eitaa logo
دانلود
انقدر تو طول روز لبخندزورکی حواله این و اون میکنم وقتی وارد خلوت خودم میشم فکم درد میکنه.
پرسید غمگینی؟ گفتم خسته‌ام. گفت خسته و مأیوس؟ گفتم خسته، فقط خسته، بسیار خسته. [امروز جز اون تیکه_اگه خسته‌ای سرتو به شونه‌ی من تکیه بده_ خیلی داغون بود]
_
اینکه ما آدمها بلاخره یه‌روزی فراموش میشیم زیادی قلبمو مچاله میکنه.