من بارها و بارها سعی کردم خشم جمعی و توجهش به هرچیز درست و یا غلطی رو درک کنم، از چشم هرکس، هر دوست و هر غیردوست هزار نگاه کنم و بارها به خودم گفتم که این و اون کردن اشتباهه، اینجا فقط یک «ما» وجود داره و حالا آدم ها فقط حالم رو بهم میزنن.
آیا من خشمی ندارم؟ آیا تا ابد باید خفهخون بگیرم چون مردم خشمگین هستند و نیاز دارن درک بشن و برای همین با عقل سلیم پیش نمیرن و هیجان زدهان؟ برای همین ممکنه به تمام مقدسات، وجود و اندیشه های متفاوت توهین کنند و این نباید سنگدلی یا بد بودن تلقی بشه؟ پس آیا من جزو مردم نیستم؟ و آیا من حق خشمگین بودن رو ندارم؟ آیا من نیاز به درک شدن ندارم؟ چرا باید تا ابد سعی کرد دیوار های خودساخته عده ای رو از بین برد و خشم فروخورد تا شاید خشم جمعی آروم بگیره؟ چرا باید مدام خود رو ثابت کرد و توضیح داد وقتی شنیدن فایده ای نداره؟ پس عده پشت دیوار چی میشه؟ پس خشم جمعی دیگری که شعله ور شده چی میشه؟ مفهوم «ما» همین الان هم به اندازه کافی تکه و پاره شده و درک یک طرفه تا کجا قراره خاطره «ما» رو نگه داره؟
من اینجا واقعا حس میکنم دارم عقلم رو از دست میدم، و تقریبا میلی به تلاش برای درک دوباره برام نمونده، فقط حس میکنم آتیش گرفتم از ظلمی که آدمیزاد به هم نوع خودش داره و غم و شادی گزینشی که برای اهدافش به پای اون میریزه.
آتیش میگیرم که خون هایی ریخته میشه که تا ابد قابل جبران نیست.
مگر یک انسان چند بار فرصت زنده بودن داره؟ چند بار فرصت زندگی کردن داره؟
منِمن
من بارها و بارها سعی کردم خشم جمعی و توجهش به هرچیز درست و یا غلطی رو درک کنم، از چشم هرکس، هر دوست
خدایا از جوامع انسانی به جوامع حیوانی پناه میبرم
داره بارون میاد و من الان واقعا دیگه توان بحث کردن رو ندارم وقتی هرچند ثانیه صدای انفجار و شکافتن هوا رو میشنوم.
دستم روی صفحه کیبورد خشک شده و ترجیح میدم جای تایپ کردن جملات نامفهوم فقط نفس بکشم.
حالم از کلمه های قشنگی که برای قایم کردن خودت و وسط بازی استفاده میکنی بهم میخوره عزیزدلم.
جنگ و کشتن جنایته و هیچ ملتی هیچ کجای دنیا با کشتار به روزهای بهترش نرسیده، تاسف برانگیز و تهوعآوری.
هدایت شده از گروه جهادی نصرالله
-بسم الله الرحمن الرحیم-
با توجه به وضعیت موجود
در شهر تهران و شرایط آواربرداری
و نیاز به تامین امنیت،
تعدادی از بسیجیان و جان برکفانِ
آقا امام زمان، برای تجدید قوا
نیاز به غذا برای افطار و سحر دارند.
با توجه به فعالیتهای گستردهی این عزیزان
و اینکه حتی فرصتی برای نشستن
و غذا خوردن هم ندارن،
بنا بر اینه که غذا رو براشون
به صورت لقمه آماده کنیم
و به دستشون برسونیم،
تا حمل و خوردنش در فرصت مناسب
براشون مایهی اذیت نباشه.
اگر دوست دارید در رسوندن اطعام
به این عزیزان سهیم باشید،
هر مبلغی که از دستتون بر میاد
به شماره کارت زیر واریز کنید.
+
۵۰۴۱۷۲۱۲۴۵۱۲۹۹۸۷به نام فاطمه قربانعلی به مدد الهی گزارش ریز به ریز فعالیتها به اطلاع شما عزیزان میرسه. -گروه جهادی نصرالله- eitaa.com/Jahadi_nasr
منِمن
-بسم الله الرحمن الرحیم- با توجه به وضعیت موجود در شهر تهران و شرایط آواربرداری و نیاز به تامین امن
بچه ها جونی اینجا واسه بچه های خودمونه
اگه میتونید کمک نقدی داشته باشید و اینکه پخشش کنید لطفا
مرسی ازتون💘
بچه ها جون این چیزی که الان دارید سرش ناله میکنید و فریاد وامصیبتا براش سر میدید جشن و پارتی نیست، اسمش روحیه حماسه هست که قبل امشب هم بود و امشب هم که دیگه پررنگتر شد که هیچ منافاتی هم با عزاداری نداره.
روضه و عزاداری هم کار کردش صرف اشکآفرینی نیست، باید چارتا چیز هم ازش یاد گرفت دیگه، و والا که از امام علی (ع) بزرگترین درسی که باید بگیریم شجاعت و حماسه آفرینیهاشون هست.