هوا جوری سرده که استخوونم داره خُرد میشه. زمین خیابون خیسه و چالههای خیابون پر از آبه. یه نسیم خنک میوزه و دقیقاً همین آبوهوا فیوریت بندهست.
«منِفیالحال»
برای امروز: خدایا، نذار هیچچیز بیشتر از تو برامون خواستنیتر بشه.
برای امروز:
خدایا این پدرسگا، هم ادبرو از ما گرفتن هم توی مناجاتهای سر صبحمون وقفه انداختن. خواستم بگم اول که نگذر ازشون، دوم اینکه مارو قرآنخون و قرآنیِ خودت قرار بده. قرآن واقعی، قرآن حقیقی. این بیارادگی ما در برابر قرآن خوندنرو ازمون بگیر.
عقبماندهی عقدهای، این ترقهی بیصاحاب رو ببر خونه بشین روش تا چهارشنبهت سوری شه. نزنش. قلبمون منفجر شد.
«منِفیالحال»
آقای جلیلی، شما کجای میدان ایستادهاید؟
دوست دارم همین حرفشونو سر انتخابات و مناظرههاشون بزنم. «اینکه چند جملهی قشنگ بیان میکنید و یک طعنه به بقیه میاندازید و شروع میکنید به حزباللهیبازی، شاید یک جاذبههای داشته باشد ولی کار برای مردم نمیشود.
کسی نمیتواند بگوید من به دنبال منافع مردم هستم و بعد از اینهمه سال، تنها کارنامهی انقلابیاش شرکت در انتخابات و خرابکردن اتحاد مردمی باشد. کارنامهای ارائه نکند. اینها همه بخورد بر سر من. هیچ توئیت/ویراستی برای مردمی که در مناظرهی ۱۴۰۳ خودش را تحتالشعاع قرار میداد نزند. مردمی که زیر آواراند و حداقل توقعشان، دلگرمیهای متنیست. در حد آقای لاریجانی صحبت و کار نکردید. در حد خودتان بعد از این همه مدت ساکت بمانید.»
هدایت شده از خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
به حرف های بُکاء فکر میکنم و میبینم چقدر خوبه گاهی از چهارچوبِ تعصبات خارج شیم و با دید وسیع تری به بعضی چیزها نگاه کنیم.
با این پیام، خاتمهی بحث رو اعلام میکنم. خیلی شفاف و کامل همهی جزئیات رو بهتون توضیح دادم. دیگه جایی برای شبهه نمیمونه. این بین ممنونم از همتون که صادقانه، بدون تعصب گوش دادید و خیلیهاتون موافق بودید. بچهها! خیلی به این دید و بصیرت آزادانهتون افتخار کنید. دوستتون دارم. شبتون بهخیر.