eitaa logo
«منِ‌فی‌الحال»
1.3هزار دنبال‌کننده
176 عکس
31 ویدیو
3 فایل
• - وجود مشدد، در تشدیدِ شدیدت. - محورِ گزافه‌گویی‌های نیمه‌وقت تقلید شما از متون و رسانه‌های کانال موجب نارضایتی بنده‌ست. • یقیناً کلهُ خیر / خیره ان‌شاءالله • ،، این‌جا در آن‌یکی نرم‌افزارِ میهنی: https://ble.ir/mane_felhalhttps://virasty.com/Im_Boka
مشاهده در ایتا
دانلود
- تابه‌حال شده برای اولین‌بار آدمِ محبوبِ زندگی‌تان را ببینید؟ حتماً در آن لحظات اولین اتفاقی که برایتان می‌اُفتد شوکه شدن است. و بعد، پس از لحظه‌ای به کوتاهیِ پلک‌زدن؛ چیزی در سینه‌تان بی‌قراری می‌کند. انگار که آن‌چیز به هرطرف می‌کوبد تا بتواند بیرون بیاید و او هم به تماشای واقعه بپردازد. در میانه‌ی یک رویا ایستاده‌ام. چیزی که در خواب‌های شبانه‌ام هم نمی‌توانستم تصورش کنم. حالا که من این‌جاام. روبه‌روی تو. و روبه‌روی چهره‌ی ماهِ شبِ چهارده تو. صدای جمعیت قطع می‌شود. قطع نمی‌شود، من دیگر نمی‌شنومشان. چقدر این‌جا شلوغ از آدمی زاد است و من می‌دانم تک‌به‌تک‌شان را می‌بینی و هر شب برایشان دعا می‌کنی./
- هر شب برایشان دعا می‌کردی. فعل‌ها ماضی می‌شوند. من تورا دیده «بودم». تو مارا دیده «بودی». تو صحبت «می‌کردی». من و هزاران‌نفر مثل من گوش به حرف‌هایت سپرده «بودند». من پیش از آن‌که به بهشت‌الله بروم، در زمین تجربه‌اش «کرده‌بودم». همان زمان که بیت‌را «گفته‌بودی» دخترانه کنند به پاسِ دختران و زنان و مادرانِ آینده‌ی سرزمینت. زن را «می‌شناختی» و چه خوب می‌شناختی. هرجا که «بودی»، کرامت زن معنا می‌شد. از محل سخنرانی‌ات در بیت بگیر تا سیره‌ات و سلوکت و سراجت. آماج راه زن. نگه‌بان و مِهربانِ زن. و حالا میلادت مبارک «بود»، «هست»، «خواهد بود».
«تو» خیلی خوشگلی.
«منِ‌فی‌الحال»
از همه‌ی این صحبت‌ها که عبور کنیم، الآن خونواده‌ی «منِ‌فی‌الحال» بیشتر از 1.1k عضو داره و بابتش خرسن
« هزار و دویست » دوازده‌صد نفر که از کنار اینجا نگذشتند. ایستادند، خواندند، ماندند.
only مشهد can fix me.
بنده در شش‌ماهِ اخیر:
صدام کن ابوطالب حسینی، چون‌که: «الآن دلار چنده؟ ۷۸ تومن؟! به‌خدا دلت برای دلار ۷۸تومنی تنگ می‌شه.»
شبیهِ چهارپا در باتلاقِ مرگ وامانده‌م.
این رستم تهمتن، چندوقته نمیتهمتنه. لطفاً بتهمتنونیدش.
خدایا من نمی‌خوام مثل بقیه‌ی بنده‌هات ساده و بی‌حاشیه باشم. خدایا من عاشق خریت و کارای عجیب‌غریب، تو مسیرِ توعم. خدایا من نمی‌خوام تو تاریخ مثل هر هزاران‌میلیارد انسان‌هایی که آفریدی و به هیچ دردی نخوردن، حل بشم. خدایا من از عام‌العام بودن متنفرم. خودت مسیر و عاقبت منو جوری تعیین کن که بمونم. رفتنی نباشم، حل شدنی‌هم.
از جزئیات و زیباییِ امشب می‌خوام گوشه‌ی اتاق گریه کنم. می‌آید باهم؟
«منِ‌فی‌الحال»
از جزئیات و زیباییِ امشب می‌خوام گوشه‌ی اتاق گریه کنم. می‌آید باهم؟
کتاب‌سرای زائر، چای‌خونه رضوان، بیست دقیقه تاخیر، پتوس، «+از پاپیون کیفت شناختمت»، نمِ‌بارون، چای و شیرینی، «-خدایا پیچ بارونتو شل‌ کن»، بارون شدید، چای و شیرینیِ خیس، توت‌بگ توی بگ، بارون شدیدتر، «-خدایا پیچ بارونتو شل‌تر‌ کن»، بارون خیلی شدید، قدم زدن زیر بارون، «-مامان خیالت راحت خیس نمی‌شم مراقبم»، لچ آب شدن، قدم زدن تو صحن‌های خالی، «+دعاهات بگیره‌ها»، «-دعا کن لیلی‌خانوم ما آمین بگیم»، ایستادن زیر طاق، «+چی‌کار کنیم؟»، «-بریم دوباره زیر بارون»، «+روسری‌م خیسه نمی‌شنوم چییی؟»، «-برییمممممم زیررررر باروووننننن»، دوییدن تا رواق امام خمینی(ره)، موندن رد آب بعد از هربار که قدم می‌زدیم، رواق، دوباره بیرون اومدن از رواق، «خدایا حالا اگر می‌گفتم ۱۷پرومکس قبول نمی‌کردیا، گفتم پیچ بارونو شل کن سریع گرفتی، دمت‌گرم دیگه»، سرویس، یک‌ساعت موندن تو سرویس، «-خانم ببخشید جسارتاً چرا خشکید شما؟((:»، بازهم سرویس، اتفاقات بامزه‌ی سرویس، بیرون اومدن از سرویس و مجددا بارون، «-خدایا پیچ‌شو سفت‌کن دیگه»، لِک‌لِک لرزیدن، کریچ‌کریچ شدن دندون‌ها، پناه آوردن به کافه، صدای تو خوب است؛ بگو دو قهوه‌ برایمان بیاورند، «-دوتا شکلات‌داغ لطفاً»، «نداریم»، «+دوتا موکا لطفاً+دونات داغ»، خیس شدن کافه، «+برام بنویس»، نوشتن، محسن‌چاووشی، د دان، «جسارتاً به‌جای بو نوشتی قو :))»، بسته‌بندی دونات‌ها، دابسمش گرفتن دوبه‌روی مناره‌ی باب‌الرضا(ع)، واکنش امام‌رضا(ع)، یخ زدن، خندیدن از روی ذوق، بغلِ آخر، برگشتن به عقب و دیدنِ دوباره‌ش، دوباره برگشتن به عقب و دیدنِ دوباره‌ش، سه‌باره برگشتن به عقب و دیدنِ دوباره‌ش، چهارباره برگشتن و دیدنِ دوباره‌ش، لبخند، بای‌بای و تمام ..