#چالش🎁
#معجزه
#پیاممخاطب🔽
سلام به همگی اعضای محترم کانال
درباره ی چالش دوبار واقعا مرگ را به نحوی خیلی کوتاه تجربه کردم و در هر دوبار با خواندن آیه الکرسی ومدد حضرت زهرا س به از آن حال خارج شدم
روزی هم خواهرم داشتند قطره طلا یا همان آلو زرد میل میکردند که هسته درون گلویشان گیر کرد ایشان تا مرز خفگی پیش رفتند مادرم آب کاسه آیه الکرسی را به صورتشان پاچیدند و من با چشم خودم دیدم هسته از دهانشان به بیرون پرت شد
در روز عید فطر۲سال پیش اتفاق افتاد
ما منزل مادرهمسرم بودیم
پدر همسرم رفتند برای خرید بیرون پسرم گفت میخواهد برود پیش پدربزرگش چند بار او را منع کردم .دیدم بدو بدو رفت مسافتی را می رفت که انتهایش خیابان اصلی بود هر چی صداش کردم نایستاد .من می دویدم و هیچ کس نبود که او را بگیرد .داد میزدم حضرت زهرا س حضرت حسین...رسیده بود به پیچ کوچه من ناامید فریاد زدم یا امام زمان 😭😭😭😭دیدم بچه ای که بدون هیچ مشکلی میدوید انگار یکی هولش داد خورد زمین ...بالای چشمش جایی که اگر کمی پایین تر بود چشمش آسیب میدید زخم می شد...معجزه بود که پسرم به خیابان اصلی نرسید...یا صاحب الزمان ادرکنی
✅️کد49
🧕🏻@mano_maman🌿🥘🌸
#چالش🎁
#معجزه
#پیاممخاطب🔽
زیاد تو زندگیم معجزه داشتم خواستم یک خاطره بگم اتفاقا از برآورده نشدن دعا،من و همسرم سالهاست که صاحب فرزند نمیشیم من همیشه خیلی با تضرع و ازته دل برای بچه دار شدن دعا میکردم یک سال ماه رمضان همش شب ها تا سحر مناجات میکردم و میگفتم تا درهای آسمان باز هست من باید حاجتمو بگیرم یک روز تو ماشین بودیم یه لحظه فکر کردم این چندمین ماه رمضان هست که انقدر از خدا بچه خواستم و هرچه درمان کردیم نشدما همیشه رادیو آوا گوش میدیم اونروز به طرز عجیبی موج رفت رو رادیو معارف و دقیقا همون لحظه که من تو اون فکر بودم حاج آقارفیعی تو برنامه رادیو گفتن ممکنه یک چیزی به صلاح نباشه مثلا یک نفر بچه میخواد وخدا یک پسری بهش میده که اون بچه بیچارش میکنه و میگه کاش که اصلا بچه نداشتم
اون لحظه شنیدن این حرف برام مثل معجزه بود. از اون روز به بعد خیلی حالم بهتره دعا میکنم،دکتر هم میرم،ولی دلم آرامه ومیگم خدایا هرچی به صلاحمه🙏🤲
✅️کد50
🧕🏻@mano_maman🌿🥘🌸
#چالش🎁
#معجزه
#پیاممخاطب🔽
سلام
«برای چالش معجزه »
من چند سال بود بچه نداشتم 😞
به چند کلینیک هم مراجعه کردم ولی نتیجه نگرفتم 😔
بعد به امام رضا علیه السلام متوسل شدم ونذر کردم و معجزه اش را دیدم😊
خدا به من یک دختر هدیه داد❤️
اول خدا بعد امامان به ما کمک می کنند 🌹
انشاالله همه حاجت روا شوند🌺
✅️کد51
🧕🏻@mano_maman🌿🥘🌸
#چالش🎁
#معجزه
#پیاممخاطب🔽
با سلام خدمت شما.
من خیلی خیلی امام حسین علیه السلام رو دوست دارم.دقیقا سال 91بود که توی خونه تنها نشسته بودم و کتاب در مورد امام حسین میخوندم خیلی دلم شکست و از آقا خواستم منم بطلبن برم کربلا .نیم ساعت بعد همسرم از اداره آمدن خونه و ماجرا رو گفتم.ایشون گفت اسمت رو بنویس و برو .چون عمه جانم و بچهها شون کاروانی میرفتن . گفتم جا ندارن .گفت حالا زنگ بزن .همینکه به عمه ام گفتم.گفت همین امروز یه نفر کنسلی زد و نمیاد و من رفتم کربلا .هیچ وقت لطف آقا رو فراموش نمیکنم
✅️کد52
🧕🏻@mano_maman🌿🥘🌸
#چالش🎁
#معجزه
#پیاممخاطب🔽
سلام وقتتون بخیر
من عینک میزدم و به خاطر شرایطم نمیتونستم چشمام را عمل کنم عازم سفر کربلا شدم ونیت کردم به امید شفای چشمانم
در کربلا دسته عینکم شکست و نتونستم عینک استفاده کنم در روز آخری که در حرم بودم احساس کردم که چشمانم مثل دوربین شده و من همه چیز را واضح تر از اون چیزی که هست میبینم😭😭والان دوسال از اون روز میگذره ومن دیگه عینک نمیزنم 😭😭
به امید حاجت روایی همه شما عزیزان 🙏
✅️کد53
🧕🏻@mano_maman🌿🥘🌸
#چالش🎁
#معجزه
#پیاممخاطب🔽
برای چالش معجزه
سلام خانم قربانی عزیز...من تو زندگیم بارها معجزه دیدم...اما شاید مهمترینش این بود که دوتا معجزه در یک روز دیدم..دختر کوچیکم که چهار سالش بود مریض شده بود تو شهرستان چندتا دکتر رفتیم گفتن باید عمل بشه...گفتیم ببریم تهران...نوبت گرفتیم و بردیم دکتر..دکتر گفت اوضاعش خیلی بده...فردا اول صبح نوبت میدم یه سی تی بگیرین بلافاصله برای عملش اماده بشین...صبح عملش کنم...ما اومدیم خونه.صبحش من و دختر کوچیکم اومدیم بیمارستان..دختر بزرگم با باباش رفت ترمینال که با عموش برگرده شهرمون...موقعی که دخترمو میخواستن برای سی تی ببرن تو دهنش خاک تربت گذاشتم و به امام حسین گفتم تو خودت معجزه کن...سی تی انجام شد بردیم پیش دکتر..سی تی قبلی و جدید رو دید گفت معجزه شده بچه ت سالمه سالمه برو به زندگیت برس و خدا رو هزاران بار شکر کن😭😭😭😭.همون موقع زنگ زدم به باباش که دختر بزرگتر رو نفرست بره بیا با هم بریم.گفتم معجزه شده...گفت اینجام معجزه شده..بچه م با باباش با اتوبوس داشتن میرفتن دخترم تو قسمت خانمها بود باباش آقایون..اولین ایستگاه که رسیدن فکر کرد باباش پیاده شده اونم پیاده شده بود.باباش تا انتهای مسیر رفت وقتی پیاده شد بچه رو ندید...خلاصه دخترم تنها داشته میچرخیده که یه خانم بهش گفته بیا بریم پیش پلیس...خدا رحم کرده که بچه دزد نبوده..اونجا شماره ی باباشو داده و اونا تماس گرفتن و اومد دنبال بچه م...هیچ وقت اون روز رو یادم نمیره
✅️کد54
🧕🏻@mano_maman🌿🥘🌸
#چالش🎁
#معجزه
#پیاممخاطب🔽
من 11سال پیش دانشجوی کارشناسی ارشد بودم ی امتحان سخت که از 5تاسوال هیچ کدومش رو بلد نبودم با اینکه درس روهم خونده بودم ی لحظه تو اوج نا امیدی یکی بهم گفت قمر بنی هاشم رو صداکنم، هنوز باورم نمیشه 3تا سوالشو جواب دادم و با نمره خوبی درس رو پاس کردم، حضرت ابالفضل چقدر سریع صدامو شنید.
✅️کد55
🧕🏻@mano_maman🌿🥘
🌸
#چالش🎁
#معجزه
#پیاممخاطب🔽
ما تو. خونمون هرساله روضه خونگی داریم هرساله ۱۰ روز از اربعین. امام حسین تا شهادت امام رضا . این خاطره چت سال پیش قبا از ازدواجم. اتفاق افتاد. هنوز پدر مادرم. کربلا نرفته بودن. یه روز از روستامون چند رفته بودن کربلا. من اومدم از پنجره خونمون نگاه میکردم. دلم شکست همون جا به امام حسین گفتم. هرساله پدر و مادرم من براتون روضه میگیرن. شمارو دعوت میکنن.خونشون. آقا جان بابای من کشاورز. در آمد آنچنانی نداره. خودت بطلبشون. شما هم یه بار. پدر مادر منو دعوت کن بیان. خونتون. خیلی آرزو دارن بیان زیارت. طولی نکشید. همه چیز. یه دفعه اتفاق افتاد. پدر و مادر من. رفتن کربلا. مثل یه معجزه بود. هنوز. اون روز یادم. چجوری دلم شکست. از آقا خواستم. من چهل سه سالم هنوز لیاقت نداشتم برم کربلا زیارت. 😭 از خدا میخوام. قسمت کنه با پدر و مادرم. برم کربلا🤲🤲
✅️کد56
🧕🏻@mano_maman🌿🥘🌸
#چالش🎁
#معجزه
#پیاممخاطب🔽
سلام خانم قربانی عزیزم
من در ۱۶ سالگی دچار سرطان خون شدم و دکترا منو جواب کردن گفتن تا ۶ ماه بیشتر زنده نیست خلاصه بعد از کلی شیمی در مانی و پیوند مغز استخوان بدن من خیلی ضعیف شدخیلی عذاب و درد کشیدم تمام موهای سرم ریخته بود و فقط یک ماه تونستم دووم بیارم و دکترا گفتن که دیگه ببرینش خونه 😔
خانم قربانی جان باور کنید که سه روز بود دیگه حتی یه قطره آب هم نمیتونستم بخورم دیگه نا و رمقی نداشتم که حتی دستمو بیارم بالا فقط چشممو میتوستم باز و بسته کنم که خوابی دیدم 😔😔
خواب دیدم که آقایی قد بلند که کت سبز بلندی پوشیده بود و در همون بیمارستانی که من بستری بودم اتاق به اتاق تمام مریضارو ویزیت میکنن و تند تند شرح حال مریضارو مینویسن 😭 و منم کت ایشونو دو دستی گرفته بودم و بلند بلند گریه میکردم و فقط همین جمله رو میگفتم ( یا رسول اکرم ...یا رسول اکرم ) 😭😭😭😭
هنوزم که هنوز وقتی یاد میکنم و برای کسی تعریف میکنم گریه میکنم مثل همین حالا 😭 خلاصه صبح ساعت هفت از خواب بیدار شدم احساس کردم میتونم بلندشم
نشستم تو رختخواب دیدم حالم خیلی خوبه
صدای خواهر برادرام از آشپزخونه میامد
داشتن صبحانه میخوردن برن مدرسه
من بلند شدم و رفتم آشپزخونه همه با تعجب به من نگاه میکردن
مامانم گفت ملیحه کی تو رو آوورد اینجا
گفتم مامان خودم اومدم بخدا مامان من خوب شدم همون لحظه مامانم گریه میکرد خواهر برادرام گریه میکردن منم گریه کردم فقط میگفتم مامان تو رو خدا برو رختخوابمو جمع کن من خوبه خوب شدم
خلاصه مامانم زنگ زد محل کار پدرم ایشون راننده ی یه شرکتی بودن
اومدن و منو سریع رسوندن بیمارستان
اونجا از من آزمایش گرفتن و وقتی جواب آزمایش اومد گفتن اشتباه شده و دوباره باید آزمایش بگیریم
دوباره آزمایش گرفتن . همین لحظه تمام دکترای خون بیمارستانو پیچ کردن و اومدن اتاق رئیس و اونجا منو صدا کردن با مادر پدرم رفتیم داخل و همه ی دکترا تعجب مونده بودن که دختر ۱۶ ساله اصلا کوچکترین مشکلی نداره و همه چی نرمال بود 😭
اتفاقا در سن ۲۴ سالگی دخترم هم در همون بیمارستان بدنیا اومد و دکترا و پرستارایی که منو از اون زمان میشناختن واسم گل خریده بودن و به بخش اومدن و چقدر خوشحال بودن 🥰🥰🥰الان دخترم ۲۰ سالشه 😊
ببخشید سرتونو درد آووردم 🙏🙏
✅️کد57
🧕🏻@mano_maman🌿🥘🌸
#چالش🎁
#معجزه
#پیاممخاطب🔽
نگاه ویژه ی سیدالکریم به علی کوچولو💚 سال ۱۳۹۰ تصمیم گرفتم پسرم رو از شیر بگیرم. کودکی که وابستگی خیلی زیاد و عجیبی به شیر داشت و همه ی اطرافیان نگران بودن که چطور قراره این کار انجام بشه.
با راهکاری از کتاب ریحانهی بهشتی،و توکل بر خدا، رفتیم حرم حضرت شاه عبدالعظیم حسنی(ع) و تمام آداب را اجرا و متوسل شدیم به بزرگواران💚
توی راه برگشت از حرم پسرم خوابید...
وقتی بیدار شد، در کمال تعجب هیچ چیزی از شیر نگفت، نه شیر خواست، نه گریه کرد، نه حتی بهونه گرفت!
انگار نه انگار که تا دیروز وابسته شیر بود...
انگار این کودک اصلا نمیدونه شیر چی هست...
همه در شوک و مات و مبهوت این معجزه بودیم و هستیم.
💚 این خانواده خیلی کریمن... خیلی زیاد.
البته که در کل زندگی پر از معجزه است؛ بعضی را درک میکنیم و بعضی دیگر را فقط حس میکنیم💐
✅️کد58
🧕🏻@mano_maman🌿🥘🌸
#چالش🎁
#معجزه
#پیاممخاطب🔽
سلام برای چالش معجزه
عزیزجان خاطره ما مربوط میشه به امسال عید نوروز که رفتیم کربلا جای شما ودوستان خالی
دخترم روزه الی بود وباباش قول داده بود ببرش کربلا پول زیاد نداشنیم در حد کرایه رفت وآمد
وقرار بود هیچی نخریم ولی از اونحا که بچه ها عاشق خریدن همین که داشتیم به سمت حرم آقا میرفتیم واز توی بازار رد میشدیم دخترا عاشق یه سری لوازم تحریر شدن وخواهش کردن براشون بخریم اما پول نبود ودوست نداشتم پدرشون شرمنده بشه برا همین امروز وفردا میکردم تا روز آخر دخترم گفت مامان کاش ماهم اونقد پول داشتیم که بتونیم ست نقاشیا رو بهریم خیلی دلم سوخت رو کردم به آقا جان وگفتم آقا مارو شرمنده بچه ها نکن😭درست همون موقع یکی از دوستان عراقی مون رو دیدیم که چندسالی بود که ازش بیخبر بودیم وخیلی جویای احوالش بودیم ووقتی مارو دید خوشحال شد وبه عنوان عیدی عید فطر به دخترا ۲۰۰دینار داد همونجا بود که فهمیدم آقا پولی که در راه کربلا خرج کردی وچندبرابرش رو بهت برمیگردونه😭😭😭
✅️کد59
🧕🏻@mano_maman🌿🥘🌸
#چالش🎁
#معجزه
#پیاممخاطب🔽
من به همراه پسرم به شمال رفتیم ویکی از همسایه های آنجا که پسرش همبازی پسرم بود روزی برایش مهمان آمد وپسر من هم در آنجا بود از قضا همسر این خانم خروس زینتی داشت که خیلی گران قیمت بود واون روز گم میشه ومیندازن گردن پسر من که در حیاط رو باز گزاشته منخیلی دلم میشکنه وبه قبر شهیدی که درآنجا خاک بود رفتم وازش خواستم کمکم کند تا عابرویم در روستا نرود شب موقع خواب در هنگام بیداری چشمانم را یک لحظه بستم وصحنه ای جلو چشمم ظاهر شد که سر خروس در جایی گیر کرده وبعد چشمانم را باز کردم ودوروز بعد این اتفاق را برای همسایه تعریف کردم وهمسرش رفته بود وکل حیاط را گشته بود ودیده بود که سر خروس لای دیواری گیر کرده ،از آن روز هروقت به آنجا میروم سر خاک آن شهید میروم ودردودل میکنم
✅️کد60
🧕🏻@mano_maman🌿🥘🌸