستهای از تربیتشدگان اسلام و مکتب امام خمینی بود.
┄┅ ❥❥❥ ┅
#جان_فدا
لینک کانال روایتگران راهیان مکتب حاج قاسم
🍀⚘🍀⚘🍀⚘
http://eitaa.com/maktabehajqasemsoleimani
10.98M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍خب اینهمه پیروزی خدا بهمون داده یکی از این پیروزی ها همین شهدامون هستن...
#حاح_قاسم
┄┅ ❥❥❥ ┅
#جان_فدا
لینک کانال روایتگران راهیان مکتب حاج قاسم
🍀⚘🍀⚘🍀⚘
http://eitaa.com/maktabehajqasemsoleimani
#گلزار_شهدای_کرمان
#زائر
🔵قراره سه گروه صدنفره
از نیروهای شهرداری کرمان
برای ارائه ی خدمات به
زائرین پاکستانی به مرز
ریمدان عازم شوند...
🔷که امروز اولین گروه از
این عزیزان باحضوردرگلزار
شهدای کرمان ، و قرائت
زیارت عاشوراراهی مناطق
مورد نظر شدند..ـ
┄┅ ❥❥❥ ┅
#جان_فدا
لینک کانال روایتگران راهیان مکتب حاج قاسم
🍀⚘🍀⚘🍀⚘
http://eitaa.com/maktabehajqasemsoleimani
5.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💔حاج قاسم خطاب به جمعی که پنج رفیقشان شهید شده اند :
🍃این همه زن وبچه بین این
همه گرگ منتظر شما هستند
پنج تا قربانی دادیدخدا از شما
قبول کنداونهایی که به این
شهدا نزدیک هستند صاحب
عزا هستندبه دیگران بیشتر
روحیه بدهید ولی مصیب
نیست که ، عشقه ...
#مدیون_شهدا_هستیم
#یادشهداکمترازشهادتنیست
#باشهـــداوسیّدالشُّهداتــاظهــــور
┄┅ ❥❥❥ ┅
#جان_فدا
لینک کانال روایتگران راهیان مکتب حاج قاسم
🍀⚘🍀⚘🍀⚘
http://eitaa.com/maktabehajqasemsoleimani