حیف که دست و بالم بسته بود..!
وگرنه بیشتر دوستت میداشتم(:
بیشتر نامه برایت مینوشتم
بیشتر در خیالم باتوسخن میگفتم
بیشتر درفراقت اشک میریختم
بیشتر پاییز رادوست میداشتم
بیشتر زیر باران شعرمیخواندم و درخیالت غرق میشدم
بیشتر بوی چاۍ هل و دارچین مستم میکرد
حیف که دست و بالم بسته بود وگرنه ازدور که میدیدمت به سمتت پرواز میکردم و درآغوشت پناه میگرفتم
بیشتر شب که میشد برایت میخواندم "من شب رو به خاطر ماه دوست دارمو ماه رو به خاطر تو(:"
آخر مولایم علی میگوید هیچ ذلتی را بالاتر از این ندیده ام که دلم به کسی مشغول باشد که دلش از من فارغ است
من به تو مشغول بودمو تو در عالم خودت سیر میکردی
میدانم..
با اینکه تورا خیلی دوست داشتم ولی مولایم را بیشتر تر دوست دارم اگر تورا میخواستم،برای هوس وعشق های توخالی نبود ولی...
اصلا ولش کن
همان بهتر که دست و بالم بسته بود...
-ملموس🌱
eitaa.com/malmus_ir
پیامبر ما کسی بود که
برای تسلیت به کودکی که
گنجشکش مرده بود، میرفت...!
#شهادتخاتمالانبیا
eitaa.com/malmus_ir