دفترچه خاطرات دوستان و یاران📝
روایت عشق
شبی که حاج احمد کاظمی به شهادت رسید، یکی از سختترین لحظات حاج قاسم بود. او رفتن یار و رفیق دیرینش را باور نمیکرد. حاج احمد در شهادت گوی سبقت را از حاج قاسم ربوده و زودتر از او آسمانی شده بود. وقتی حاج احمد کاظمی به شهادت رسید، سردار سلیمانی چندی بعد در گفتوگویی با بغض و درد چنین گفت: «الهی دردت بخوره تو سرم اصطلاح من بود نسبت به احمد. من دلم میخواست واقعاً آنچه مکنونات قلبی من است را بیان کنم. از خدا این رو میخوام که خدا هر چه سریعتر من را به او ملحق کند. به او اگر بنویسم، این را خواهم نوشت من را ببر...»
دعاهای حاج قاسم پس از سالها تعبیر شد و نزد حاج احمد رفت. دو فرمانده با سیمایی آرام و محبوبیتی در دلها رسم رفاقت را بجا آوردند و بار دیگر به هم رسیدند. دو مرد که هر دو از بهترینهای زمانهشان بودند، آسمانی شدند و نقش مهم و سرنوشتسازشان برای مقابله با دشمن هیچگاه از حافظه مردم یک سرزمین پاک نخواهد شد.
♥️♥️♥️🌷♥️♥️♥️
کانال مکتب سردار سلیمانی
مکتب شهادت و جاودانگی
@maktabesardarsoleimani
🌷🌷🌷♥️🌷🌷🌷
یاد یاران سفر کرده بخیر
دفترچه خاطرات سردار سلیمانی از
سردار شهید علی عابدینی🌷
یادمه علی مجروح شده بود و جراحت سختی داشت. به دستور دکتر باید نمازش را نشسته می خواند،
ولی رعایت نمی کرد.
یک روز بهش گفتم:
چرا به دستور دکتر عمل نمی کنی؟
چرا ایستاده نماز می خوانی؟
پس از کمی تامل پرسید: وقتی فرمانده لشکر به چادر میآید من همین طور
می نشینم یا بلند می شوم؟
پاسخ دادم: نه بلند می شوی و احترام می گذاری
گفت: من در مقابل فرمانده لشکر
نمی نشینم و بلند می شوم
چطور در برابر خدا بنشینم؟"
روح مطهر سردار دلها و یاران شهیدش شاد با ذکر صلوات
♥️♥️♥️🌷♥️♥️♥️
کانال مکتب سردار سلیمانی
مکتب شهادت و جاودانگی
@maktabesardarsoleimani
🌷🌷🌷♥️🌷🌷🌷
دانلود آهنگ جدید ابوالفضل اسماعیلی بنام مدافعان حرم.mp3Abolfazl Esmaili WwW.Pop-Music.Ir
زمان:
حجم:
4.3M
❤️ مدافعان حرم #زینب
🎤 ابوالفضل
🖤 #وفات_حضرت_زینب
هدیه به حضرت زینب کبری س و
سردار دلها و مدافعان حرم صلوات
♥️♥️♥️🌷♥️♥️♥️
کانال مکتب سردار سلیمانی
مکتب شهادت و جاودانگی
@maktabesardarsoleimani
🌷🌷🌷♥️🌷🌷🌷
سرزمین نینوا یادش بخیر
کربلای جبهه ها یادش بخیر
روایت عشق دفترچه خاطرات سردار دلها سلیمانی عزیز از عملیات کربلای پنج و دوستان و یاران شهیدش📝
شهید سلیمانی:
شب وداع عملیات کربلای پنج چراغها خاموش شد،همه دست در گردن هم انداخته بودند ووداع می کردند.
شهید مشایخی گفت در همسایگی خانه ما، هم در سمت راست و هم سمت چپ، بچه یتیم بسیار هستند. من روی بازگشت به جیرفت را ندارم. تصمیم گرفته ام پاهای خود را ببندم که عقب نشینی نکنم قصد شهادت دارم.آن شب گذشت. صبح روز بعد روی خاکریز داخل سیمهای خاردار یک صحنه تماشایی نظرم را جلب کرد. عیناًمثل کربلا بود.
آنجایی که امروز شاید از دید زائران شلمچه ناپیدا باشد. بالای سیمهای خاردار دستهای قطع شده و ابدان مطهر شهدا روی آب قرار داشت. جنازه حاج علی محمدی پور و علی عابدینی در کنار دژ در زیر تیر بار دشمن روی زمین افتاده بود،بعد هم یکی پس از دیگری همه رفتند.
وقتی از کانال ماهیگیری برگشتم، هیچکس نمانده بود انگار همه با تمام وجود تلاش برای رفتن داشتند.کربلای پنج یک نبرد خونین بسیار مهم و سرنوشت ساز دفاع مقدس بود.
یاد سردار دلها و یاران شهیدش شاد
با ذکر آسمانی و ملکوتی صلوات
♥️♥️♥️🌷♥️♥️♥️
کانال مکتب سردار سلیمانی
مکتب رفاقت و شهادت و جاودانگی
@maktabesardarsoleimani
🌷🌷🌷♥️🌷🌷🌷