هدایت شده از کافه نادری .
نقاش غزل تا به چشمان تو پرداخت
دیوانه شد و از طرز نگاهت قلم انداخت
هم قهوهی دستِ تو به اندازه طبیعیست
هم قهـوهایِ چشـمِ تو بسیار خمـار است
تقویمِ من امسال غـمِ مهـر ندارد
لبخند تو از اولِ پاییز، بهار است!