سلام بر ایران،
سلام بر هوای پاک،
سلام بر شهرهای به دور از آلودگی،
سلام بر آبهای خوشمزه،
و سلام بر دمای نرمال.
در هر زیارتِ عاشورایی که میخواندم، صدای من تنها نبود، نجوای شما هم به گوشم میرسید،
گویی کنارم "السلامعلیالحُسین" زمزمه میکردید.
«منِفیالحال»
،،
بیمار کهنهام، به علاجم چو راه نیست؛
امشب به جای نسخه برایم کفن بپیچ ..
هدایت شده از آنروزیکهدیگرنیستم.
سلام حانیه بوی برگه های کاهی و ریحون میده خداحافظ.
«منِفیالحال»
،،
معماریِ صحن ها، رواق ها و سرسرا هایش را دوست دارم.
همه سبز است و فیروزهای و آبی و لاجورد.
همه گچ است و کاشی و آینه و چوب.
همه بته است و ترمه و ترنج و شاهعباسی.
طرحِ "انسان" درش نیست و همان بهتر که نیست.
آدمی و جنایت هایش را چه به لطافتِ روحِ این سقفِ رنگین؟