کلمات را بدون وسواس روی کاغذ می آورم؛
مینویسم تا شاید رها شوم...
تا شاید خالی شوم
من خودخواهم...
حس میکنم در حق کلمات ظلم کرده ام!
نمیدانم خواننده این کلمات چه کسانی هستند ولی صدایی در گوشم می گوید در حق او هم ظلم میکنم....
لااقل خواننده میتواند تصمیم بگیرد که نخواند؛
اما کلمات اختیاری ندارند. همیشه معنایی میدهند بی آنکه بخواهند^
نمیدانم انتخاب کلمات کدام است؟
اینکه تاثیری همیشگی روی قلب آدم ها بگذارند و زخمی به عمق دره ای در دل کوه به وجود آورند؟ یا اینکه لبخندی زودگذر اما زیبا را به دنیا هدیه دهند!؟
شاید دلشان به رحم بیاید و بگویند:بگذار فقط بخندد و بعد مارا به گوشه ای پرتاب کند
شاید هم بگویند: در نهایت که به ما ظلم میشود پس بگذار انسان تا ابد مارا به خاطر داشته باشد و تقاص کارش را پس دهد.
نمیدانم؛
ولی مطمئنم تا ابد مدیون کلماتم
کلماتی که زندگی بخشیدند،
کلماتی که زندگی را یاد دادند،
آنها که روایت کردند،
و حتی آن دسته ای که زندگی را گرفتند،
امیدوارم روزی برسد که قلمم اختیارش را از دست بدهد و کلمات او را کنترل کنند
آنوقت حتما همه جای دنیا نوشته ام را فریاد میزنم
تا آن روز احتمالا سکوت میکنم...
#قلمشکسته
منِپنهان:)
کلمات را بدون وسواس روی کاغذ می آورم؛ مینویسم تا شاید رها شوم... تا شاید خالی شوم من خودخواهم... ح
لطفا بخونین واقعا از ته قلبم بود😭
نظرتون رو هم بگین🥲
https://eitaa.com/mywonderfu_talent/1343
اوایییییی🥲🥲
براش دعا کنیننن😭😭
ایشالا زودیییی خوب شیی